مقدمه‌:

كيفيت‌ جوجه‌ توليد شده‌ به‌ دو عامل‌بستگــي‌ دارد. يكي‌ مرگــ‌ و مير كه‌مي‌تواند ناشي‌ از عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ يابندناف‌ و آلودگــي‌ به‌ قارچ‌ باشد و دوم‌بستگــي‌ به‌ مقدار جوجه‌هاي‌ وازده‌ وحذفي‌ دارد كه‌ اين‌ مورد به‌ فاكتورهاي‌بيشتري‌ بستگــي‌ پيدا مي‌كند كه‌ در جاي‌خود بحث‌ خواهد شد.

بنابراين‌ تلفات‌ اوليه‌ جوجه‌هاي‌توليد شده‌ را مي‌توان‌ به‌ دو دسته‌ تقسيم‌نمود:

مرگــ‌ و مير و حذف‌.

در اين‌ مقاله‌ سعي‌ شده‌ است‌ به‌طورتحليلي‌ به‌ شرح‌ اين‌ دو عامل‌ با توجه‌ به‌تجربيات‌ فارمي‌ پرداخته‌ شود.

مرگــ‌ و مير:

عمده‌ترين‌ علت‌ مرگــ‌ و مير اوليه‌عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ است‌ كه‌ بيشترين‌تلفات‌ را در هفته‌ اول‌ زندگــي‌ باعث‌مي‌شود كه‌ معمولا از روز سوم‌ زندگــي‌شروع‌ شده‌ اوج‌ آن‌ در روز هفتم‌ زندگــي‌است‌ و بعد از آن‌ به‌ تدريج‌ كاهش‌ پيداكرده‌ و حدودادر روز دهم‌ مرگــ‌ و ميرناشي‌ از عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ به‌ حالت‌عادي‌ برگــشت‌ مي‌كند.

بعد از عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ مي‌توان‌ ازعفونت‌ بند ناف‌ نام‌ برد و در انتها آلودگــي‌قـــارچي‌ كه‌ متداول‌ترين‌ آن‌ آلودگــي‌ به‌قــــارچ‌ آســــپرژيـــلوس‌ فوميگــاتوس‌است‌.

فاكتورهاي‌ موثردر مرگــ‌ و مير:

1ـ عفونت‌ كيسه‌ زرده‌
Yolk Infection

2ـ عفونت‌ بندناف‌
Omphalitis

3ـ آلودگــي‌ قارچي‌
Mold Infection

عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ و راه‌هاي‌انتقال‌ آن‌:

همان‌طور كه‌ گــفته‌ شد متداول‌ترين‌ ورايج‌ترين‌ علت‌ مرگــ‌ و مير در هفته‌ اول‌زندگــي‌ است‌.

اجرام‌ بيماريزا و غيربيماريزاي‌زيادي‌ در به‌ وجود آوردن‌ عفونت‌ كيسه‌زرده‌ دخالت‌ دارند كه‌ هم‌ مي‌تواند ازطريق‌ تخمدان‌ به‌ صورت‌ انتقال‌ عمودي‌يا از طريق‌ آلودگــي‌ مجراي‌ تخم‌ يااويدوكت‌ باعث‌ عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ شودو يا آلودگــي‌ از طريق‌ پوسته‌ تخم‌ مرغ‌صورت‌ گــيرد كه‌ اين‌ راه‌ بيشترين‌ حالت‌وقوع‌ عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ است‌.

راه‌هاي‌ انتقال‌ آلودگــي‌ درعفونت‌ كيسه‌ زرده‌:

1ـ انتقال‌ عمودي‌ از طريق‌ تخمدان‌
Ovarian Transmission

2ـ انتقال‌ از طريق‌ عفونت‌ اويدوكت‌
Salpingitis

3ـ انتقال‌ از طريق‌ آلودگــي‌ پوسته‌
EggContaminated

عوامل‌ ايجادكننده‌:

ميكروارگــانيسم‌هاي‌ مختلفي‌ باعث‌آلودگــي‌ و عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ شوند.باكتري‌
E.coli سردسته‌ اجرام‌ ميكروبي‌در عفونت‌ زرده‌ است‌ كه‌ هم‌ مي‌تواند ازطريق‌ عفونت‌ اويدوكت‌ باعث‌ آلودگــي‌كيسه‌ زرده‌ شود و هم‌ از طريق‌ آلوده‌شدن‌ پوسته‌ تخم‌ مرغ‌ كه‌ اين‌ حالت‌متداول‌ترين‌ شكل‌ بروز عفونت‌ كيسه‌ناشي‌ از E.coli مي‌باشد. علاوه‌ برباكتري‌ E.coliباكتري‌هاي‌ ديگــري‌ مثل‌پروتئوس‌ و باسيلوس‌ و... مي‌توانندباعث‌ عفونت‌ زرده‌ شوند.

در مواردي‌ كه‌ عفونت‌ توسط باكتري‌
E.coli ايجاد شده‌ باشد محتويات‌ عادي‌كيسه‌ زرده‌ كه‌ سبز زرد رنگــ‌ با قوام‌ ويژه‌كيسه‌ زرده‌ است‌ وقتي‌ عفوني‌ شد كيسه‌زرده‌ به‌ صورت‌ زرد قهوه‌اي‌ با قوام‌كازئوزي‌ تا مايع‌ زرد قهوه‌اي‌ تغيير شكل‌پيدا مي‌كند.

در بعضي‌ مواقع‌ نفوذ جرم‌ بيماري‌زااز ديواره‌ كيسه‌ زرده‌ باعث‌ انتشارآلودگــي‌ از طريق‌ پرده‌ صفاق‌ به‌ كيسه‌هاي‌هوايي‌ و حتي‌ باعث‌ تورم‌ عفوني‌ پرده‌قلب‌ و همين‌طور پري‌ هياتيت‌ تورم‌عفوني‌ پرده‌ روي‌ كبد مي‌شود.

درصد تلفات‌ ناشي‌ از عفونت‌ كيسه‌زرده‌ بستگــي‌ به‌ مقدار تخم‌ مرغ‌هاي‌آلوده‌ پاتوژنتيسه‌ و همين‌طور تعداد جرم‌بيماري‌زا دارد.

در مواردي‌ كه‌ عفونت‌ كيسه‌ زرده‌ناشي‌ از سالمونلا باشد تابلوي‌ كلينيكي‌بيماري‌ تفاوت‌ پيدا مي‌كند. عفونت‌ كيسه‌زرده‌ سالمونلايي‌ مثل‌
E.coli هم‌مي‌تواند از طريق‌ زرده‌ اتفاق‌ بيافتد، هم‌از طريق‌ پوسته‌ تخم‌ مرغ‌ كه‌ همانند فرم‌عفونت‌ كلي‌باسيلي‌ انتقال‌ از طريق‌پوسته‌ تخم‌ مرغ‌ متداول‌تر است‌.بيشترين‌ آلودگــي‌ مربوط به‌ دوسالمونلاي‌ متحرك‌ اينترايتيديس‌ وتيفي‌موريوم‌ هستند كه‌ به‌ شكل‌ باليني‌ در(Csubclinical) سكوم‌ و كيسه‌ صفراوجود داشته‌ و تحت‌ شرايط خاصي‌ مثل‌استرس‌ يكباره‌ تكثير پيدا كرده‌ و ازطريق‌ مدفوع‌ دفع‌ مي‌شوند در چنين‌مواقعي‌ احتمال‌ اين‌ كه‌ پوسته‌ تخم‌ مرغ‌به‌ يكي‌ يا هر دو نوع‌ سالمونلا آلوده‌شود وجود دارد. اين‌ آلودگــي‌ مي‌تواند ازطريق‌ آلوده‌ بودن‌ پوشال‌ لانه‌هاي‌تخمگــذاري‌ و يا آلوده‌ بودن‌ ناحيه‌ كلوآك‌صورت‌ گــيرد كه‌ در هر دو حالت‌ جرم‌بيماري‌زا احتمال‌ دارد قبل‌ از ضدعفوني‌شدن‌ تخم‌ مرغ‌هاي‌ قابل‌ جوجه‌كشي‌ به‌داخل‌ تخم‌ مرغ‌ نفوذ كرده‌ باعث‌ عفونت‌كيسه‌ زرده‌ شود. در اين‌ حالت‌ كيسه‌زرده‌ فرم‌ كازئوزي‌ گــرفته‌ و خشك‌ وچروكيده‌ به‌ نظر مي‌رسد و از آنجايي‌ كه‌جوجه‌هاي‌ آلوده‌ از بدو تولد وهمين‌طور در روزهاي‌ اول‌ زندگــي‌ جرم‌بيماري‌زا را دفع‌ مي‌كنند باعث‌ انتقال‌آلودگــي‌ به‌ جوجه‌هاي‌ سالم‌ ديگــر شود(برخلاف‌ ساير عفونت‌هاي‌ كيسه‌ زرده‌)در نتيجه‌ تعداد بيشتري‌ از جوجه‌هاي‌توليد شده‌ درگــير باكتري‌ شده‌ كه‌ البته‌ديگــر فرم‌ بيماري‌ تغيير كرده‌ و به‌صورت‌ بيماري‌ سالمونلوز يا پاراتيفوزبروز مي‌كند. بنابراين‌ افزايش‌ مرگــ‌ و ميرو افزايش‌ حذف‌ را به‌ دنبال‌ خواهدداشت‌.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 13:22  توسط مصطفی مشکور  | 

 

   نوشته شده توسط: مهندس مصطفی مشکور کارشناس ارشد علوم دام    

عموماً چربی و پروتئین شیر همبستگی مثبتی با جمعیت گاو شیری دارد. با ان علم که سطح ترکیبات شیر در نژادهای مختلف فرق می کند. هلشتاین پایین ترین و جرزی و گرنزی بالاترین چربی و پروتئین شیر را دارا می باشند.

مقدمه

شیرهای تولیدی در آمریکا بر پایه چربی پروتئین و موتد جامد در شیر خریداری می شوند. این روش قیمت گذاری جدید بر اساس ارزش اقتصادی اجزاء و ترکیباتی است که از شیر حاصل می گردد(پنیر ، کره ، شیر بدون چربی ، شیر خشک یا شیر خرخ کرده) که البته با تغیر شرایط بازار بالا یا پایین می رود. به عنوان یک نتیجه ، سطوح ترکیبات شیر رابطه مهمی با مدیریت گله دارد. به اضافه اینکه سلامتی و تغذیه گاو نقش بسزایی در آمد مزرعه ایفا می کند. در حقیقت مجموعه فاکتورهایی هستند که باعث تغییر در اجزا و ترکیبات شیر می شوند. عموماً چربی و پروتئین شیر همبستگی مثبتی با جمعیت گاو شیری دارد. با ان علم که سطح ترکیبات شیر در نژادهای مختلف فرق می کند. هلشتاین پایین ترین و جرزی و گرنزی بالاترین چربی و پروتئین شیر را دارا می باشند. اما هلشتاین نسبت به جرزی و گرنزی تولید شیرین را با مدیریت و تغذیه خوب می توان افزایش داد.

فاکتورهای مؤثر بر ترکیبات شیر:

1) فاکتورهای غیر تغذیه ای

2) فاکتورهای تغذیه ای

فاکتورهای غیر تغذیه ای:

- مرحله شیردهی:بالاترین درصد چربی و پروتئین شیر اواخر شیردهی و پایین ترین سطح آنها در بعد از زایمان مخصوصاً پیک تولید می باشد.

- سن :از اولین تا پنجمین دره شیردهی به علت افزایش سطح تولید شیر به ازای هر دوره ، چربی شیر 2/0% و پروتئین شیر 02/0% تا 05/0% کاهش می یابد.

- فصل:در فصول گرم و مرطوب کاهش درصد چربی و پروتئین شیر اتفاق می افتد و در فصل زمستان افزایش تدریجی در ترکیبات (چربی و پروتئین) شیر را شاهد هستیم. این تغییرات تحت تأثیر نوع خوراک و نحوه خوراک دادن تبدیا یا افزایش می یابد.

- ورم پستان:ورم پستان چربی و کازویین شیر را کاهش می دهد ولی در مقابل حجم پروتئین خون (گاما گلبولین) موجود در شیر را افزایش میدهد. حجم سلولهای بدنی (SCC) شیر در طی ورم پستان زاد می شود. گله هایی که در آنها ورم پستان وجود دارد SCC موجب کاهش 2-3 برابر قیمت شیرشان می گردد. در برخی کشورها برای اینکه گاوداریها ترقیب به تلاش برای کاهش SCC در شیر گله شان شوند جایزه قرار داده اند.

- اشتباهات فنی:از قبیل مشکلات خنک کردن شیر و تانک ، مشکلات نمونه گیری و لوله کی بی دقت در انتقال شیر می تواند منجر به کاهش چربی و پروتئین شیر گردد.

-ژنتیک و وراثت:ژنتیک تا 55% می تواند روی چربی و پوتئین شیر در گاوهای مختلف تأثیر داشته باشد البته نباید محیط و اثرات متقابل بین محیط و ژنتیک را نادیده گرفت. چربی و پروتئین شیر خیلی بیشتر از خود شیر و سایر ترکیباتش قابل توارث می باشند. شیر همبستگی مثبتی با مقدار چربی و پروتئین خود دارد ولی با درصد چربی و پروتئین دارای همبستگی منفی می باشد.

فاکتورهای تغذیه ای:فاکتورهای تغذیه ای تأثیر گذارترین فاکتورها بر روی شیر و ترکیبات آن می باشند که با نحوه مدیریت همبستگی مستقیم دارد. اگر تغییری در جیره حاصل گردد چربی شیر بیشتر تحت تأثیر قرار می گیرد تا پروتئین. برای مثال چربی شیر ظرف 7 تا 21 روز با عوض شدن جیره تغییر خواهد کرد در صورتی که پروتئین 3 تا 6 هفته طول می کشد تا این تغییر را نشان دهد.

منشاء ترکیبات شیر:

با هضم میکروبی فیبر جیره در شکمبه اسید استیک و اسید بوتیریک می شوند که پس از انتقال به پستان در تولید نیمی از چربی شیر شرکت میکنند ، نیم دیگر چربی شیر از طریق چربی موجود در جیره و چربی قابل تبادل در بدن تأمین می گردد. میکروبهای شکمبه ، پروتئینهای جیره زا به پروتئینهای میکروبی تبدیل می کنند که حاوی اسید آمینه های ضروری می باشد. این اسید آمینه ها توسط غدد پستانی برای تولید پروتئین شیر مورد استفاده قرار می گیرند؛ انرژی مورد نیاز برای این مسیر متابولیکی را گلوکز تأمین می کند. گلوکز خود یا از اسید پرپیونیک تولیدی در شکمبه فراهم می شود و یا از گلوکز جذب شده در دیواره روده مهیا می گردد. بنابراین اگر پرپیونات کمی تولید شود اسید آمینه کمی نیز تولید می شود که اینها نیز وارد پوسه گلی کونئوژنز شده و به گلوکز تبدیل می گردند. البته کازویین شیر از اسیدهای آمینه قابل دسترس تولید می شود که مجموعاً همراه با آلبومینها و ایمنوگلوبولینهای خون مترشحه در شیر به عنوان پروتئین شیر محسوب می شوند ولی کیفیت آن به دلیل عدم حضور اسیدهای آمینه ضروری موجود در شیر پایین می باشد.

تأثیر شکمبه :

حضور مقادیر کافی پروتئین ، فیبر مؤثر و هیدرو کربن های سریع تخمیر قابل دسترس در جیره برای عملکرد صحیح شکمبه و حفظ سطح اپتیمم ترکیبات  شیر مورد نیاز می باشند.

مدیریت در خوراک دادن:

به دو شکل TMR و TMR-non می باشد. در نوع TMR-non اجزا خوراک به طور جداگانه در اختیار دام قرار می گیرد به طوری که دام توانایی انتخاب را دارا می باشد. در مدل TMR اجزا خوراک به گونه ای با هم مخلوط می شوند که دام قدرت انتخاب نداشته باشد و بدین ترتیب تمام احتیاجات غذایی دام با مصرف آن تأمین می گردد. عیب TMR-non این است که شاید دام در خوردن یکی از اجا خوراک زیاده روی کند و در مقابل از خوردن جز دیگر امتنا ورزد که منجر به عوارضی مانند اسیدوز ، سندرم چاقی ، کاهش چربی شیر و غیره خواهد شد. در TMR این احتمال وجود دارد که غذا خوش خوراک نباشد و دام میلی به خوردن آن در حد کامل ظرفیت دستگاه گوارش خود نداشته باشد ، در چنین حالتی مقدار تولید بسته به مقدار مصرف پایین می آید.

وضعیت بدنی

در دوره شیردهی آینده گاوهای لاغر و چاق اواخر دوره آبستنی ، چربی و پروتئین شیر کاهش خواهند یافت. در ابتدای شیرواری کاهش وزن برای یک دوره کوتاه می تواند چربی شیر را افزایش دهد که در گاوهای لاغر این پتانسیل وجود ندارد و گاوهای چاق نیز دچار بیماری کتوز می گردند.

انرژی جیره:

اگر انرژی جیره بالا و فیبر و جیره پایین باشد موجب کاهش چربی و افزایش پروتئین شیر می گردد و بر عکس، عدم کیفیت علوفه، عدم بالانس جیره از نظر پروتئین و مواد معدنی،پایین بودن کنسانتره در جیره از عواملی هستند که موجب کاهش سطح پروتئین شیر می گردد.

پروتئین جیره:

در سه هفته آخر آبستنی و ابتدای زایش ، دام بیش از هر چیز در جیره به پروتئین نیاز دارد در غیر این صورت پروتئین شیر به شدت پایین می آید. قابل ذکر است که فزونی بیش از حد پروتئین در جیره موجب افزایش پروتئین شیر نگشته و مازاد بر نیاز دام دفع می گردد. پروتئین جیره باید از نظر پروتئین قابل تجزیه و غیر قابل تجزیه در شکمبه ، سطح سیلاژ علوفه ای ، پروتئین محلول و NPN بالانس باشد حتی برای گاوهای پر تولید نیاز به بالانس ایدهای آمینه نیز می باشد.

کنسانتره جیره:

به کار بردن کنسانتره و کربوهیدراتهای غیر فیبری(NFC) بالا و علوفه پایین در جیره سبب افزایش تولید اسیدپرپیونیک و کاهش اسید استیک در شکمبه گشته در نتیجه پروتئین شیر افزایش و چربی شیر پایین می آید. معمولاً مقدار 36-38% از ماده خشک جیره را NFC تشکیل دهد تولید ترکیبات شیر در حد مطلوب خواهد بود.

علوفه جیره:

40-45% ماده خشک جیره گاوهای شیری را علوفه تشکیل می دهد که شامل سیلوی ذرت و علوفه هایی با درصد فیبر بالا می گردد. اندازه خورد کردن علوفه نباید آنقدر ریز باشد که منجر به تولید بیشتر اسید پرپیونیک نسبت به اسید استیک شود و همینطور نباید آنقدر بلند باشد که از لحاظ فیزیکی برای خوردن خوراک کافی جهت تأمین احتیاجات دام محدودیت ایجاد کند. اندازه علوفه باید مناسب باشد تا جیره به صورت TMR به دامها ارائه گردد.

چربی یا روغن افزودنی به جیره:

وقتی چربی از 5% ماده خشک جیره تجاوز کند برای میکروبهای شکمبه سمی خواهد بود و همینطور موجب کاهش هضم فیبر می شود. اگر مقدار مصرفی چربی (مخصوصاً اسیدهای چرب غیر اشباع) 6-7% باشد شکمبه از حرکت طبیعی خود باز می ایستد. باید به عدم فاسد بودن چربی نیز توجه کرد چرا که در صورت مصرف چربی شیر تا سطح حداقل خود پایین می آید. البته طبق یک فرضیه اثبات نشده اگر چربی بکار رفته در جیره پایین 5% باشد موجب افزایش چربی شیر خواهد شد.

چربی شیر بالا :

اگر گله با علوفه خوب و با کیفیت همراه با سطح مناسبی از کنسانتره تغذیه شود ، چربی شیر گله در سطح بسیار مناسبی خواهد بود. لازم به ذکر است که چربی خیلی بالا در شیر نیز بدلیل کاهش تولید شیر،غیر اقتصادی می باشد.

خلاصه مطلب اینکه،تولید مناسب شیر و ترکیبات آن به شرط تنظیم جیره ای از نظر فیزیکی و شیمیایی متناسب با تمام احتیاجات دام دست یافتنی می باشد. تست منظم انرژی ، پروتئین و مواد معدنی علوفه ، تست منظم TMR از جهت تأمین تمام احتییاجات دام ، ارزیابی اندازه علوفه و TMR ، دریدن رکوردهای قبلی ترکیبات شیر و بازرسی وضعیت بدنی دام جهت صحیح بودن برنامه های تغذیه ای که در گله اعمال می شود از جمله راههایی می باشند که می توانند مدیر گله را به هدف فوق برساند.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 13:7  توسط مصطفی مشکور  | 

 

   نوشته شده توسط: مهندس مصطفی مشکور کارشناس ارشد علوم دام    





اتیولوژی :

Pestivirus یك ویروس RNA دار می باشد كه از لحاظ پادگنی شباهت زیادی به ویروس طاعون خوك و    عامل بیماری بوردر گوسفند دارد ، این ویروس توسط حرارت ، تغییرات PH و مواد ضد عفونی كننده از بین   می رود اما در درجه حرارت پایین ماندگار می باشد.

 

اپیدمیولوژی :

بررسی های سرولوژیكی نشان داده است كه با وجود كم بودن تعداد گاوانی كه نشانیهای درمانگاهی بیماری را بروز می دهند ، میزان عفونت خیلی زیاد است . در انگلستان لااقل 50 درصد گاوان از نظر سرمی واكنش     مثبت نسبت به بیماری دارند و در استرالیا این نسبت به 89 درصد بالغ می گردد كه در مناطق گرم میزان آلودگی 91 درصد و در نواحی معتدل 54 درصد است. در كنیا 19 درصد گاوان بالغ در آزمایش سرمی مثبت می باشند. سویه های ویروس در این كشور با سویه هائی كه در آمریكا و آلمان جدا گردیده مشابه است . در آلمان 76 درصد گاوانی كه مورد آزمایش قرار گرفته اند در آزمایش سرمی آلوده بوده اند . میزان شیوع از 40 درصد در گوساله های 6  ماهه تا 91 درصد در گاوان بالغ متغیر بوده است . در رودزیا 64 درصد گاوان آلوده تشخیص داده شده اند.

گاوها در تمامی سن ها حساس می باشند. اما بیشتر در 8 تا 24 ماهگی بیماری را نشان می دهند. بیماری بطور محسوسی در زمستان شیوع بیشتری دارد ولی ظاهراً بیماری در گاوان گوشتی بیش از گاوان شیری شیوع    دارد. در گوساله های گوشتی بیماری چند هفته یا ماه بعد از دوران شیرخوارگی و اغلب در سنین 6 تا 10     ماهه بروز می كند. در گاوداریهای بسته ممكن است تا 25 درصد گوساله ها به فرم حاد بیماری مبتلا گردند و میزان تلفات به 90 تا 100 درصد بالغ شود. در گاوداریهای باز كه ورود گاوان جدید در آنها اغلب صورت       می گیرد بیماری معمولاً بصورت تك و توك بروز می كند. در گاوان پرواربندی بیماری معمولاً چند هفته پس     از ورود دامها به محل پرواربندی ظاهر می شود و معمولاً بصورت تك و توك است مگر اینكه تعدادی از گاوان پرواربندی از گاوداریهای بسته و محصور ( بدون ارتباط با سایر گاوان ) به محل آورده شده و با دامهای ناقل بیماری مخلوط گردیده باشند. اسهال ویروسی گاوان را می توان از راه دهان و یا تزریق بسهولت انتقال داد ،    در شرایط طبیعی انتقال بیماری بوسیله تماس مستقیم و یا غیر مستقیم صورت می گیرد و بازدیدكنندگان عادی ترین وسیله سرایت از گله ای به گله دیگر است ،گرچه مهمترین وسیله انتشار بیماری مواد غذایی آلوده             با مدفوع دامهای مبتلا می باشد ، ولی آلودگی ممكن است  از طریق ادرار و یا ترشحات بینی نیز صورت گیرد . انتقال توسط حشرات و بند پایان نیز گزارش شده است.

 

علائم درمانگاهی :

بیماری BVD عموماً بصورت تحت كلینیكی می باشد . علت بروز علائم متفاوت در این بیماری می تواند به علل زیر باشد:

بیماریزایی های متفاوت در سویه های ویروس.

حساسیت گله.

عفونتهای رایج.

استرس.

فاكتورهای مدیریتی.

با توجه به اینكه ویروس BVD سیستم ایمنی را فلج می كند ، بنابراین امكان دارد سایر عوامل بیماریزای فرصت طلب نیز، بیماریزایی خود را نشان دهند بنابراین علائم كلینیكی بیماری BVD همراه با این بیماریها مشاهده         می گردد.

دوره كمون در شرایط طبیعی 1 تا 3 هفته است و بعضی منابع 5 الی 10 روز را ذكر كرده اند . در فرم حاد BVD كه عموماً در گاوان جوان بین 8 ماهه تا 2 ساله بروز می كند علائم بیماری به قرار ذیل می باشد:

تب (c ° 41 40 ) ، دپرسیون ، بی اشتهایی ، تنفس شدید ، ضربان سریع قلب  ، سرفه خشك ، ترشحات     سروزی بینی كه بتدریج چركی می گردد ، پرخونی بینی و گاهی اوقات پرخونی مخاط دهان ، نكروز اطراف سوراخهای بینی و پوزه ، 2 تا 3 روز بعد از شروع تب اسهال دیده می شود كه در ابتدا آبكی بوده سپس خونی همراه با ترشحات موكوسی می گردد . همچنین 3 تا 7 روز پس از شروع تب ، زخمهای دهانی همراه با    آبریزش كشدار مشاهده می گردد (تصویر1). ترشح اشك و كدر شدن قرنیه گاهی مشاهده می شود در اینصورت كدری از قسمت مركزی قرنیه شروع می شود و به طرف خارج توسعه پیدا می كند(تصویر 2).         در تعدادی از دامها لنگش بروز می كند ، دامهای آبستن ، جنین خود را سقط می كنند و یا در صورت زایش ناهنجاریهای مادرزادی در گوساله ها مشاهده می گردد. تصادفاً ممكن است دامهایی آثار آنسفالیت بویژه    تشنج نشان دهند.

شایان ذكر است كه در بعضی از موارد اسهال و زخمهای مخاطی ممكن است وجود نداشته باشد یا در حداقل خود را نشان دهد و تنها علائم تنفسی آشكار می باشد.

جراحات سائیدگی مخاط دهان معمولاً از یكدیگر مجزا و بصورت زخمهای كم عمقی هستند كه در نتیجه نكروز پوشش مخاطی آن جدا گردیده است . این جراحات در سطح داخلی لبها روی لثه ها و حاشیه دندانها و در   قسمت خلفی سقف و در گوشه دهان و روی زبان وجود دارد . از اینگونه جراحات ممكن است در روی پوزه     نیز تولید و به یكدیگر متصل شود و در نتیجه دلمه خشكی روی پوزه را بپوشاند.

گاو مبتلا به فرم حاد BVD ظرف 48 ساعت تلف می گردد.

اشكال خیلی خفیف كه عادی ترین شكل این بیماری می باشد با تب ، كم شدن لوكوسیتها همراه است و ممكن است با اسهال همراه باشد یا نباشد.

در شكل انفرادی و تك و توك بیماری مخاطی در ابتدا بی اشتهایی و تب شدید( ° 41 ) ظاهر می شود ولی   در ظرف 2 3 روز تب پایین می آید ، نكروز سطحی و مجزائی در مخاط دهان از جمله سطح زبان روی     پوزه و قسمت قدامی منخرین ظاهر می گردد. جراحات حاصل خیلی سطحی است و اگر آنرا پاك كنند ، سائیدگی های مخاطی زیر آن كم عمق و تشخیص آنها دشوار می باشد . ایجاد این جراحات با ترشحات بزاق فراوان ریزش بینی چركی و  اسهال آبكی و گاهی خونین همراه است . زور و پیچ در هنگام خروج مدفوع اغلب وجود دارد . بی اشتهایی مطلق ادامه  پیدا می كند و از بین رفتن آب بدن و لاغری شروع می شود. نشانیهای عصبی وجود ندارد . در 10 درصد لنگش  دیده می شود. جراحات پوستی بیشتر در مواردی بوجود می آید كه بیماری طولانی شده . در اینصورت ممكن است در اطراف مجاری غلاف قضیب و فرج نیز موجود باشد . در مواردی از مبتلایان ترشحات چشمی دیده می شود و كدر شدن قرنیه نیز در موارد كمی گزارش گردیده   است. در مراحل آخر بیماری مدفوع حاوی مقدار زیادی بقایای مخاطی است. مرگ معمولاً در ظرف 4 تا 15   روز فرا می رسد.

 

شكل تحت حاد و یا مزمن :

در حیواناتی كه زنده بمانند ولی كاملاً بهبود نیافته باشند اسهال متناوب ، كم اشتهایی ، لاغری تدریجی ، موهای خشن و خشك ، نفخ مزمن ، تغییر شكل سم و جراحات مزمن در حفره دهان و پوست دیده می شود.

آثار كالبد گشایی جراحات در اكثر اشكال بیماری یكنواخت است. آثار ظاهری غیر عادی محدود به دستگاه گوارش می باشد. سائیدگی كم عمق مشخص با تورم مختصری در اطراف و بافت قرمز رنگی وسط آن روی پوزه و در دهان وجود دارد. تعداد این جراحات در حلق ، حنجره و قسمت خلفی منخرین كمتر ، ولی در مری زیاد و بصورت خطوطی در امتداد چین های مری قرار گرفته اند.

نظیر این جراحات در ابتدای شكمبه و در ورقه های هزارلا وجود دارد . در شیردان اغلب پرخونی همراه با لكه های متعدد خونریزی زیر مخاطی و تورم جدار این عضو بنظر می رسد.

 

تشخیص :

تمایز بیماریهائی كه ایجاد سائیدگی مخاطی در دهان می كنند چه از نظر درمانگاهی و چه از نظر كالبدگشایی فوق العاده دشوار است .

طاعون گاوی ، BVD و MCF از نظر درمانگاهی شباهت زیادی به یكدیگر دارند. تورم دهان در اثر سائیدگی مخاط و تورم روده و معده در هر سه بیماری وجود دارد و در واگیریها نمی توان اسهال ویروسی و MCF را از طاعون گاوی از روی نشانیها تمیز داد . در اینگونه موارد باید مراجع ذیصلاح را مطلع ساخت و ماهیت بیماری را بوسیله تزریق و یا آزمایشهای مناسب مشخص كرد.

تشخیص قطعی ماهیت بیماری با كشت و جدا ساختن ویروس بوسیله برداشت از ترشحات مخاط بینی و مدفوع و آزمایش سرمی در دو نوبت از نظر پادتن های ضد ویروس اسهال ویروسی گاو انجام پذیر است. برای آزمایشهای هیستوپاتولوژی نمونه های مورد نظر از لوزه ها ، طحال ، غدد لنفاوی مزانتریك ، ریه و قسمتی از روده باریك ( ایلیوم ) همراه با پیرزپتچ ( Peyers` Patches ) گرفته می شود(تصویر 3).

درمان :

درمان اختصاصی برای BVD  وجود ندارد ولی معالجات كمكی توصیه شده است و باید دقت داشت از كورتون ها بخاطر خاصیت تضعیف سیستم ایمنی استفاده نكرد زیرا ویروس BVD خود باعث فلجی سیستم ایمنی می شود.

پیشگویی موارد سخت كه با اسهال شدید و جراحات دهانی مشخص همراه باشد نامساعد است لذا بهتر است اینگونه دامها را ذبح نمود.


پیشگیری :

در صورت بروز واگیری این بیماری باید تمام دامهائی كه نشانیهای درمانگاهی را بروز می دهند مجزا نمود و در صورتیكه به فرم شدید دچار شده باشند ، باید آنها را ذبح كرد.

 

منابع :

Blood , D.C. (1989): Veterinary medicine  7th ed  pp: 845-857

Howard , J.L.(1986): Current Veterinary Therapy(2) pp:485- 487

The MERCK Veterinary manual (1991), 7th  ed  pp:166-168

www.fao.org/.../GEMP/resources/100/bvd_md-BVD1_jpg.jpg

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 13:3  توسط مصطفی مشکور  | 

به طور معمول زمانی كه دمای هوا رو به افزایش می باشد بدن گاوها در طول مدت 2 تا 7 هفته خود را با شرایط مطابقت داده و در این هنگام تبخیر از سطح بدن مكانیسم اصلی دفاع در برابر این گرما و افزایش دما می باشد. این تبخیر می تواند به وسیله انسان با ایجاد بادهای خنك به وسیله كولرها و یا به وسیله فیزیولوژی طبیعی بدن حیوان از طریق افزایش تعداد تنفس و یا افزایش میزان فعالیت غدد عرق ایجاد شود. زمانی كه دمای هوا به طور ناگهانی و یا بیشتر از سطح تحمل بدن حیوان بالا می رود، هموستازی بدن تعادل خود را از دست داده و كاهش اشتها و تولید و كاهش تولید مثل و حتی مرگ را به همراه دارد.
    استرس گرمایی یكی از مشكلات عدیده ای است كه دامداران خصوصاً، دامدارانی كه در مناطق گرمسیر حضور دارند با آن مواجه هستند.
    برای كنترل این معضل و به حداقل رساندن آن روش های مختلفی موجود می باشد كه در دو بخش كنترل استرس گرمایی كه باعث كاهش تولید شیر می شود و كنترل استرس گرمایی كه باعث كاهش تولید مثل می شود بحث خواهد شد:
     1- روش های كنترل استرس گرمایی برای بهبود تولید شیر و مبارزه با كاهش آن:
    2- از نكات ابتدایی و اصلی مبارزه با استرس گرمایی این است كه دامدار بتواند خصوصیات رفتاری دام های خود را در مواجهه با استرس گرمایی تشخیص به موقع داده و نسبت به كنترل آن اقدام كند، اعمالی مثل بی حالی و سستی و فرار از آفتاب و خوابیدن بیش از حد در ابتدای امر به دامدار كمك خواهد كرد؛ همچنین در چنین شرایطی دامدار باید نسبت به تغذیه دام های خود دقت كافی مبذول كند تا با تغذیه نادرست و بیش از حد و افزایش متابولیسم بدن، حیوان در گرمای زیاد خسارت جبران ناپذیر به خود وارد نكند ـ در دسترس بودن آب مناسب از دیگر عوامل مفید می باشد ـ در مورد دانستن وضعیت گاو كه عنوان شد به وسیله دامدار باید مدنظر قرار گیرد. تفاوت نژاد بین گاوها بسیار مهم می باشد ـ چون در بعضی نژادها به علت تفاوت در میزان متابولیسم بدن و میزان آب و غذای موردنیاز و میزان عرق و لایه بندی و رنگ آنها، نسبت به نژادهای دیگر مقاومت بهتر است. مثلا نژاد بوس تاروس مقاومت فوق العاده ای دارد ـ اما بهترین راه حل برای كنترل استرس گرمایی ایجاد سایه در محل دامداری می باشد ـ خصوصا در زمانی كه این سایه در محل غذا خوری و آبخوری حیوان وجود داشته باشد، حیوان در زمان خوردن غذا، كمتر آزار دیده و در نتیجه این منجر به افزایش میزان تولید می شود. ایجاد سایه و سایه بان در محل استراحت و غذاخوری حیوان باعث كاهش حداقل 30% از میزان استرس گرمایی به حیوان می شود.
    3- روش های كنترل استرس گرمایی برای بهبود وضعیت تولید مثلی حیوان:
    در زمان مواجهه با استرس گرمایی میزان باروری دام كم می شود. دلیل این است كه دوره استرس و فحلی حیوان كوتاه شده و تشكیل فولیكول در آنها در زمان های مختلف بوده و متغیر می باشد و همچنین در تشكیل رویان در آن ها نقصان به وجود می آید ـ در گزارش های مختلف آمده است كه در حدود 60 تا 66% كاهش داشته است ـ همچنین اثرات منفی استرس گرمایی در دمای  44 C در زمان  40 C بعد از تلقیح تشخیص داده شده است. از راه های مناسب برای جلوگیری از كاهش تولید مثل همان روش ایجاد سایه و همچنین خشك كردن محیط در زمان تلقیح مصنوعی می باشد كه كمك شایانی به كنترل این وضعیت خواهد كرد. روش مفید دیگر كه بسیار پاسخ های مثبتی داده هم زمانی فحلی و ایجاد هم زمانی در گاو ها بوده كه نشان داده شده است در تابستان در گاوهایی كه به صورت هم زمان فحل و تلقیح شده اند نسبت به گاوهایی كه جداگانه فحل یابی شده اند درصد موفقیت بیشتری در باروری داشته اند چون فحل یابی به صورت انفرادی در تابستان با كوتاه شدن دوره فحلی مشكل می باشد.
    از روش های مفید دیگر برای ما القاء cl ضمیمه crossbrecding می باشد.
    هر كدام از این تكنیك ها و روش ها، اثرات خاص خود را دارا بوده و با توجه به ارزش اقتصادی و شرایط موجود دامداران می توانند برای بهبود میزان تولید مثل و تولید شیر خود از آنها استفاده كنند.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 16:8  توسط مصطفی مشکور  | 

(قسمت دوم)

 

رابطه بين اسيدوز و لنگش:

...
نقطه اتصال اسيدوز و لنگش اثر کربوهيدراتها بر pH شکمبه است.لنگش بيشتر با(Sub Acute Ruminal Acidosis )SARA در ارتباط است.
اسيدوز در اثر مصرف زياد کربوهيدراتهاي سهل التخمير يا مصرف کم فيبرکم و يا هر دوي اين موراد ايجاد ميشود.
pH محيط شکمبه معلولي از ميزان بافر (غذا وبزاق) ، ميزان اسيد توليد شده در شکمبه و ميزان جذب و عبور اسيد است.درشرايطي که بخش زيادي از جيره را کربوهيدراتهاي سهل التخمير به خود اختصاص داده اند و يا فيبر جيره کم است در اثر بافر ناکافي موجود در شکمبه و اسيد زيادي که توليد ميشود pH شکمبه به شدت کاهش ميابد.
وقتي که pH شکمبه براي بيشتر از 4 ساعت زير 6 باشد باکتريهاي هضم کننده فيبر و پروتوزوآها که گرم منفي هستند مي ميرندوباکتريهاي توليد کننده لاکتات مانند استرپتوکوکوس بويس افزايش و جمعيت باکتريهاي مصرف کننده لاکتات همانند مگاسفرا السدني و سلنوموناس رومينانتيوم کاهش ميابد.
در اثر مرگ باکتريهاي گرم منفي اندوتوکسين آزاد ميشود و ميزان هيستامين در خون افزايش مي يابد .
در اثر افزايش ميزان اسيد لاکتيک مخاط شکمبه تخريب شده و سبب ورود اندوتوکسين ها و هيستامين به خون مي گردد.
اين مواد خاصيت تغيير ميزان قطر رگها را دارند که همراه با جريان خون به سم و کوريوم رفته و در آنجا با افزايش جريان خون ، ايجاد لخته، نقصان در تامين خون، کاهش اکسيژن مورد نياز بافتها وايجاد ادم و خونريزي و نکروز بافتي کوريوم ، سبب لنگش مي شود.
در هنگام اسيدوز يکي از توکسينهاي توليدي که فعاليت متالوپروتئيناز دارد باندهاي بين ديواره سم و بافتهاي کورديوم را ميشکند و فيبرهاي کلاژن را از P3 جدا ميکند و منجر به زخم کف سم و بيماري خط سفيد ميگردد.
....

پيشگيري از اسيدوز در شکمبه: 

...
1) تغذيه کافي ومناسب فيبر
فيبر به خاطراثري که بر ترشح بزاق دارد سبب بافرينگ شکمبه و مانع از ايجاد اسيدوز مي گردد.فيبرموثر به فيبري گفته ميشود که باعث تحريک جويدن ونشخوار شودولذا باعث افزايش pH شکمبه و چربي شير مي گردد.
درصورتي که حيوان خوراک خود راانتخاب کند هر گونه برآوردي از فيبر موثرنادرست است.يک قانون کلي براي ارزيابي جيره اين است که 50درصدگاوهايي که خوراک نمي خورند ويا خواب نيستند در حال نشخوار کردن باشند.
توصيه شده که ميزان NDF در جيره 28درصد باشد.

...
2) اندازه قطعات علوفه
ذرات علوفه اي بيشتر از 4-8/3 سانتيمتر در تشکيل توده فيبري شکمبه نقش دارند.جيره ها حداقل بايد حاوي 10-8 درصد ذرات علوفه اي بلند باشند،در صورتي که ميزان ذرات علوفه اي بلند کمتر از 7 درصد باشد گاو در معرض ابتلا به اسيدوز تحت باليني قرار دارد.به ويژه اگر اين جيره ها حاوي فيبر کمي باشند.
جيره هاي حاوي ذرات علوفه اي بلند نيز گاو را در معرض اسيدوز قرار مي دهند ؛زيرا اين علوفه ها خوش خوراک نبوده وقدرت انتخاب گاو را افزايش مي دهند.

...
3) کنترل سطح ونوع NSC :
ميزان NSC در زماني که NSC عمدتاَ از قند ونشاسته است 40-35 درصد وزماني که NSC عمدتاَ از ساير کربوهيدراتها است 45-40 درصد توصيه مي گردد.
براي کم کردن خطر اسيدوز 5درصد قند،10 درصد فيبر و20 درصد نشاسته بر اساس ماده خشک توصيه مي شود.

...
4) استفاده از بافرها:
بافرها دلايل ريشه اي اسيدوز را از بين نمي برند.

...
5) از Slug Feeding (تغذيه يکباره از جيره هاي پرکنستانتره) جلوگيري شود.

...
6) جلوگيري از انتخاب خوراک توسط حيوان(Sorting):

...
*عواملي که سبب انتخاب خوراک توسط حيوان ميگردد شامل موارد زير مي باشد:
- ماده خشک علوفه وجيره
- اندازه ذرات علوفه وجيره
- مقدار علوفه اي که به جيره افزوده مي گردد.
- کيفيت علوفه
- دفعات خوراک دهي
- فضاي آخور
- زمان دسترسي به خوراک

...
*موارد زير ميتواند در برطرف کردن Sorting موثر باشد:
- تغذيه مقدير کمتر خوراک در دفعات بيشتر
- اضافه کردن مقدار کمتري علوفه به جيره
- ريزتر کردن علوفه
- بهبود کيفيت علوفه
- اضافه کردن آب به جيره
- اضافه کردن مواد چسباننده خوراک مثل ملاس

...
7) ساير موارد شامل:
- استفاده از آخورهاي Drive-by bunk
- جلوگيري از Overcrowding
- جداکردن گاوهاي شکم اول از گاوهاي باسنين بالاتر

...

 اثرتغذيه پروتئين روي لنگش:

...
کيفيت وکميت پروتئين در جلوگيري از لنگش اهميت بسزايي دارد.درمطالعات انجام شده مشخص شد که پروتئين بيشتري مصرف مي کنند (8/19 درمقابل 3/16 )طول وموارد بيشتري از لنگش داشتند.وگاوهايي که با درصد بالايي از پروتئين در جيره خود تغذيه مي شدند لوکوموشن بالاتري داشتند.
در برخي از آزمايشات مصرف پروتئين بيشت يا مساوي 20 درصد همراه با مصرف کم فيبر منجر منجر به لنگش گرديد.
مطالعات انجام شده شيوع لنگش را در گوساله هايي که از جيره هاي حاوي 18درصد پروتئين تجزيه پذير در شکمبه استفاده کرده بودند را گزارش کرده اند.
...
اثرات تغذيه مواد معدني روي لنگش:

...
کلسيم:
علاوه برنقش آن در استخوان سازيدر تمايز کراتينوسيت ها نقش دارد؛ بنابراين کمبود در آن (همانند هيپوکلسمي قبل از زايش)سبب لنگش مي شود.

...
مس:
نقش مس در سنتز کراتين ازطريق تيول اکسيداز صورت مي گيرد؛تيول اکسيداز يک آنزيم است که باعث ايجاد پيوند هاي عرضي متقاطع بين فيلامنتهاي کراتين مي شود ودر نتيجه باعث مقاومت فيزيکي و مکانيکي سم مي گردد.همچنين مس براي سنتز وبلوغ کراتين ضروري است.زيست فراهمي مس به شدت بوسيله گوگرد،موليبدن وآهن کاهش مي يابد.

...
منيزيم:
منيزيوم درسنتز کلاژن وغضروف شرکت مي کند.

...
متيونين وسيستئين:
افزايش تامين اسيدهاي آمينه گوگرددار باعث بهبود کيفيت سم مي گردد.

... 
يد:
کمبود آن باعث فوترات مي شود مصرف 40ميليگرم در روز به ازاي هرگاو درطول يک ماه قبل از زايش تا 4ماه بعد از زايش توصيه مي شود.

...
روي:
نقش روي دربهبود سم درنتيجه التيام سريعتر زخمها، افزايش سرعت بهبود اپيتليال بافتي وبهبود سلامتي سلولي است.
در آزمايشي در يک گله گوسفند با نرخ بالاي مشکلات سم ،گوسفندان 3-2 گرم سولفات مس به مدت 70روز مصرف کردند.واين تيمار باعث کاهش معني دار در مشکلات سم گوسفندان گرديد.
نبود پاسخ پايدار به مکمل روي به عوامل آنتاگونيستي موجود در جيره مانند کلسيم وآهن نسبت داده مي شود.
در آزمايشاتي که در دانشگاه ايلينويز انجام گرفت استفاده از روي باعث کاهش ترکهاي پاشنه، التهاب بين انگشتي و لنگش شد.

...
کبالت:
مهمترين نقش کبالت سنتز ويتامين B12 در شکمبه است کمبود B12 باعث نقص در متابوليسم انرژي وپروتئين شده وباعث لنگش مي شود.
منيزيم، روي ويد از عناصر آنتاگونيست کبالت هستند.
نتايج آزمايشي که در مرکز نيويورک بر روي 3000 گاو انجام شد نشان داد که تغذيه مکمل روي، مسوکبالت باعث کاهش ظهور جداشدن خط سفيد،کاهش خونريزي کف سم وسرانجام کاهش زخم کف سم والتهاب انگشتي شدوتمايل به کاهش شيارهاي جانبي ديواره سم د

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 16:6  توسط مصطفی مشکور  | 

مديريت تغذيه اي لنگش

 

 

www.damestan.persianblog.ir

تعيين لنگش:

...
1- بررسي وضعيت سم:
که در اين روش با بررسي وضعيت سم به شيوع لنگش پي ميبرند.

...
2- Locomotion Scoring:

که يک روش سريع وآسان و نسبتا صحيح جهت تعيين شيوع لنگش در گله است.
اين روش توسط دانشگاه ايالتي ميشيگان ابداع شده است.
در اين روش گاوها بر اساس وضعيت خود نمره اي بين 1 تا 5 مي گيرند .
اسکور1 مربوط به گاو بدون لنگش و اسکور 5 مربوط به گاو با لنگي شديد است .
گاوهاي با اسکور 3 و بالاتر کاهش ماده خشک مصرفي و بازده توليد شير دارند.
اسکور3 نسبت به 1، 1/5 درصد شير کمتري توليد ميکنند و اين مقدار براي اسکور4 نسبت به 1، 17 درصد و براي اسکور 5 نسبت به 1، حدود 36 درصد است.
اين کاهش شديد بيشتر به خاطر کاهش در ميزان ماده خشک مصرفي ميباشد.
اسکورهاي 3 و بالاتر نسبت به 1 و 2 سه بار بيشتر به سرويس به ازاي هر آبستني نياز دارند و ميزان حذف در آنها 8 برابر 1 و 2 است.
توضيح اسکورهاي 1 تا 5 به شرح زير است:
اسکور1: سطح ستون مهره(Top line) در هنگام ايستادن و راه رفتن صاف است.
اسکور2: سطح ستون مهره در هنگام ايستادن صاف ولي هنگام راه رفتن قوسي شکل است.
اسکور3: سطح ستون مهره صاف نيست يا درهنگام راه رفتن و ايستادن قوسي شکل است.
اسکور4: گاو در يک يا چند پاي خود احساس درد ميکند.
اسکور5: گاو به شدت دچار لنگش شده است.
...
                                                                   

اثر لنگي روي توليد شير و ميزان ماده خشک مصرفي

کاهش ماده خشک

 (درصد از اسکور1)

کاهش شير

 (درصد از اسکور1)

   درصد گاوها   

     اسکور    

مبنا

مبنا

75

1

1

0

15

2

3

5

9

3

7

17

5/0>

4

16

36

5/0>

5



همانطور که در جدول مشاهده ميگردد اسکور 5 نسبت به 1 ، 14 درصد کاهش در ميزان ماده خشک مصرفي و 36درصد کاهش در ميزان شير توليدي دارد.
بين لوکوموشن اسکورينگ و نمره بدني(BCS) رابطه منفي وجود دارد.
گاوهاي با لوکوموشن اسکورينگ بالا BCS پايين دارند و بالعکس.

...
مکانيزم توسعه لنگش:

...
فاز اول:فازفعال سازي اوليه:
اين فاز با کاهش pHدرشکمبه آغاز ميشودوباعث فعال شدن مکانيزم تغيير رگ ميگرددکه اين امرسبب افزايش ميزان جريان کل خون به سم ميشود.بسته به عامل شروع کننده ،اندوتوکسين ها وهيستامين ميتواند آزاد شود که اين مواد سبب افزايش انقباض وانبساط رگها مي شود ودر ادامه سبب گسترش مسيرهاي رگي غيرفيزيولوژيک مي گردد، بعلاوه فشارخون را افزايش ميدهد.
افزايش فشارخون سبب افزايش نفوذپذيري ديواره مويرگ مي شود که درنهايت سبب تخريب آن مي گردد.رگهاي صدمه ديده سرم رابه بيرون هدايت مي کنند که سبب ادم، خونريزي داخلي، کوريوم خورشيدي ودر نتيجه ترومبوزودر نهايت سبب انبساط کوريوم ميشود که باعث درد شديدي ميگردد.
...
فاز دوم:
در نتيجه فازاول يک تخريب مکانيکي رخ مي دهد که باسيستم رگي درارتباط است. يک ادم رگي اتفاق افتاده وکمخوني موضعي منجر به کاهش تراکم خون دربافتهاي اطراف انگشتان مي شود، که اين امر سبب کاهش اکسيژن دراين بافتها ميشود ومنجر به کاهش اکسيژن و مواد مغذيي مي گرددکه به سلولهاي اپيدرم مي رسد.
کمخوني موضعي خود ميتواند سبب افزايش بيشتري درتشکيل شانت گردد.زخم، استرس، اعمال ويژه اي که سبب آزادسازي هورمونها وموادشيميايي ميشود مي توانند سبب تشکيل شانت شوند.متعاقب وقايع گذشته ،در نتيجه افزايش فشار خون نفوذ پذيري رگها در انگشتان افزايش مي دهدوسبب ادم وکمخوني موضعي مي گردد.اين سيکل تازماني که مشکل اوليه وجود دارد تکرار مي گردد.
...

فاز سوم:
در فاز سوم در نتيجه تخريب مکانيکي مرتبط باسيستم رگي و مواد مغذي کمي که به سلولهاي اپيدرم مي رسد،استراتوم جرميناتوم(لايه زاينده)در اپيدرم شکسته مي شود ودرنهايت اين وقايع سبب تجزيه کوريوم وشکسته شدن ناحيه لامينار مرتبط با محل اتصال درمي_ اپيدرمي مي گردد.
...
فاز چهارم:
تخريب مکانيکي حالت پيشرفته پيدا مي کندواتصال اپيدرمي شکسته مي شود که منجر به جدا شدن لايه زاينده و کوريوم مي گردد.اين جداشدن دربرگشت منجر به شکسته شدن لاميناي پشتي وجانبي مي گردد. در نهايت لايه لامينا جدا مي شود واستخوان پدالي وضعيت متفاوتي در رابطه با محل خود در کوريوم وديواره پشتي پيدا مي کند.همانطور که استخوان از جاي خودش حرکت مي کند سبب فشار روي بافتهاي نرم بين استخوان وکف سم که شديداً به تخريب حساس است مي گردد.فشرده شدن اين بافت نرم منجر به خونريزي، ترومبوز وافزايش ادم و کمخوني موضعي مي گردد که منجر به ايجاد بافت نکروز در ناحيه خورشيدي مي گردد.بخشهاي کوچکي از بافت زخمي در نتيجه فرايند نکروز مي تواند تجمع پيدا کند.بار ديگر که اين فرايند انجام ميشود پتانسيل براي دژنره شدن بافت وجود دارد؛چون بقاياي سلولها در ماتريکس سلولي و توليد لايه هاي بافت شاخي (که با سرعت کندي انجام ميشود)شرکت مي کنند.
ودر نهايت فرايند هاي مختلفي مي توانند در نتيجه شرکت بافت زخمي اتفاق بيافتند که شامل Double Sole ،خونريزي کف پا ، کبودي وجراحات پراکنده مي باشد.

...

 انواع لنگش:

...... 
لنگش شامل سه نوع لنگش حاد، لنگش تحت حاد ولنگش مزمن مي باشد.

...
1) لنگش حاد
دراين حالت گاو به صورت سيستميک بيمار است،التهاب کوريوم مشخص است .علائم کلينيکي هرچند کم مشهود است ، وگاو در صورت وجود عوامل متابوليکي مستعد برگشت است.تراوش رگ،ادم ،Capillary Bed وايجاد شانت آغاز شده است وتجمع خون در رگ وجود دارد.
علائم اصلي باليني علاوه بر درد شديد شامل مقداري تورم وگرما است.اين نوع از لنگش در اثرتغذيه جيره هاي حاوي مقادير زياد کنسانتره وفيبر کم رخ مي دهد و سبب شيوع لنگش ناگهاني در گله مي گردد.

.2)لنگش تحت باليني

...

ميتواند طولاني وآرام باشد؛يک فرايند مخفي که بستگي به تداوم جراحات با شدت کم دارد.در طول اين دوره لايه شاخي نرم مي شود ودر نتيجه نفوذ سرم از رگها به داخل کوريوم خورشيدي،کف سم زرد کمرنگ است.بويپه در ناحيه خط سفيد،پاشنه واتصال بين پاشنه وکف سم.
از نظر داخلي کم خوني موضعي،کمبود اکسيژن وتخريب اپيدرم جنبه هاي کليدي مرتبط با اين مرحله هستند.وشانتها افزايش مي يابد.
جداشدن خط سفيد،شيارهاي ديواره پشتي وچرخش کو استخوان پدالي از علائم اين مرحله است.برخي مواقع کف پاي صدمه ديده نرم وگرم است ولي جراحاتي ديده نمي شود
اين نوع از لنگش رايجترين شکل لنگش در گله گاوهاي شيري است .اين نوع از لنگش مي تواند ناشي از صدمه هاي فيزيکي به سم يا آسيبهاي باقيمانده از لنگشهاي حاد باشد.
...
3)لنگش مزمن
در طول اين مرحله ،الگوي رشد لايه شاخي کراتينيزه شده قطع مي شود وزاويه سم تغيير مي کند به طوري که طول آن افزايش ميابد ،پهن وسوراخ مي شودوشيارهاي روي ديواره پشتي ظاهري موجدار مي سازند.از لحاظ داخلي استخوان پدالي ازديواره جدا مي شود .اغلب در اين مرحله درناحيه خورشيدي زخم ديده مي شود.Double Sole با کف سم زرد کمرنگ از علائم باليني اين مرحله هستند.
کمخوني موضعي ادامه ميابد ومنجر به تخريب مويرگها وگسترش شانت مي گردد.
در ادامه سخت شدن ديواره رگها اتفاق مي افتد.تخريب سلولي منجر به جدا شدن
اتصال درم_اپيدرم مي گردد ودرنهايت تخريب داخلي سم رخ مي دهد.
در شرايط شديد بخش پشتي استخوان پدالي مي تواند باعث برآمدگي در کف پا شود.شدت لنگش مزمن به شدت ودفعات ابتلا به لنگش حادبستگي دارد. نتيجه نهايي آسيب برگشت ناپذير ولنگيدن حيوان است.
...
مواد تغيير دهنده قطر رگ

...
1) هيستامين
هيستامين به عنوان گشادکننده رگ وافزايش دهنده نفوذپذيري سرخرگها عمل مي کند.بين pH پائين مايع شکمبه وتوليد هيستامين رابطه مستقيمي وجود دارد.
تشکيل هيستامين در نتيجه تغيير در جمعيت ميکروبي است، هيستامين ميتواند بوسيله دکربوکسيلاسيون هيستيدين در چند گونه لاکتوباسيل توليد گردد.
ذرت سيلو شده با رطوبت بالا ازجمله موادي است که باعث توليد هيستامين در شکمبه مي گردد.
آنتي هيستامين يکي از موادي است که استفاده از آن درمراحل اوليه لنگش جواب مثبت داده است.
سطوح هيستامين درخون درپاسخ به آزادشدن اندوتوکسين ناشي از مرگ باکتريهاي گرم منفي افزايش ميابد.
مرگ باکتريهاي گرم منفي مي تواند با بيماريهايي همانند ورم پستان،متريت،وجفت ماندگي يا کاهش pH شکمبه اتفاق بيافتد.
2) سروتونين
يکي ديگر از مواد تغيير دهنده قطر رگ سروتونين مي باشد که در ديواره موکوسي روده بوسيله پلاکتها توليد مي گردد.
3) تغييرات هورموني اطراف زايش
استروژن باعث انبساط انبساط رگهاي محيطي وانقباض رگها با مداخله کته کولامين ها مي شود .

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 16:5  توسط مصطفی مشکور  | 

(قسمت اول)

www.damestan.persianblog.ir

 

گاوهاي تازه زا بايد با مشكلات متابوليكي كم، زايش نمايند.
-همچنين گاوهاي تازه زا بايد تا جايي كه ممكن است در كوتاه ترين زمان به صورت خوراك خورده و مشكلات متابوليكي تحت باليني ( مزمن ) كمي داشته باشد.

...

 دوره Far-off ( خشکي )

اهداف دوره Far-off خشكي شامل :

 - حفظ نمره وضعيت بدني

- حفظ ذخائر پروتئيني و عضلاني

- نوسازي ديواره شكمبه و فراهم كردن ويتامين ها و مواد معدني مورد نياز مي باشد.


طي دوره Pre-fresh مواد مغذي مورد نياز افزايش يافته در حالي كه ماده خشك مصرفي كاهش مي يابد. غلظت مواد مغذي جيره بايد افزايش يابد. توازن مواد معدني جيره در اين دوره مهم مي باشد. نياز است ميكروب هاي شكمبه و پرزهاي شكمبه نيز براي سطوح بالاتر كنسانتره آماده باشند. در اين دوره خوشخوراكي جيره مهم است.
انرژي مورد نياز يك گاو تازه زا معمولا بيشتر از انرژي تأمين شده مي باشد. هر اقدام جهت كاهش (درجه) كتوز مزمن، به افزايش ماده خشك مصرفي، افزايش شير توليدي و توليد مثل بهتر منجر خواهد شد. به ويژه گروه هاي گاو تازه زا به توليدكننده كمك ميكند تا زمان مصرف علوفه با كيفيت بالاتر و افزودنيهاي خوراكي را براي گاوهايي كه بيشترين پاسخ را دارند برنامه ريزي نمايند. افزودني هاي خوراكي گاو تازه زا شامل پروپيونات كلسيم، كولين، نياسين و كشت مخمر مي باشد.
افراد بسياري فقط يك هدف براي گاو تازه زا دارند، آن ها مي خواهند دامپزشك را دور نگه داشته و خودشان نيز از گاو نگهداري نكنند.
هدف اصلي مشاهده جفت ماندگي ، كتوز حاد و تب شير كم و يا جابجايي شيردان خوب است .
اما توليد بالاتر تنها به شرطي تأمين مي شود كه ما براي گاو تازه زا اهداف بيشتري در نظر بگيريم. آن ها بايد تا جايي كه ممكن است زود، و به مقدار زيادي خوراك بخورند و داراي مشكلات متابوليكي تحت باليني كمي باشند.

...

اهميت گوساله زايي گاو براي توليد شير
تعدادي از توليدكنندگان اهميت كمي به بيماري هاي متابوليكي مي دهند، زيرا آن ها با گاو تازه زا براي مدت طولاني سروكار ندارند. هر چند، آنها نمي توانند تشخيص دهند، ولي مشكلات مزمن ( تحت باليني ) مي تواند به توليد شير آسيب وارد نمايد. پيش بيني مي شود كه 50 درصد گاوها داراي تب شير مزمن در روز زايش مي باشند. اين مسئله گاو را به كمتر خوردن و ايجاد ساير مشكلات سلامتي مستعد مي كند. بيشتر گاوهاي پرتوليد، كتوز مزمن را تجربه كرده اند. كاهش شدت كتوز مي تواند باعث شود كه گاو حوراک بيشتري خورد ه و 5/45 تا 7/47 كيلوگرم شير در روز و شايد بيشتر توليد نمايد.
...

تغذيه و مديريت گاو Far-off 
دوره Far-off از روز 60تا21 پيش از زايش را شامل مي شود. اهداف دوره Far-off شامل حفظ و نگهداري وضعيت بدني، حفظ ذخاير پروتئيني و عضلاني، نوسازي ديواره شكمبه و فراهم كردن ويتامين ها و مواد معدني مورد نياز مي باشد.

...

مصرف
براي گاوهاي Far-off ، ماده خشك مصرفي مورد انتظار 2/2-2 درصد از وزن بدن مي باشد. بنابراين يك گاو 614 كيلوگرم مي تواند 6/13-3/12 كيلوگرم ماده خشك را در هر روز مصرف نمايد. گاوها به مقادير ويژه اي ( پوند يا گرم ) از مواد مغذي نياز دارند نه به درصدهاي مواد مغذي. بنابراين، جيره ها را با مقادير واقعي براي سنجش ماده خشك مصرفي متوازن كنيد.
...

وضعيت بدني
بهترين حالت اين است كه گاوهاي خشك داراي نمره وضعيت بدني 5/3 باشند و اين وضعيت را تا روز زايش حفظ نمايند.گاوها در اواخر دوره شيردهي از انرژي جيره براي جايگزين كردن ذخاير بدني، كارآمدتر از گاوهاي خشك مي باشند (بازده 75 درصد در مقابل 60 درص) .بنابراين، توصيه مي شود كه گاوها طي اواسط تا اواخر دوره شيردهي نمره وضعيت بدني خود را افزايش داده و نمره وضعيت بدني مناسب براي گوساله زايي را (5/3) به جاي دوره خشكي در اين زمان به دست آورند. اگر گاوها در اواخر دوره شيردهي بسيار سنگين باشند، بايد از مقدار انرژي جيره در آن زمان كاست. هيچ وقت نبايد تلاش كرد تا جيره گاوها را طي دوره خشكي افزايش داد زيرا گاوها در معرض شرايط نامطلوب كتوز قرار گرفته و شروع به ذخيره چربي در كبد مي نمايند.
پژوهشگران ايالت ميشيگان دريافتند كه گاوهايي كه طي دوره خشكي چربي بدني ذخيره كردند، در دوره شيردهي بعدي داراي شير توليدي بيشتري بوده و در اولين تلقيح آبستن مي شوند. اما، گاوها در اين مطالعه در داراي نمره وضعيت بدني 77/2 بودند. گاوها بسيار لاغر بوده و به وزن بدن بيشتري نياز داشتند. در اين شرايط، بهتر اين است كه نمره وضعيت بدني طي دوره خشكي افزايش يابد. اما، بايد تلاش كنيم كه در مرحله اول گاو لاغر وارد دوره Dry-off نشود. اين مساله به ويژه زماني اهميت بيشتري دارد كه گاوهاي خشك لاغر نتوانند از گاوهايي كه داراي شرايط مناسب براي خوراكدهي هستند، جدا شوند. گاوهايي كه داراي نمره وضعيت بدني بالا هستند ( بيشتر از 75/3) با احتمال بيشتري مصرف كمتر، كتوز و ساير بيماري هاي متابوليكي را در قبل و بعد از زايش دارا هستند.

...

ذخاير پروتئيني و عضلاني 
(NRC (1989توصيه نموده است كه جيره هاي گاوهاي خشك داراي 12 درصد پروتئين خام باشد. بيشتر متخصصان تغذيه معتقدند كه اين توصيه براي دوره Far-off مي باشد. بعضي متخصصان تغذيه 13-12 درصد پروتئين خام را براي اطمينان توصيه كرده اند. (NRC (2001 پروتئين قابل متابوليسم مورد نياز را بر اساس روزهاي آبستني و وزن گوساله متولد شده پيش بيني نموده است. براي مثال گاوي با وزن 730 كيلوگرم كه در روز 240 آبستني قرار دارد 4/14 كيلوگرم ماده خشك در هر روز مصرف خواهد كرد و به 871 گرم پروتئين قابل متابوليسم در هر روز نياز دارد. اين مقدار برابر با 6 درصد پروتئين قابل متابوليسم در جيره ها يا 9/9 درصد پروتئين خام مي باشد، به شرط آن كه جيره به خوبي براي بخش هاي پروتئيني متوازن شده باشد.يك زيرنويس در (NRC (2001 به خواننده توضيح مي دهد كه 12 درصد پروتئين خام مي تواند به طور حقيقي موردنياز باشد تا نياز گاوها برآورده شود و اين به علت اتلاف پروتئين مي باشد.
خورانيدن پروتئين كمتر از حد، طي دوره خشكي مي تواند ذخاير پروتئيني گاو را تهي نمايد. اين مساله مي تواند توليد شير ، عملكرد توليدمثل و سلامت گاوها طي دوره شيردهي بعدي را كاهش دهد.در مطالعه اي، افزايش پروتئين جيره از 9 به 13 درصد در تليسه ها از روز70 تا 0 پيش از زايش، مقدار شير را در اولين دوره شيردهي از 807/10 كيلوگرم به 720/11 كيلوگرم افزايش داد. متاسفأنه بسياري از گاوداران براي گاوهاي Far-off جيره هاي سيلويي و داراي علوفه با كيفيت پايين يا مرتع در نظر مي گيرند. آنها هيچ پروتئيني را اضافه نكرده و بنابراين بخش پروتئيني جيره 8 تا 10 درصد مي باشد.
...

نوسازي ديواره شكمبه
مطلوب ترين حالت اين است كه طي دوره Far-off ، جيره هاي با علوفه بالا به ويژه علوفه داراي ساقه هاي بلند نظير يونجه خورانيده شود. علوفه به حفظ پرشدگي بالاي شكمبه، تحريك حركت عضله و ترميم ديواره آسيب ديده آن در شرايطي كه به گاوها جيره هاي با غلات بالا خورانيده مي شود، كمك مي نمايد. اين مساله مي تواند ماده خشك مصرفي و توليد بالاتر را بعد از زايش تحريك كند. مزيت ديگر خورانيدن جيره با علوفه بالا، اين است كه در مجموع، داراي انرژي كمتري هستند و به جلوگيري از چاق شدن گاو طي دوره خشكي كمك مي نمايند. انواع مختلفي از علوفه مي تواند به گاوهاي Far-off خورانيده شود. درصد سديم و پتاسيم جيره Far-off براي جلوگيري از تب شير مهم نمي باشد، ولي به طور قطع جيره گاوهاي پيش از زايش بايد از نظر مواد معدني متوازن باشد. علوفه هائي كه محتوي مقدار زيادي دانه مي باشند، مثل سيلوي ذزت ، بايد بصورت محدود خورانده شوند و معمولاً بهترين راه اين است كه ذرت سيلويي به 40-30 درصد از ماده خشك جيره محدود شود.

...

ويتامين ها و مواد معدني
اگر يك گاو در دوره Far-off در معرض محدوديت ويتامين ها و مواد معدني موردنياز قرار گيرد، اثرات آن تا زمان بعد از زايش يا تا زمان توليد مثل بعدي گاو ديده نخواهد شد. مواد معدني كمياب و ويتامين E به طور ويژه اي براي جلوگيري از جفت ماندگي و ادم پستان مهم مي باشد. امكانات زيادي براي افزودن ويتامين ها و مواد معدني براي گاوهاي شيري فراهم نشده است.
بعضي گاوداران سعي مي كنند تا مكمل ها را به صورت انتخاب آزاد بخورانند. اين روش قابل اطمينان نمي باشد. اگر خورانيدن به صورت گروهي باشد، مهمترين كار اين است كه مكمل ها را با TMR مخلوط كنيمhttp://www.farmiran.ir/articles

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 16:4  توسط مصطفی مشکور  | 

 

۸مرداد۱۳۸۶

 www.damestan.persianblog.ir

پژوهش ها در ویسكانسین نشان می دهند كه لنگش بر نحوۀ استفاده از استال و نه سایر موارد تاثیر می گذارد.استال های دارای بستر ماسه ای برای گاوهای مبتلا به لنگش راحت تر هستند.اما معیارهایی در این بین وجود دارد كه كاربران تشك های لاستیكی می توانند آن را مد نظر قرار دهند. یكی از عوامل خطرزای لنگش رفتار استفاده از استال است.در مقاله قبلی ما در مورد چندین مسبب احتمالی لنگش از جمله سرپا ایستادن در استال بحث كردیم.ما اختصاصاً به رفتار عدم ورود كامل به استال یعنی ایستادن به صورت قرار دادن دست ها روی بلندی سطح استال و پاهای عقبی در راهروها اشاره كردیم.

ما معتقدیم كه رفتار عدم ورود كامل به استال عامل خطرزای مهمی برای لنگش است. مشاهده شده است گاوهایی كه در رتبه بندی اجتماعی جزء ضعیف ها به حساب می آیند. بیشتر به این صورت می ایستند و از نرخ بالاتر ابتلا به لنگش رنج می برند. افزودن بر این مخصوصاً محل قرار گرفتن میله گردن می تواند ایستادن در استال را تحت تاثیر قرار دهد.در حال حاضر دو گزینه اصلی برای انتخاب سطح استال عبارت اند از تشك كه معمولاً با خرده های لاستیكی پر شده است،یا استال های دارای بسترهای نرم كه معمولاً ماسه بادی است. هر چند توصیه شده كه ماسه بادی به ویژه با توجه به ورم پستان بهترین گزینه می باشد.اما پژوهش های اندكی نیز وجود دارند كه بهبود سایر جوانب سلامت گاو توسط ماسه بادی را نشان می دهند.در بررسی اخیر روی گله های شیری ویسكانسین گله هایی كه از فری استال های دارای ماسه بادی استفاده می كردند ،شیوع لنگش بسیار كمتر بود. این بسترها را با تشك های لاستیكی و تشك های پر شده با خرده های لاستیكی مقایسه كردیم.سوالی كه مطرح بود این بود كه آیا تفاوتی در رفتار استفاده از جایگاه ، بین جایگاه های دارای ماسه بادی و آنهایی كه دارای تشك لاستیكی بودند وجود دارد. ما از 12 گله دارای فری استال كه اخیراً در ویسكانسین ایجاد شده بودند بازدید كردیم. همه آنها از نظر طراحی جایگاه مشابه بودند و حدوداً به طور متوسط 300 راس گاو داشتند. شش تا از گله ها از بستر ماسه بادی و 6 تا از آنها از تشك های پرشده با خرده های لاستیكی استفاده می كردند. در كل شیوع لنگش به طور معنی داری در گله های به كار برندۀ ماسه بادی كمتر بود. یعنی 1/11 درصد در مقایسه با 24 درصد در گله های استفاده كننده از تشك های لاستیكی . این مشاهدات یافته های ما در بررسی پیشین را تایید می كرد. ظاهراً گله هایی كه از جایگاه های پرشده با ماسه بادی استفاده می كنند كمتر به لنگش دچار می شوند.

تفاوت در چیست؟

هدف ما این بود كه كنترلی بر الگوهای فعالیتی و نحوه استفاده گاو از استال اعمال كنیم. بنابر این از بهاربند گاوهای پر تولید هر گاوداری برای یك دوره 24 ساعته فیلم برداری كردیم. ما دوره ای را انتخاب كردیم كه هیچ كار غیر معمول دیگری در دامداری انجام نمی شد. به 10 گاو از هر دامداری با افشانه های نقاشی علامت های رنگی پاشیده شد و به طوری كه با استفاده از دوربین های ویدیویی بتوان تك تك آنها را ردیابی كرد. ما به هر گاو یك نمره لنگش دادیم. محل استقرار در بهاربند(راهرو یا درون استال) فعالیت (ایستادن،خوابیدن،خوراك خوردن یا نوشیدن آب) و زمان صرف شده برای هر كدام از این فعالیت ها (با حداكثر دقت) هر 30 ثانیه ثبت می شد.

همان طور كه از نمودار معلوم است،اختلاف معنی داری در رفتار گاوهای مبتلا به لنگش و گاوهای سالم در موقعیت های مختلف در جایگاه دیده شد. اول انكه اختلاف كمی در نحوه رفتار گاوهای سالم در استال های با بستر ماسه بادی یا لاستیكی وجود داشت. در حال حاضر ما می دانیم كه در بهاربند های فری استال پشرفته امروزی گاوها حدود 12 ساعت در روز می خوابند. ظاهراً آنها تلاش می كنند این حد آستانه در مورد تعداد ساعات خوابیدن را حفظ كنند. با وجود این، اگر از استال های دارای تشك های لاستیكی استفاده شود گاوهایی كه به طور نامحسوسی می لنگند،رفتار خود را تغییر می دهند. آنها به طور میانگین 2 ساعت بیشتر در استال سرپا می ایستند اما همچنان حدود 12 ساعت در روز را صرف خوابیدن می كنند. این یعنی آنكه آنها وقت كمتری برای خوردن،آشامیدن و برخوردهای اجتماعی در راهروها صرف می كنند. در گله هایی كه از تشك لاستیكی استفاده می كنند، این تغییرات در تقسیم بندی زمانی در گاوهایی كه لنگش متوسط دارند به مراتب مشهودتر است. این گاوها روزانه بیش از 6 ساعت زمان برای سر پا ایستادن در استال ها مصرف می كنند. برخی محققان پیشنهاد می كنند به این دلیل آنها این كار را انجام می دهند كه ترجیح می دهند به جای ایستادن روزی بتون سفت راهروها روی تشك های لاستیكی بایستند. ما معتقدیم كه این فرضیه صحیح نیست. اگر نگاهی به وقایعی كه برای سایر فعالیت های گاو می افتد بیاندازیم،متوجه می شویم كه در این گاوها زمان صرف شده برای برخورد های اجتماعی آشامیدن و خوراك خوردن حتی بیش تر از گاوهایی كه كمی می لنگند،كاهش یافته و زمان خوابیدن به 10 ساعت در روز كاهش می یابد. اگر این رفتارها تنها به خاطر انتخاب نوع سطح ایستادن بود این گاوها زمان خوابیدن و خوراك خوردن خود را ثابت نگه می داشتند.و زمان سرپا ایستادن در راهروها را كاهش می دادند. اما این كار را نكردند.این كه سرپا ایستادن اضافه تر به شكل قراردادن هر چهارپا در كف استال باشد یا به صورت perching (پاها بیرون و دست ها داخل استال) احتمالاٌ بیش از هر چیز دیگری تابعی از طراحی استال و محل قرار گرفتن میله گردن است. اما ما تصور می كنیم كه احتمالاًَ گاوهای مبتلا به لنگش وقتی كه در استال ها سرپا می ایستند بیشتر رفتار perching را نشان می دهند. حتی جالب تر از این یافته هایی بود كه از رفتار گاوهای مبتلا به لنگش در گله های دارای ماسه بادی به دست آمد. گاوهایی كه لنگش خفیف و متوسط داشتند الگوی رفتاری خود را در استال های ماسه بادی تغییر ندادند. آنها درست مثل گاوهای سالم در گله های به كار برندۀ ماسه بادی و تشك های لاستیكی رفتار می كردند.

پس چرا گاوهای مبتلا به لنگش رفتار خود را روی تشك های لاستیكی تغییر می دهند؟ و چرا گاوهای مبتلا به لنگش روی ماسه بادی رفتار طبیعی دارند؟ ما معتقدیم كه همه چیز به اصطكاك سطح استال ها مربوط می شود. بلند شدن و خوابیدن كار مشكلی است. اصطكاك ایجاد شده توسط بسترهای نرم از جمله ماسه بادی برخاستن و خوابیدن را برای یك گاو مبتلا به لنگش آسان تر می كند. آنها ترس كمتری از لغزیدن و آسیب دیدگی خواهند داشت. در عوض درد و ترس از لغزیدن كه با بلند شدن و خوابیدن در یك استال دارای تشك لاستیكی كه روكش لغزنده ای دارد منجر به زیاد شدن و خوابیدن در یك استال دارای تشك لاستیكی كه روكش لغزنده ای دارد منجر به زیاد شدن زمان سرپا ایستادن گاو در هنگام استفاده از فری استال می گردد.گاوهای دچار جراحات پا،پس از برخاستن در همان استال می مانند چون می دانند كه برای ثابت نگه داشتن زمان خوابیدن خود در طول روز دوباره باید بخوابند. اما آنها واقعاً از خوابیدن هراس دارند. این گاوها تنها وقت را تلف می كنند. در گله های با تشك های لاستیكی گاوهایی كه دچار لنگش متوسط هستند به جای آن كه روزانه حدود 8 بار برای ایستادن و خوابیدن وارد استال شوند،تنها می توانند خود را به 4 تا 5 بار استفاده از استال عادت دهند. دلیل این كار آن است كه آنها زمان خیلی زیادی را در استال ها به صورت سرپا می ایستند. یافته های ما حاكی از آن است كه سرپا ایستادن بیش از حد دراستال ها مشكلی است كه وقتی گاوی به لنگش مبتلا می شود نمایان می گردد. حتی اگر لنگش خفیف باشد .بنابراین این كه ایستادن در استال یا perching واقعاً یك عامل خطرساز برای ابتلا به موارد جدید لنگش باشد را زیر سوال می بریم.

در عوض عقیده داریم وقتی گاوی به لنگش مبتلا می شود زیاد شدن زمان ایستادن و تحمل وزن زیاد می تواند صدمات سم را تشدید كرده و بهبودی را كُند كند. پس اگر گاوی در یك بهاربند دارای تشك لاستیكی به لنگش مبتلا شد ما عقیده داریم كه لنگش این گاو زمان زیادتری طول خواهد كشید. بنابراین گاوهای دچار لنگش در بسترهای لاستیكی بیشتر سرپا می ایستند و كمتر می خوابند. حال سوال این جاست كه در این مورد چه كار می توان كرد؟

چند گزینه در ادامه می آید؟

عوامل آغازگر مشكل را كاهش دهید. می دانیم كه گاوهای سالم در بهاربندهای دارای بستر لاستیكی و ماسه بادی به یك شكل رفتار می كنند. لذا اگر نرخ اسیدوز تحت بالینی شكمبه را كاهش دهیم،اطمینان یابیم كه تلیسه های آبستن سنگین به آرامی و بدون تغییر ناگهانی در نوع جایگاه و جیره به گله شیری منتقل می شوند. و حمام های سم خوبی داشته باشیم كه ضایعات پاشنه را به حداقل برساند،می توانیم تعداد گاوهای مبتلا به لنگش كه برای استفاده از بسترهای لاستیكی با هم درگیر می شوند را كاهش دهیم.

گاوهای دچار لنگش را از استال های دارای تشك لاستیكی خارج كنید و به آنها فرصت دهید تا بهبود یابند. با توجه به دانسته های فعلی مان ،به نظر عقلانی است كه توصیه كنیم گاوهای مبتلا به لنگش شدید و متوسط از فری استال ها خارج شوند و برای آنها امكانی فراهم آید كه به یك بستر فشرده با مدیریت خوب یا یك بهاربند بدون استال دسترسی داشته باشند تا در آنجا بتوانند فعالیت طبیعی روزانه خود را داشته و بهبود یابند.

طراحی استال های دارای تشك های لاستیكی را بهینه كنید. در دامداری هایی كه ما مطالعه كردیم. طراحی استال های دارای تشك لاستیكی شباهت زیادی به استال های بستر ماسه ای داشت. شاید بهتر باشد كه ما استال های تشك لاستیكی بزرگ تر و عاری از هر گونه عامل محصور كننده داشته باشیم كه گاوهای مبتلا به لنگش قادر باشند راحت تر برخاسته یا بخوابند. دامداران شروع به خاستن استال های جادارتر كرده اند و نیاز است كه در آینده روی مزایای احتمالی آنها بر سلامت دام بررسی هایی صورت پذیرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 16:3  توسط مصطفی مشکور  | 

تماس مستقیم دام با مواد آلوده به ترشحات جنین سقط شده  
نشانه های بیماری
عارضه سقط جنین در هر مرحله ای از دوران آبستنی می تواند رخ دهد و میزان شیوع آن ممكن است تا 80درصد برسد اگر آلودگی در ابتدای دوره آبستنی باشد موجب جذب و مرگ جنین می شود و اگر آلودگی در اواخر آبستنی باشد باعث سقط جنین مرده زایی و یا تولد بره های ضعیف می گردد.
تشخیص :
آزمایش فلورسنت انتی بادی مواد كوتیلدونها
آزمایش مایعات جنینی با استفاده از تست اگلوتیناسیون لاتكس
آزمایش هیستوپاتولوژیكی بافتهای جنین مانند: مغز,‌شش , كبد , قلب , كلیه , طحال
كنترل :
جلوگیری از ورود گربه ها به انبار غلات , آبشخوار و انبار علوفه
انهدام فوری مواد آلوده به ترشحات جنین سقط شده
كنترل جوندگان و پرندگان از نظر كاستن مخازن عفونی
اجتناب از نوشیدن شیر دامهای آلوده به ویژه توسط زنان آبستن و اطفال.

كلامیدیوز CHLAMYDIOSE
پسیتاكوزیس لنفوگرائولوم PSITTACOSIS LYM PHOGRANULOMA VENEREUM
میاگاوانلار MIYAGAWANELLA و بدسونی BEDSONIA
باكتریهایی هستند كه فقط در سلولهای زنده می توانند رشد و تكثیر كنند و از این جهت از سایر باكتریها متمایزاند .
تاكنون 2 گ ونه از كلامیدیاها را شناسایی كرده اند كلامیدیاتراكو ماتیس (CH. Trachomatis) كه انسان را نیز آلوده می سازد و دیگری كلامیدیاپسیتاسی (CH.Psittaci) كه فقط دامها را آلوده می سازد . گونه اخیر می تواند با سایر بیماریها از قبیل كراتوكونژنكتیویت (kratoconjunctivitis), ارتریت (arthritis) و پنومونی (pneumonia) همراه بوده ولی به ندرت در یك گله تواما دیده می شود .در سال 1950 برای اولین بار سقط جنین حاصل از كلامید یا به نام سقط انزوئوتیك (abortion enzootic) در اسكاتلند معرفی شد و سپس در سال 1958 در ایالات متحده و آنگاه در سال 1976 در آلبرتا و بالاخره در سال 1977 در اونتاریو گزارش شد. میزان‌ آلودگی كلامیدیایی در بز و گوسفند تقریبا یكسان گزارش می شود .
نشانه های درمانگاهی
از علایم این بیماری سقط جنین بوده است كه معمولاً در اواخر دوران آبستنی رخ می دهد و نیز تولد بره ها و بزغاله های ضعیف از دیگر نشانه های این بیماری می باشد. باكتری اغلب جفت را گرفتار ساخته و پس از اینكه عارضه سقط رخ داد. در رحم باقی می ماند .پرده های جفت شفاف نبوده , كدر و قرمز رنگ می شوند و قوامی سفت و چرمی شكل پیدا می كنند . كوتیلدونها سفت و سخت و ضخیم شده و قابلیت انعطاف پذیری را از دست می دهد و فتوس ها به علت بزرگ شدن كبد و پر شدن محوطه داخل شكم از مایع , بادكرده به نظر می رسند تحقیقات نشان داده است كه میزان شیوع سقط جنین میشها در گله آلوده 30 درصد و در بزها بیشتر است ولی قائدتاً میزان 5 الی 10 درصد را معمولی تلقی می نمایند .
راه انتقال
انتقال اولیه باكتری از قوچ به میش است ولی با اینحال منابع آلودگی جنینهای سقط شده جفت , ترشحات واژن و فضولات آلوده می باشد . باكتری از راه های استنشاق هوای آلوده و یا مصرف مواد الوده نظیر اب ‎غذا, وارد بدن دام شده و دام را الوده می سازد . میش سقط كرده ممكن است مادام العمر حامل باقی بماند و باكتری در روده و در بعضی از بافتهای لنفوئیدی نگهداری و حمل گرددد آلودگی با كلامیدیا به خصوص درهواس سرد می تواند بسیار شدید باشد.
تشخیص
با توجه به اینكه نشانه ها در گله مشخص می باشد ولی اغلب با نشانه های سقط جنین های حاصله از تب كیو (كوكسیلا) و ویبریوز مشابه بوده لذا برای تشخیص افتراقی بایستی به انجام تستهای آزمایشگاهی پرداخت برای این موضوع 3 نوع آزمایش بكار می رود :
1- آزمایش محتویات معده جنین و جفت و مشاهده میكروسكوپی باكتری
2- آزمایش بافتی جفت در محیط تخم مرغ جنین دار
3- آزمایش خون كه در 2 مرحله انجام می شود ( در اوایل سقط و 2 الی 3 هفته بعد از مرحله اول ) در این آزمایش میزان آنتی بادی اندازه گیری می گیرند كه تیتر آن در مرحله اول كمتر از مرحله دوم است. متذكر می گردد كه اگر سقط جنین در سالهای متوالی رخ دهد. لازم است تشخیص افتراقی بین عوامل ایجاد كننده سقط از قبیل توكسوپلاسما ویبریو , كلامیدیا و كوكسیلا انجام گردد.
كنترل و پیشگیری :
اصولاً برای كنترل و پیشگیری بایستی نكات ذیل را مد نظر قرار داد.
جداسازی میشهای سقط كرده از سایر دامها.
جمع آوری و سوزاندن و یا دفن كردن جنین های سقط شدن و جفت های آلوده
ضد عفونی و یا شعله دادن آغل و جایگاه دامهای مبتلا
میشهای سقط كرده نبایستی تا زمانكیه علل مولد سقط از محیط حذف نشده است به بره های ماده متولد شده را شیر بدهند .
میشهای آبستن در روی زمین تغذیه نشوند
قوچ نباید از گله با سابقه سقط جنین خریداری گردد.
استفاده فوری از آنتی بیوتیكها هنگام رخداد سقط جنین صورت گیرد ( شروع درمان با استفاده آنتی بیوتیك تزریقی ( تتراسیكلین ها) و ادامه آن با آنتی بیوتیك خوراك به همراه مواد غذایی).
مراقبتهای بهداشتی ویژه از نظر انتقال عوامل سقط به انسان مانند استفاده از پوششهای محافظ در موقع ارتباط با دام یا دامداری و مواد آلوده اجتناب ورزیدن از خوردن شیر غیر پاستوریزه و یا پنیر دوری جستن زنان آبستن از گربه ها و یا دام های الوده , جنین های سقط شده و مواد آلوده باید مد نظر قرار گیرد.

درمان
از آنجاییكه كلامیدیا ها به كلرتتراسیكلین بسیار حساس اند لذا از این دارو به عنوان داروی پیشگیری كننده و درمانی استفاده می شود. مقدار مصرف به عنوان مقدار پیشگیری كننده در دوران ابستنی 80 میلی گرم برای هر راس میش در هر روز بمدت 3 هفته و مقدار درمانی در دام سقط كرده 2500 میلی گرم برای هر راس میش در هر روز برای مدت 3 هفته .
دستور العمل اجرایی پیرامون سقط جنین در گوسفندان
چنانچه در گله ای سقط جنین اتفاق افتاد لازم است به نكات ذیل توجه شود:
1- میشهایی كه سقط جنین نموده اند از بقیه دامهای موجود در گله جدا شوند.
2- جنین های سقط شده و بره هایی كه مرده متولد شده اند جمع آوری و برای ارسال به مركز تشخیص آزمایشگاهی دامپزشكی سوزاندن و یا دفن كردن آنان آماده گردند به طوریكه در این مرحله مراقبت های بهداشتی از نظر دست كاری به مواد آلوده انجام گیرد و حتما از دستكش استفاده شده و شستشوی دستها هرگز فراموش نشود و همچنین زنان آبستن نباید در تماس با بره اندازی میشها قرار گیرند.
3- در مورد تشخیص احتمالی و راههای كنترلی لازم است با دامپزشك معالج مشورت كرده و در صورت لزوم نسبت به ارسال جنین و بره مرده زاییده شده و نیز دام سقط كرده به مركز تشخیص آزمایشگاهی,‌اقدام شود.

نكته مورد توجه : هنگامی كه جنین سقط شده به همراه برده مرده زا به آزمایشگاه تشخیص ارسال می گردد. میزان دقت تشخیص 4 برابر زمانی خواهد بود كه فقط , فتوس سقط شده فرستاده می شود.
در اینجا در مورد 3 عامل عفونی ایجاد كننده سقط جنین كه از معمولی ترین عوامل می باشند دستورهای اجرایی ارائه می گردد.

سقط جنین انزئوتیك (كلامیدیایی)
میشهای سقط داده شده را باید از سایر دامها برای مدت یك الی دو ماه جدا نگه داشت و چنانچه رخداد سقط جنین هنوز در گله وجود دارد این جداسازی را باید ادامه داد.
یك برنامه اجرایی واكسیناسیون در گله برای آینده تدوین نمود و در عین حال بایستی توجه داشت كه میشهای سقط داده شده بر علیه این بیماری ایمن خواهند بود ولی اندسته از میشهایی كه توسط میشهای سقط داده شده الوده شده اند, علیرغم واكسیناسیون انجام شده, در سال اینده مبتلا خواهند شد.
دامهای مبتلا را پس از مشورت با دامپزشك معالج, تحت درمان قرار داد.

توكسو پلاسموزیس
میشهای سقط داده شده به فوریت از میشهای آبستن جدا شوند.
مراقبت بهداشتی از نظر كنترل رفت و آمد گربه ها و آلودگیهای مواد غذایی دام با فضولات گربه ها شدیداً انجام پذیرد .
یك برنامه واكسیناسیون برای سال آینده تدوین گردد.

كامپیلو باكترفتوس
میشهای سقط داده شده از سایر دامها جدا شوند و باید توجه داشت كه :
میشهای سقط داده شده برای سال اینده از سطح ایمنی بالایی برخوردارند .
تاكنون هیچ واكسن قابل مصرفی عرضه نشده است.

قابل توجه :هر چه تعداد نمونه های ارسالی به آزمایشگاه تشخیص بیشتر باشد, از نظر نزدیك شدن به نتیجه ارزشمند است ولی قبل از این كار لازم است با دامپزشك معالج راجع به سیستم مدیریت و تغذیه دام مشورت گردد زیرا علل مولد سقط, ممكن است از عوامل عفونی نبوده بلكه در این صورت به ازمایشگاه نیاز ندارد.

نام نویسنده :مهران محمدی خواه

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 15:58  توسط مصطفی مشکور  | 

مقدمه
از آنجا كه دامپروری و دامداری یك كار كاملاَ اقتصادی است و در حدود 70% هزینه های یك دامداری صرف تهیه خوراك برای دام می شود بنابراین هر گونه تجدید نظر و پیشرفتی در این زمینه تاثیر مستقیم در افزایش بازده دارد. غذای اولیه و پایه دام علوفه است و تمام تلاش ها برای حذف این قسمت و دادن خوراكی كاملاَ انرژی زا به دام تا به امروز بی نتیجه مانده است. مساله اساسی و مهم كه در بخش علوم دام مطرح می شود قسمت الیاف خام می باشد كه به اجزای كوچكتر نظیر
NDF,ADF
  تقسیم شده است و امروزه به بخش های ریزتر و ظریف تر نظیر قابلیت هضم و قابلیت تخمیر فیبر جیره بیشتر از دیگر مسائل  تغذیه ای توجه شده است. در اینجا لازم است تا در مورد الیاف خام بیشتر صحبت شود.
منظور از الیاف خام چیست؟ الیاف یا بخش ساختمانی عبارتند از بخش های تشكیل دهنده دیواره سلول كه قابلیت هضم كمی دارند و در گونه های تك معده ای قابلیت هضم ندارند اما در نشخواركنندگان بواسطه حضور میكروارگانیسم های موجود در شكمبه كه به عنوان یك شبكه تخمیر عمل می كنند قابلیت هضم از متوسط تا بالایی با توجه به كیفیت و مرغوبیت دارند.
مصرف مقدار كافی الیاف و مواد خشبی برای تولید طبیعی و سلامتی گاوهای شیری ضروری است. از طرفی وجود مقادیر زیادی الیاف،
DMI
و در ادامه بازده میكروبی و تولید شیر را محدود می كند. پس ما به یك میزان كمینه و حداقل الیاف نیاز داریم تا سلامت حیوان، میزان و درصد چربی، مصرف ماده خشك، مصرف انرژی و تولید شیر در حداكثر باشد. این مقدار موثر و كمینه الیاف خام قسمتی است كه نشخوار، میزان عبور غذا از شكمبه، ترشح بزاق، تولید استات شكمبه ای و درصد چربی را تحریك می كند.
روش های تجزیه الیاف عبارتند از:
الف ) روش تجزیه تقریبی
ب ) روش ون سوست
ج ) روش تعیین عناصر معدنی
در روش تجزیه تقریبی كه شامل تعیین رطوبت، خاكستر، پروتئین خام، چربی خام یا عصاره اتری، الیاف خام و عصاره های عاری از ازت
(NFE) است، دارای اشكالاتی است از جمله این كه مقادیر به دست آمده برای الیاف خام ار تكرار پذیری پایین برخوردار است. روش اخیر جوابگوی گاوهای پر تولید نبود و پیین بودن تكرار پذیری باعث شد تا ون سوست روش تازه ای ابداع كند كه مشكل را تا اندازه ای حل می كرد و قسمت الیاف خام را به اجزای كوچكتر تقسیم می كرد. روش ون سوست بر پایه الیاف خام بنا شده و هدف آن بیشتر تجزیه این قسمت است. در روش ون سوست، نمونه مورد نظر به مدت یك ساعت در محلول شوینده خنثی (ND) جوشانده می شود. مواد نامحلول در شوینده خنثی كه دیواره سلولی (NDF) نامیده می شود باقی می ماند. این قسمت شامل تركیبات اصلی دیواره سلولی نظیر سلولز، همی سلولز و لگنین می باشد. در عصاره گیری با شوینده اسیدی، نمونه ها به مدت یك ساعت در محلول حاوی استیل تری متیل آمونیوم بروماید در حضور اسید سولفوریك جوشانده می شود. مواد نامحلول باقی مانده در شوینده اسیدی شامل سلولز و لگنین (ADF) می باشد. روش ون سوست باعث شد تكرار پذیری نتایج افزایش یابد كه البته این روش اشكالات و نواقصی هم داشت. این نواقص هنگامی بروز كرد كه توان تولیدی گاوها بیش از پیش افزایش یافت و تنظیم جیره های مناسب مشكل تر شد یعنی جیره های كه هم تامین كننده حداقل میزان علوفه باشد و از طرفی تمام نیاز های دیگر را بپوشاند و این نیاز ها روی استاندارد كردن روش ارزیابی NDF
  بیش از پیش تایید كردند.
نكته دیگری كه در اینجا لازم به ذكر است اشاره به روش (
in sacco) می باشد. در این روش گه جهت تعیین قابلیت هضم استفاده می شود، محیطی شبیه به شكمبه در كیسه ای ایجاد می كنند كه نمونه مورد نظر را به مدت 24 در این كیسه نگهداری می كنند و پس از این مدت میزان قابلیت هضم  ماده مورد نظر را تعیین می كنند و پس از این مدت میزان قابلیت هضم ماده مورد نظر را تعیین می كنند. در واقع این روش نوعی روش آزمایشگاهی برای تعیین قابلیت هضم است. عقیده كلی بر این است كه گاوهای شیری ماكزیمم مصرف برای NDF صرف نظر از منبع آن دارند كه به عنوان یك اصل پذیرفته شده است. اگر چه بعضی از پژوهش ها آن را تایید نمی كنند. به عنوان مثال (COMBOS (1992 آزمایش منتشر شده را بازبینی كرد و نتیجه گرفت كه اصولاَ به ازای هر 1 درصد افزایش در NDF جیره به طور خطی 44/0 كیلوگرم از تولید شیر (تصحیح شده با شیر 4 درصد چربی) كاهش یافت زیرا مصرف NDF به همان نسبت كه مقدار آن را در TMR
بالا رفته بود، افزایش یافته بود .
گزارش (
Robinson McQeen (1990 نشان داد كه گاوهای شیری كه به صورت TMR تغذیه شده اند با نسبت های متنوع یونجه سیلو شده و جو (به عنوان كنستانتره) به ازای 1 درصد افزایش NDF جیره، كاهش تولید شیری برابر 43/0 كیلوگرم داشتند. این توافق نتایج كه  مستقل از هم تنظیم شده بود، پیشنهاد كرد كه به همان مقدار NDF جیره از 25 درصد جیره به 40 درصد ماده خشك جیره افزایش می یابد میزان مصرف NDF  در روز به صورت منحنی های نا مشخص افزایش پیدا می كند. با وجود این از مدتها قبل نشان داده شده است كه مصرف بالای علوفه توسط گاوها به علت حجیم بودن جیره باعث محدودیت مصرف NDF
می شود.
(
Marten (1983 پیشنهاد كرد كه NDF می تواند به عنوان شاخص حجم علوفه یا ظرفیت پر شدن شكمبه جهت پیش بینی حداكثر پتانسیل مصرف علوفه ها استفاده شود. این امر پیشنهاد كرد كه جیره حاوی 35 درصد NDF می تواند حداكثر ماده خشك را تحریك كند و با مصرف جیره های دارای NDF بالاتر با پر شدن شكمبه این تحریك محدود می شود و با مصرف جیره های دارای NDF پایین تر نیازمندی های انرزی حیوان باعث محدودیت می شود.

Marten
 (1987 بعداَ این نظریه را گسترش داد. با طرح این موضوع كه مطلوب ترین مقدار مصرف NDF جیره برابر 1/1 درصد وزن بدن گاوهای چند شكم زاییده است. با توجه به این مطلب كه مصرف در ابتدا به فضاهای قابل دسترس در شكمبه پاسخ می دهد، بعید به نظر می رسد كه NDF دارای قابلیت تخمیر سریع یا كند اثر یكسانی بر روی مصرف داشته باشد.
در سال 1989
Williams و همكارانش اختلافات در میزان قابلیت تخمیرNDF منابع غذایی مختلف را شرح دادند و نتیجه گرفتند كه ظرفیت شكمبه و كیفیت NDF كه به ترتیب به وسیله میزان تخمیر و میزان عبور از شكمبه تعیین می شونداولین شاخص پتانسیل مصرفNDF هستند. بعداَ مشاهده شد كهNDF حاصل ازمنابع غیرعلوفه ای جایگزین هم ارزشی برایNDF
حاصل ازیونجه سیلو شده نیستند به طوری كه مدت زمان نشخوار و میزان چربی شیركاهش پیدا كرد.
هنگامی كه قابلیت تخمیر
NDF جیره افزایش می یابد ممكن است اندازه NDF ذخیره ای در شكمبه كاهش یابد اما مصرف آن افزایش پیدا نكند.بنابراین حتی اگر گاوهای در اواخر دوره شیردهی كه با جیره های حاوی فیبر نسبتاَ بالا تغذیه شده اند ممكن است نیازهای انرژی گاو ها بیشتر از ظرفیت شكمبه ، مصرف را محدود كند. موضوع ایت تحقیق بررسی این مطلب بود كه آیا جیره های حاوی NDF نسبتاَ بالا  (تقریباَ 40 درصد) كه تخمیر NDF متغییری داشتند مصرف را افزایش می دهد و همچنین اندازه و مقدار NDF در شكمبه كاهش می یابد؟ آزمایش با جایگزین كردن NDF یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین به جای NDF
یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا انجام شد.

نتایج :
مصرف غذا و قابلیت هضم مصرف ماده خشك و تركیبات آن تحت تاثیر تیمار قرار نگرفت و همچنین قابلیت هضم ارزش های خالص برای قابلیت هضم به خصوص برای
NDF و ADF طبیعی هستند و در توافقی با ارزش های ناآشكار NDF می باشند كه بااستفاده از روشsaccoin  محاسبه شده است. مدت اولین خوراك بعد از عصر 100 دقیقه و بعد از عصر 84 دقیقه بود. این زمان ها تحت تاثیر قابلیت تخمیر NDF نبود. مصرف TMR در هنگام عصر آهسته تر بود در هنگامی كه یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا جایگزین یونجه سیلو شده با تخمیر پایین در TMR شد. این مطالب نمایان می سازد كه مقادیر مصرف DM و  NDF تحت تاثیر قابلیت تخمیر NDF قرار نگرفتند. همچنین قابلیت تخمیر NDF  بر روی اندازه های غذا نیز تاثیر نداشتند. گاوها مدت زمان كمتری برای یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا كه جایگزین یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین شده بود گذاردند. هر چه این امر در ابتدا مدت زمان خوردن كوتاهتر برای TMR حاوی تنها یونجه با قابلیت تخمیر بالا را منعكس كرد. نشخوار حیوانات نشان داد كه قابلیت تخمیر NDF یونجه سیلو شده تاثیری بر روی نشخوار روزانه یا مقادیر ماده خشك مصرفی و یا NDF
مصرفی نداشت.

تخمیر و ظرفیت ( حجم ) شكمبه:
متوسط
PH  شكمبه هنگامی كه یونجه سیلو شده دارای قابلیت تخمیر بالا جایگزین یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین شد افزایش یافت. به هر حال این افزایش خالص و تدریجی برای رشد میكروبی مناسب بود. كل ازت محلول به علا وه ازت آمونیاكی و پروتئین تحت تیمار قرار نگرفت و در كل تراكم آنها بالا بود كه به موازات سطح بالای پروتئین خام TMR
بود .
تراكم ایزو بوتیرات و ایزو والرات كاهش و تراك والرات افزایش پیدا كرد به همانگونه كه یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا جایگزین یونجه با قابلیت تخمیر پایین شد. پروپیونات با افزایش و قابلیت تخمیر
NDF بالا رفت اما به صورت معادله درجه دوم با كمترین تراكم برای حدواسط TMR ثابت ماند. قابلیت تخمیر NDF تاثیری بر روی ظرفیت شكمبه نداشت. همانگونه كه یونجه با قابلیت تخمیر بالا  جایگزین یونجه با قابلیت تخمیر پایین شد مقدار ماده خشك ماده آلی و NDF
موجود در شكمبه از لحاض عددی به تر تیب 15/0 ، 17/0  و 2/0 كاهش یافت.

قابلیت تولید حیوان:
قابلیت تخمیر
NDF
تاثیری بر روی میزان تولید شیر و تركیبات آن نداشت. زمانی كه قابلیت نخمیر افزایش پیدا كرد میزان وزن بدن افزایش نشان داد.

قابلیت تخمیر فیبر جیره مصرف شده:
به علت قابلیت تخمیر متغییر فیبر، صرف نظر از تغییرات ا صلی مربوط به مرحله رشد گیاه محصولات یونجه در حدود 10 و 20 درصد گلدهی مراحل تكامل گیاه و در سال های مختلف برداشت شدند. یونجه با قابلیت تخمیر بالا كه در 30 روز قبل از برداشت كاملاَ رشد كرده بود به تولید یونجه های با قابلیت هضم دیواره سلولی بالا كمك كرد. اصولاَ بالا بودن قابلیت تخمیر یونجه با كاهش مقدار
ADF مشخص می شود با وجود اینكه كل فیبر و كل ازت اختلاف چندانی نداشتند. موضوع این تحقیق به این نیاز داشت كه سطوح تمام تركیبات TMR مشابه باشد و فقط در قابلیت تخمیر NDF تفاوت وجود داشته باشند. پس از انجام به همان نسبت كه اجزای یونجه با قابلیت تخمیر بالا در TMR افزایش یافت، سطوح NDF  تخمیر شده كاهش یافت در حالی كه سطوح NDF و ADF و CP در كل ثابت ماندند. اختلافات معنی دار آماری برای برخی اجزای دیگر TMR
نمایان شد اما مقدار این اختلافات برای اثر گذاشتن بر پاسخ گاوهای شیرده بسیار كوچك بودند .

تخمیر شكمبه :
با وجود اختلافات معنی دار آماری میان جیره ها در
PH شكمبه و تراكم بهضی از اسیدهای چرب فرار ، غلظت آنها كم بود و احتمالاَ رابطه بیولوژیكی كم است یا وجود ندارد. تراكم ازت آمونیاكی شكمبه به مقدار زیاد بود. پیشنهاد شده است كه كه این تراكم برای حداكثر رشد میكروبی مناسب و مورد نیاز باشد. در نتیجه مقادیر متنوع تخمیر NDF در TMR
تاثیری بر روی تخمیر شكمبه نداشت.

سرعت هضم
NDF
:
مقدار قابلیت هضم
NDF كه در اینجا گزارش داده شده در جیره ای كه NDF یونجه آن قسمت اعظم NDF ئجیره را تشكیل می دهد  طبیعی هستند. این مقدار حدود 46 درصد می باشد كه با مقدار قابلیت هضم NDF كه به روش insacco  تعیین شده و حدود 36 درصد می باشد هماهنگی دارد به هر حال فقدان اختلاف در قابلیت هضم NDF وابسته به قابلیت تخمیر NDF یونجه سیلو شده با نتایج حاصل از روش in sacco  كه یك افزایش پیش بینی شده در قابلیت هضم NDF در شكمبه از 9/31-40 درصد به موازات افزایش قابلیت تخمیر NDF یونجه سیلو شده در بر می گرفت، سازگاری و هماهنگی ندارد. چنین موضوعی به وسیله چند دانشمند دیگر در سال 1994 بررسی شد كه آنان نیز اعلام كردند قابلیت هضم NDF زمانی كه قابلیت تخمیر NDF جیره افزایش یافت به صورت منحنی بالا می رفت. با وجود عدم افزایش در قابلیت هضم فیبر زمانی كه یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا جایگزیت یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین شد، هضم NDF در شكمبه افزایش نشان داد. زیرا میزان NDF كل در شكمبه و به خصوص NDF غیر قابل هضم كاهش یافت. همچنین كاهش عددی در نشخوار گاوها در هر كیلوگرم از NDF مصرفی زمانی كه قابلیت تخمیر در NDF
جیره بالا رفت مشاهده شد.

چند دلیل ممكن است وجود داشته باشد كه چرا زمانی كه قابلیت تخمیر NDF بالا می رود افزایشی در قابلیت هضم NDF مشاهده نمی شود و اولین دلیل این است كه هضم جبرانی پس شكمبه ای NDF در یونجه سیلوشده ای كه قابلیت تخمیر پایین داشت به طور آشكارا هضم را برابر كرده بود. اگر چه بعید به نظر می رسد كه این امر پیشنهاد كند كه جیره های حاوی فیبر با كمترین قابلیت تخمیر، هضم پس شكمبه ای به همان اندازه نسبت بالاتری داشته باشد.
دومین دلیل این است كه ممكن است شاخص قابلیت تخمیر كه در اینجا استفاده شده با هضم حقیقی
NDF در شكمبه رابطه نداشته باشد . در هر صورت این مسئله با كاهش اساسی در مقادیر NDF غیر قابل هضم باقی مانده در شكمبه و كاهش در زمان نشخوار، زمانی كه قابلیت هضم NDF بالا می رود در توافق وو سازگاری نیست.
سومین دلیل ممكن این است كه روش قابلیت هضمی كه استفاده شده به اندازه كافی صحیح و دقیق نباشد ، هنگامی كه لازم است افزایش در قابلیت هضم
NDF به موازات بالا رفتن قابلیت تخمیر نشان داده شود. اما به هر حال این مسئله همم تایید نشده است چرا كه اختلاف مشاهده شده در این مطالعه برای قابلیت هضم پایین بود.
دلایل دیگری وجود دارد كه نشان می دهد كه قابلیت هضم حقیقی
NDF  در شكمبه افزایش نیافته است زیرا زمان باقی ماندن آن در شكمبه كاهش یافته است. با وجودی كه زمان باقی ماندن NDF در شكمبه اندهزه گیری نشده این امر با كاهش در مقدار NDF  باقی مانده در شكمبه به خصوص NDF غیر قابل هضم ، زمانی كه قابلیت تخمیر NDF افزایش یافت، تایید می شود. بعلاوه با افزایش قابلیت تخمیر NDF ، سرعت عبور NDF  از شكمبه از 4/92 درصد به 5/99 درصد در روز افزایش یافت. در مقابل سرعت عبور لیكور شكمبه افزایش نداشت همچنین قابلیت تخمیر تاثیری بر روی حجم لیكور شكمبه نداشت .

تعادل انرژی :
گاوها به فیبر جیره دارای قابلیت تخمیر بالا احتمالاَ با تغییراتی در میزان سرعت عبور
NDF از شكمبه و به خصوص با كاهش در مقدار NDF غیر قابل هضم باقی مانده در شكمبه پاسخ می دهند . آنها همچنین افزایش مصرف ندارند . چنانچه حجم و ظرفیت شكمبه مصرف جیره های حاوی NDF بالا با قابلیت تخمیر پایین تر را محدود می كرد عدم افزایش مصرف NDF می توانست پاسخ مورد انتظار باشد. به هر حال این نتایج با یافته های مك كویین و رابینسون در سال 1992 هماهنگی ندارد و در نتیجه پیشنهاد شد كه در گاوهای در اواخر دوره شیردهی كه با جیره های حاوی NDF نسبتاَ بالا تغذیه شده اند ، ظرفیت شكمبه مصرف را محدود نمی كند و گاوها به تناسب تواناییشان در متابولیزه كردن محصولات نهایی هضم می خورند .
به روشنی مورد قبول واقع شده است كه گاوهای در اواخر دوره شیردهی همچنان كه مصرف انرژی بالا می رود به نسبت انرژی بیشتری برای افزایش وزن و تولید تركیبات شیر اختصاص می دهند. در واقع به نظر می رسد كه مساله ای كه در اینجا پیش آمده این است كه به همان نسبت كه بازده انرژی افزایش می یابد میزان انرژی بیشتری برایب افزایش وزن نسبت به تولید تركیبات شیر استفاده می شود. (انرژی ترجیحاَ برای افزایش وزن متابولیزه می شود).

خلاصه و نتیجه گیری:
گاوهای شیری در اواخر دوره شیردهی زمانی كه با جیره های حاوی
NDF درای قابلیت تخمیر بالاتر تغذیه شدند ، مقدار NDF غیر قابل هضم باقی مانده در شكمبه در آنها كاهش یافت اما مصرف ماده خشك افزایش نشان نداد . این نتایج با مقاله ای كه توسط مك كویین و رابینسون در سال 1992 انتشار یافته بود تایید شد . نتایج این تحقیق و مقاله فوق الذكر پیشنهاد می كند كه مصرف واقعی گاوهای شیری در اواخر دوره شیر دهی كه با جیره های حاوی NDF نسبتاَ بالا تغذیه شده اند بیشتر بوسیله استفاده متابولیكی آنها از محصولات نهایی هضم محدود می شود تا ظرفیت شكمبه، قابلیت تخمیر فیبر جیره ممكن است یك پیش بینی كننده مناسب برای مقدار انرزی آن جیره باشد اما این مقدار در پیش بینی مصرف NDF حداقل برای گاوهای شیری در اواخر دوره های شیردهی محدودیت ایجاد می كند. مصرف كلی NDF برابر مقدار ثابت 3/1 درصد وزن بدن است كه تحت تاثیر قابلیت تخمیر NDF جیره قرار نمی گیرد.

رمضانعلی عزیزی

منبع :
1-علی نیكخواه و حمید امانلو .اصول تغذیه و خوراك دادن دام

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 15:57  توسط مصطفی مشکور  | 
 

درمان عفونتها، وقت گیر و داروهای مورد نیاز هزینه بر می باشند ،از این رو پیشگیری از مشكلات ناف در مورد گوساله های تازه متولد شده مورد توجه بسیاری واقع شده است. در یك مطالعه دانشگاهی در مورد ضدعفونی كردن ناف، گوساله هایی كه ناف آنها ضد عفونی نشده بود، میزان مرگ و میر 18 درصدی داشتند و در مقابل گوساله هایی كه ناف آنهاضدعفونی شده بود در حدود 7 درصد مرگ و میر نشان دادند. ( در مقایسات انجام شده توسط دانشگاه كرونل گوساله هایی كه عفونت ناف آنها درمان نشده بود در 3 ماهگی 15/5 پوند وزن كمتری نسبت به گوساله هایی كه با اِِین مشکل مواجه نبودند، داشتند. حالا سئوال اینجاست كه حالات طبیعی و غیر طبیعی چیست و چطور می توان از مشكلات پیشگیری كرد؟

حالات طبیعی برای گوساله های تازه متولد شده و گوساله های خیلی جوان چیست؟
بند ناف گوساله یك طناب نجات قبل از تولد است.که از محل ناف خارج می شود. خون از این طریق از جفت به جنین می رسد. ادرار نیز برای دفع شدن از مثانه به جفت منتقل می شود.بطور طبیعی در زمان تولد، وقتی بند ناف قطع می شود، قسمتهای درونی بند ناف. ،( 2 سرخرگ نافی، سیاهرگ نافی و لوله منتهی به مثانه ( یوراكوس) )به شكم فرو می روند.قسمتهای مذکور درون شكم بهتر از محیط بیرون محافظت می شوند. درفاصله زمانی، چند روز بعد از تولد سرخرگها، سیاهرگ و یوراكوس چروكیده خواهند شد. در یك گوساله طبیعی، رگ خونی در فاصله دو هفته بصورت یك نخ در خواهد آمد. یوراكوس هم بصورت یك لیگامنت چروكیده می شود. سوراخی كه این ضمائم از طریق آن به دیواره شكمبه راه می یابند ناف نامیده می شود. که طی 2 ماه اول زندگی، بتدریج بسته خواهد شد.
قطع شدن بند ناف( آنچه ما بطور طبیعی خارج از بدن گوساله می بینیم) در زمان تولد انجام می شود.ناف باید ضرورتاً یك سوراخ خالی باشد. 2 تا 6 اینچ از بند ناف معمولاً از شكم گوساله آویزان است. چنانچه این بند طی 7 الی 10 روز ، دچار عفونت نشده و مكرراً توسط گوساله های دیگر مكیده نشود، خشك می گردد. به همین دلیل، ناف به مدت طولانی باز نمانده وکم کم مسدود می شود.

حالات غیر طبیعی برای گوساله ها ی تازه متولد شده و گوساله های خیلی جوان چیست؟
یكی از این حالات نقص در فرو رفتن بند ناف بطور كامل یا جزئی می باشد. یعنی یک یا هردو سرخرگ و سیاهرگ یا لوله ادرار به داخل شكم فرو نمی روند. این به این معنی نیست كه آنها در داخل حفره بدنی شروع به چروكیدن نمی كنند بلكه به این معنی است كه نسبت به حالت طبیعی بیشتر در معرض صدمات فیزیكی و عفونت قرار می گیرند.به دنبال عفونت غالباً مایعی تولید می شود كه ممكن است فرآیند چروكیدن را به تأخیر بیاندازد.
در این حالت ممكن است كه بند ناف بسیار بلند یا بسیار كوتاه باشد. بند ناف بسیار بلند برای قطع كردن مناسب است. زمانی كه بند ناف در محل ناف در شكم و بدون هیچ بخش خارجی قطع شود. ، گوساله بیشتر در معرض پاتوژنها قرار می گیرد.
در حالتهای محدودی ، لوله منتج از مثانه (یوراكوس) ممكن است بطور كامل بسته نشود. بنابراین ادارار از بند ناف چکیده و آنرا مرطوب و آماده عفونت می كند.
سوراخ دیواره شكمبه (ناف)، ممكن است بطور كامل بسته نشده و حالتی به نام، فتق را به وجود آورد.. قصور در بسته نشدن كامل این قسمت ممكن است ارثی باشد. بعلاوه، عفونتهای محوطه ناف اغلب با نقص در بسته شدن صحیح سوراخ ناف همراه می شود.


پیشگیری از عفونتها:
محوطه تمیز زایش به پاتوژنهای كمتری اجازه می دهد تا در معرض ناف و بند ناف قرار گیرند. درمان فوری محوطه ناف و بند ناف با محلول تنتورید %7 که اغلب محلول ضدعفونی ناف نامیده می شود، در پیشگیری از عفونت مهم می باشد.
محلول ضد عفونی میبایستی به اندازه كافی برای بند ناف ( قسمتی كه آویزان شده ) و محوطه ناف( سوراخ دیواره شكم كه بند ناف از طریق آن از بدن خارج می شود) بكار گرفته شود.این محلول ، یك محلول الكلی است و بوی آنرا می دهد. این مایع حاوی ید بوده و رنگ همه چیز را قهوه ای می كند. در موارد اضطراری ، مالیدن الكل ممكن است تا خرید مایع ضدعفونی متداول، جهت ضدعفونی استفاده شود.

مایع ضدعفونی پستان حاوی غلظت بسیار پایینی از ید می باشد. و حاوی موادی است كه از خشك شدن مورد نظرممانعت می نماید بنابراین در این زمینه به کار برده می شود.

مرحله ضدعفونی منجر به پیشگیری از عفونتها از 3 طریق می شود:
1)كثافات و پاتوژنها را می‌شوید.
2) مایع الكلی یددار میكروبها را می كشد.
3)پایه الكلی به خشك كردن بند ناف جهت پیشگیری از صدمه زدن پاتوژنهای راه یافته به بدن گوساله از طریق ناف كمك می كند.

تشخیص و درمان فوری عفونت:
در یك مطالعه 410 گوساله در 18 مزرعه، را بطور هفتگی مورد آزمایش قراردادند. آنها هر یك از گوساله ها را بمدت 8 هفته به میزان یكبار در هفته مورد بررسی قرار دادند. طی این بررسی نافهای دردناك و یا ضخامت دیواره شكم را مشاهده کردند. در نتیجه 57 گوساله مبتلا تشخیص داده شد. (14 درصد) . در این مطالعه میزان مسئولیت پذیری صاحب گاوداری برای تشخیص و درمان گوساله های بیمار اندازه گیری گردید.
از میان 57 گوساله مبتلا، گاوداران تنها 7 مورد را تشخیص داده و درمان كردند.


88 درصد از عفونتهای ناف توسط صاحبان گوساله ها نه تشخیص داده و نه درمان شده است.
مبارزه ما همواره بر مبنای. تشخیص به موقع عفونت و پیشگیری از ایجاد شكل دمل می باشد. در درمان نیزرعایت دز مناسب و دوره کامل درمان برای داروی تجویز شده از اهمیت بسیاری برخوردار است.

منابع:


A.M. Virtala, G. D. Mechor, Y.T. Grohn and H.N. Erb, The effect of calfhood diseases on growth of female dairy calves during the first 3 months of life in New YorkState. Journal of Dairy Science 79:1040-1049

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 15:54  توسط مصطفی مشکور  | 

 

مقدم
فاکتورهای مهم پرورش گوسفند یکی قیمت بره در بازار و دیگری تعداد بره های از شیر گرفته شده به ازای هر راس گوسفند در سال می باشد.با انجام فعالیت های اصلاحی و سلکسیون ، گوسفندانی با دوقلوزایی ومیزلن بره زایی بالا حاصل شده اند که علاوه بر مزیتی که دارد این افزایش مشکل پرورش بره ها را به وجود آورده است.
کافی نبودن شیر مادر به دلایل مختلف مانند سنگینی زایمان مرگ و میر بره ها را افزایش داده است.هزینه ،زمان، نیروی کاری که صرف کاهش میزان مرگ و میر بره ها که ناشی از گرسنگی بره و فقدان خصوصیات مادری میش است می شود از لحاظ اقتصادی مقادیر زیادی را شامل می شود. برای حل این مشکل پرورش مصنوعی بره ها به عنوان یک راه چاره برگزیده می شود.
پرورش دهندگان گوسفند به دلیل مراقبت های ویژه ، احتمال مرگ ، صرف نیروی کار و گران بودن غذای جایگزین از پرورش مصنوعی بره ها خودداری می کنند. اما امروزه با پیشرفت صنعت تولید خوراک دام،بهبود ویژگیهای کیفی،وجود سیستم های مختلف پرورش مصنوعی و وجود تجهیزات مدرن ، میزان نیروی کار کاهش یافته است.
درپرورش بره ها به صورت مصنوعی ،با از شیرگیری زودهنگام بره و تغذیه مناسب ورعایت اصول بهداشتی نتیجه پرورش مصنوعی بره ها به میزان زیادی بهبود یافته است.

پرورش بره ها با شیشه وپستانک یا سیستم های اتوماتیک
در یک واحد پرورش گوسفند،وقتی تصمیم به پرورش مصنوعی بره ها گرفته میشود اولین روشی که به ذهن پرورش دهندگان می رسد استفاده از شیشه و پستانک است . بره ها در 5-3 روز اول ، هر 6 ساعت یکبار با استفاده از شیشه و پستانک تغذیه می شوند. بعد ازاین مدت بره ها هر روز 3-2 دفعه با جایگزین شیر تغذیه میشوند.در این روش مقدارمصرف جایگزین شیر را به سهولت می توان کنترل نمود.اگر باگذشت زمان و همراه با رشد بره مقدار خوراک جایگزین شیر و مدت تغذیه تغییر نکند پیش معده بره ها با گذشت زمان بزرگتر شده و عوارض ناخواسته حاصل از پرورش نامناسب به چشم خواهد خورد.در پرورش با شیشه و پستانک می توان از شیر میش های دیگر نیز به عنوان منبع شیر استفاده نمود.
یک روش دیگر،((پرورش اتوماتیک)) می باشد.دراین روش امکان مصرف خوراک جایگزین به صورت مداوم و آزادانه برای بره ها مهیا می شود . دراین روش نیروی کار کاهش یافته و در مدت کوتاه تعداد زیادی بره پرورش می یابد.دراین روش واحدهای مکش شیر برای تعدادزیادی بره قابل استفاده است. پرورش دهندگان گوسفند باتوجه به تعداد بره ای که می خواهند به صورت مصنوعی پرورش دهند بایستی تعداد سطل مورد نیاز را خریداری نمایند و یا خودشان اقدام به ساختن آنها نمایند.

پرورش بره ها در محفظه یا اتاقک بره
بره ها با شروع تغذیه جایگزین شیرازهفته دوم به اتاقک بره آورده می شوند.غذایی که بعد از این بایستی به برها بدهیم خوش خوراک بوده و دارای حداقل 20 درصد پروتئین باشد.کنجاله سویا به میزان 50 درصد کل جیره برای تغذیه بره ها در این مرحله مناسب است.از آنجا که یونجه خشک باعث نفخ در بره ها می شود نباید زیاد مصرف شود. یونجه پربرگ نباید در دوهفته اول زیاد شود و همچنین آب مصرفی بره ها بایستی تمیز و تازه باشد.غذا و آب طوری قراردهده شود که بره ها نتوانند ریخت و پاش کنند.بدین منظور ظرف شیر را می پوشانند تا فضولات داخل غذا نشود و هر24 ساعت یکبار غذای بره تعویض میشود.

بخش ها و تجهیزات مورد نیاز
بره هایی که به صورت مصنوعی پرورش می یابند باید به مقدار کافی از تحت شرایط تهویه و محیط مناسب از جایگزین شیر تغذیه نمایند.بره ها در چند هفته اول زندگی حرارت بدن خود را نمی توانند با محیط تطبیق دهند . بنابراین باید از تجهیزات گرمازا همانطور که در مورد جوجه های یکروزه استفاده می شود مانند مادر مصنوعی ،لامپها وغیره استفاده نماییم. طی تحقیقات انجام شده حرارت 20 درجه سانتیگراد محیط ، بهترین شرایط دمایی برای رشد بره ها می باشد. اگر زمین خاکی و یا بتون باشد بایستی روی آن را باکاه و یا تراشه چوب بپوشانیم . برای بره های تازه به دنیا آمده میتوانیم از دربهای چوبی یا فلزی جمع شونده سیار استفاده نماییم. برای هربره 0.9 مترمربع باکس چوبی سیار در سطح بتونی 0.5 الی 0.6 مترمربع تازمان اتمام شیرخوارگی کافی است.باکس های چوبی جمع شونده از لحاظ بهداشت و استفاده بهینه از سطح دارای مزیت می باشند. پستانک ها و سطلهای شیر مورد استفاده،دارای دونوع می باشند. نوع اول سیستم اتوماتیک و نوع دوم پستانک معمولی می باشد:
در سیستم اتوماتیک یک دگمه باز وبسته کردن وجود دارد که به کپسول پلاستیکی متصل است،وجوددارد.در سیستم پستانک ، رعایت بهداشت سخت تر بوده و خوردن شیر سردتر است . نوع دیگر پستانک متصل به کپسول پلاستیکی است که بره برای دریافت شیر بایستی فشار زیادی را با مکش به پستانک و کپسول وارد کند . در سیستم پستانک دار دو نوع سطل استفاده می شود:

پستانک-سطل نوع I : دارای یک لاستیک به طول یک متر که ازداخل شیر عبور کرده و پستانک در راس سطل قرار می گیرد.

پستانک - سطل نوعII: پستانک ها در اطراف قرار دارند و شیر با نیروی جاذبه زمین به داخل پستانک هاجاری می شود و بره ها آن را می خورند.شیر همیشه در پستانک قرار دارد و تغذیه بره ها را آسانتر می کند. درسیستم اتوماتیک ، هیچ افتی در میزان رشد بره ها نسبت به سیستم سطل وجود ندارد.پستانک های ازجنس لاتکس یا لاستیک برای این کار ایده آل هستند.

پستانک های لاستیکی دارای طول 4-3 سانتیمتر بوده و برا ی هر پستانک 5-3 راس بره در نظر گرفته می شود.برای پرورش مصنوعی بره ها دو یا سه قسمت در نظر گرفته می شود. اولین بخش، بخش عادت یا وفق دادن بره ها می باشد.بخش دوم مرحله عبور و بخش سوم بخش انفرادی است .
بره ها از بخش دوم (عبور) به بخش عادت پذیری آورده می شود.دراین بخش اگر بره ها به تغذیه مصنوعی عادت کنند دیگر نیازی به کمک ندارند. 3-2 روز بایستی نظارت انجام شود تا از عادت کردن بره ها به پستانک ها مطمئن شویم.بره ها تازمان از شیرگیری در بخش سوم می مانند. در آغول های فلزی و تخته ای،به ازای هر راس 0.18 مترمربع و در آغولهای بتونی 0.54 مترمربع سطح به ازای هر راس بره در نظر می گیریم . اگر در زمستان ، تعداد زیادی بره را بخواهیم به طور مصنوعی پرورش دهیم ، بایستی علاوه بر اینکه دمای محیط را بالاتر از 15 درجه سانتیگراد نگهداریم،تهویه مناسب نیز انجام دهیم تا سرعت رشد بره ها در حد قابل قبولی بماند.

آغوز و خوراک جایگزین شیر
برای بره های تازه به دنیا امده مصرف آغوز دارای اهمیت ویژه ای است. هم برای بره هایی که توسط مادر خود تغذیه می شوند و هم برای بره هایی که به طور مصنوعی تغذیه می شوند آغوز باعث افزایش قدرت زنده مانی و منبع اجزای غذائی ویژه می باشد . علاوه براین که از لحاظ انرژی و پروتئین غنی می باشد،دارای آنتی کورها و گولوبولینهای مورد نیاز بره است.
بره ها بایستی در 24-18 ساعت اول زندگی آغوز مصرف نمایند.36-24 ساعت بعد از تولد میزان جذب مواد حیاتی آغوز از روده از روده باریک به میزان قابل توجهی کاهش می یابد . به بره هایی که می خواهیم بهصورت مصنوعی پرورش دهیم بایستی توسط شیشه و پستانک آغوز خورانده شود و یا اجازه دهیم تا در 6 ساعت اول زندگی از مادر خود تغذیه نماید.
بره های تازه به دنیا آمده به مصرف 20 میلی لیتر آغوز به ازای هر 0.5 کیلوگرم وزن زنده بدن نیازمندند.این مقدار در 4 دفعه با فواصل مساوی داده می شود.می توان آغوز اضافی را منجمد نموده و برای مصارف آینده نگهداری نماییم. اگر از گوسفندان آغوز کافی برای تغذیه بره تامین نشود این کمبود را می توان از آغوز گاو تامین نمود برای اینکه آنتی کورهای موجود در آغوز منجمد دناتوره نشوند بایستی به صورت غیرمستقیم گرما داده شود و بدین طریق با حفظ آنتی کورهای آغوز به آرامی ذوب نموده و به مصرف بره برسانیم.
آغوز منجمد را داخل کیسه داخل آب گرم قرار می دهیم . برروی کیسه حاوی آغوز به آرامی آب گرم می ریزیم و تا ذوب آغوز منجمد ادامه می دهیم.خوراک های آماده شده به عنوان جایگزین شیر بایستی صرفا برای بره ها آماده شده باشند و خوراک جایگزین تولید شده ب شیر گاو برای بره ها مناسب نمی باشد زیرا ذرات چربی موجود درشیر آماده شده برای بره ها بایستی در اندازه های مساوی (هموژن) باشند. شیر گاو به علت وجود لاکتوز زیاد می تواند باعث اسهال و درنتیجه مرگ و میر بره ها شود.
 

ترکیبات یک غذای جایگزین شیر برای تغذیه بره ها در جدول 1 آورده شده است :
پروتئین خام 24-22%
چربی 35-25%
خاکستر 8-5%
سلولز خام 1-0.5%
ویتامین A 20.000 IU/kg
ویتامین D 5000 IU/kg
ویتامین E 100-50 IU/kg
لاکتوز 25-22%

چون خوراک جایگزین که به حالت پودر است دارای چربی بالا می باشد بایستی با آب ولرم مخلوط نماییم تا حل شود. محلول سرد شده در دمای 4-2 درجه سانتیگراد باید نگه داشته شود. با مکش مداوم خوراک جایگزین عوارض گوارشی ناشی از تغذیه مصنوعی به حداقل می رسد.خوراک جایگزین سرد بوده و از فعالیت میکروارگانیسم ها جلوگیری میکند. ظروف شیر و پستانک هارا هر 2،3 روز یکبار از هم جدا کرده و با آب و مایع ظرفشویی می شوییم و پستانک های پاره شده و خسارت دیده را تعوی می نماییم تا اتلاف شیر به حداقل برسد. خوراک جایگزین از یک روز قبل آماده شده و در یخچال نگهداری می شود.مصرف شیر با توجه به وزن زنده بره ها و سن بره ها به طور متوسط روزانه مصرف غذای جایگزین 1.1-1.5 و 1.7کیلوگرم در روز و یا به طور متوسط 0.93 کیلوگرم در روز می باشد.

انتخاب بره برای پرورش مصنوعی
پرورش مصنوعی به منظور پایین آمدن میزان مرگ و میر در بره ها اعمال می شود . بره های زیادی یا بره هایی که مادرش مرده است بایستی به میش پرشیر دیگر سپرده شود.در نژادهایی که دو قلوزایی بیشتری دارد مانند سقزی یا کردی پرورش مصنوعی اعمال می شود.عموما بره های با جثه بزرگ و پرحرکت برای پرورش مصنوعی انتخاب میشوند.بره های ضعیف را بایستی به مادر خود سپرد.اما برخی از تحقیقات اظهار می دارند که گوسفندهای حاصل از پرورش مصنوعی دقیق وزن زنده بالاتری نسبت به گوسفندهایی که به طور طبیعی پرورش یافته اند دارا می باشند.اگر گوسفند3 یا4 بره به دنیا آورد 2 راس از بره ها را به منظور پرورش مصنوعی انتخاب می نماییم.این انتخاب را 2 الی 6 ساعت بعد از تولد باید انجام دهیم. با طولانی تر شدن زمان انتخاب بره ها به سوء تغذیه و عوارض متابولیکی دچار خواهند شد.

شروع پرورش مصنوعی
برای شروع پرورش مصنوعی باید مطمئن بود که بره ها در طی پرورش مصنوعی آغوز کافی دریافت نموده باشند.بدین منظور بره باید 4 الی 6 ساعت برای تغذیه از میش رها شود.میتوان آغوز مستقیما از پستان مادر یا ازطریق پستانک دریافت کند. برای اینکه بعد از خوردن آغوز بره ها قدرت مکش خوبی داشته باشند قبل از تغذیه با غذای جایگزین 4 الی 6 ساعت بایستی صبر کرد .اما اگر مدت دادن غذای جایگزین طول بکشد رغبت بره ها برای مکش کم می شود.برای جلوگیری از عارضه ((عضله سفید)) به بره ها به ازای هر 0.5 کیلو وزن زنده بدن یک دز آمپول e- سلنیوم و یا سولفاست که حاوی 0.25 میلی گرم سلنیوم است تزریق شود. سرپستانک را به دهان بره مالیده و به آرامی چانه پایین را باز کرده و در دهان بره قرار می دهیم تا شروع به مکش نماید.از پشت بره گرفته و به سمت پستانک هدایت می کنیم . این حرکات باید جایگزین حرکات طبیعی میش مادر در شیر دادن به بره را وانمود نماید.هر 4 الی 6 ساعت یکبار بره ها باید به مکیدن پستانک عادت داده شوند.
2الی3دفعه انجام این کار کفایت میکند.بره های بزرگتر از دوروزه برا یاینکه به پستانک مصنوعی عادت نمایند دست کم 4 الی 6 دفعه عادت پذیری لازم است. عادت دادن بره ها به منظور قطع نیاز به کمک انسانی انجام می شود. در ابتدا بایستی خوراک جایگزین سرد باشد.اصلا از خوراک ولرم استفاده نشود. برخی از بره ها گوسفندهای بزرگتر را به عنوان مادر خود می پندارند و سر خود را به شکم و پشت گوسفند می مالد که این بره ها به سختی به پرورش مصنوعی خو می گیرند و اغلب در اثر گرسنگی می میرند. بدین دلیل بره هایی که این رفتار را نشان می دهند از رمه دور می شوند.
اغلب بره ها 1 الی 2 روز در مرحله عادت پذیری می مانند و بعداز عادت انها به تغذیه شیر مصنوعی به سییستم اتوماتیک منتقل می کنیم.دراین بخشها باید دقت کنیم که با بره های دیگر قاطی نشود. تغذیه و بهداشت مناسب باعث می شود که هر بره روزانه 300 الی 375 گرم به وزن زنده خود بیافزاید.

غذای مکمل و آب
درسیستم اتوماتیک به بره ها به طور آزادانه امکان نوشیدن شیر داده می شود.بر اساس ماده خشک غذای حاوی 18الی 20 درصد پروتئین بایستی داده شود .این غذا که یک جیره استارتر برای بره ها می باشد در جدول 2 آمده است:

 

ماده خام %
ذرت 62.0
کنجاله سویا (44%CP) 31.0
ملاس 4.5
سنگ آهک (کربنات کلسیم) 2.0
مواد معدنی (مینرال) 0.5

بره های تازه به دنیا آمده هنوز مکانیسم نشخوار ندارند.بدین دلیل پروتئین مصرفی ازنوع NPN نمی باشد و از منابع طبیعی پروتئینی تامین شده است.پیلت های مورد استفاده بایستی در قطعات بزرگ بریده شده باشند. بره های با سن کم هم شروع به مصرف کنسانتره در مقادیر کم می نمایند.بدین دلیل در 21 الی 30 روزگی بره ها ازشیر گرفته می شوند و به مصرف خوراکهای نرمال شروع می کنند. آخورها باید طوری ساخته شوند که حداقل ریخت و پاش ، حداقل پرت و حداقل آلودگی با فضولات را دارا باشند.
بایستی در محل پرورش سنگهای لیس زدنی معدنی برای تامین مینرال وجود داشته باشد.

از شیر گرفته شدن بره ها
به دلیل اینکه خوراک جایگزین گران است بره ها به زودی به مصرف علوفه عادت داده می شوند. البته قبل از اینکه بره ها کاملا از شیر گرفته شوند بایستی به غذاهای فیبردار عادت داده شوند.به خاطر اینکه بره ها در هنگام از شیرگیری استرسی نداشته باشند در ابتدا خوراک جایگزین را از محیط دور میکنیم. تا 7 الی 10 روز بعد از شیرگرفتن غذای کمتری را بره ها مصرف می کنندو در نتیجه لاغر می شوند.بره ها در 15 الی 20 روزازشیرگرفته می شوند. اما مهمترین مساله در زمان از شیرگیری بره ها وزن زنده بره می باشد.بهترین وزن ازشیرگیری 9 کیلوگرم وزن زنده می باشد . بره ها به صورت گروهی از شیر گرفته می شوند(به خاطر کاهش استرس) و اگر در محیط جدید نیز غذای قبل ازشیرگیری باشد بره ها استرس خواهند داشت.
بره ها تا رسیدن به 18 کیلوگرم بایستی از غذای حاوی 20-18% CP تغذیه نمایند. این باعث می شود عوارض ناشی از کمبود پروتئین در آینده که با غذاهای با فیبر بالا تغذیه میشوند به حداقل برسد.
بره ها بعد از مصرف 1200-900 گرم غذای جایگزین شیر یا در حدود 4 هفتگی از شیر گرفته می شوند. البته باید مطمئن بود که این بره ها دیگر می توانند از خوراکهای دارای فیبر تغذیه نمایند.

مراقبت و بهداشت
در بره هایی که به طور مصنوعی بزرگ شده اند بایستی واکسن ((آنتروتوکسمی)) تزریق شود . اولین بار در آغاز مصرف غذای جایگزین شیر و بار دوم سه هفته بعد از بار اول تزریق می شود.(مخصوصا در بره هایی که کمتر آغوز خورده اند).
اگر در بره ها اسهال دیده شود بایستی بهداشت آب و حرارت و خاک محیط بررسی شود و در صورت پیشرفت عوارض به دامپزشک مراجعه شود.

اصولی که در پرورش مصنوعی بره ها بایستی رعایت شود:
1- یک منبع شیر بایستی تامین شده و آغوز منجمد همیشه در دسترس باشد
2- از بین بره های ضعیف و متعدد فعالترین آنها انتخاب شود.
3- مطمئن شویم که در 12 الی 18 ساعت اول زندگی بره ها آغوز کافی خورده اند.
4- برای هر 0.5 کیلوگرم وزن زنده 0.25 میلی گرم سلونیوم تزریق شود ( ضد عارضه عضله سفید )
5- غذای جایگزین بایستی مناسب با سیسیتم گوارشی بره ها باشد.
6- به منظور پایین آمدن فعالیت میکروارگانیسم ها شیر مصنوعی بایستی در 8 ال 15 درجه سانتیگراد مصرف شود
7- تا زمانی که بره ها خودشان بتوانند از پستانک مصنوعی تغذیه نمایند،بایستی به آنها کمک کنیم تا عادت نمایند
8- 3 الی 5 روز اول مراقبت ویژه ای را روی نحوه تغذیه بره ها اعمال نماییم تا مطمئن باشیم بره ها به مکیدن شیر مصنوعی عادت کرده اند
9- وسایل و تجهیزات تغذیه مصنوعی بایستی هر 2 الی 3 روز کنترل شود و کپسول و پستانک های خسارت دیده تعویض شود
10- در هنگام از شیرگیری بره ها باید 9 کیلوگرم وزن زنده داشته باشند.
11- بره ها به آنتروتوکسمی نوع D و C حساسند و باید دوبار برعلیه آن واکسینه شوند
12- وقتی بره ها به 18 الی 20 کیلوگرم رسیدند میزان بالای پروتئین جیره کاسته می شود.
13- در مراتع باکیفیت چرا شوند و علوفه خوب مصرف کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 15:53  توسط مصطفی مشکور  | 

آشيانه بوقلمون :

پرورش گله هاي كوچك بايد در ماه هاي گرم سال آغاز شود تا نياز به وسايل پر خرج براي گرم كردن به حداقل برسد . آشيانه جوجه ها بايد چنان بنا شود كه به سهولت و بدون هيچگونه ناراحتي بتوان آنرا تهويه نمود .اگر يك ساختمان خوب و كوچك قابل حصول نباشد مي توان در يك سالن بزرگ يك آشيانه كوچك ساخت . كف آشيانه بايد بگونه اي ساخته شود كه بسهولت قابل تميز كردن باشد . محل پرورش بوقلمونهاي جوان بايد به حد كافي گرم و فاقد رطوبت اضافي باشد . همچنين يك آشيانه با امكانات تهويه خوب و به خوبي عايق بندي شده در مناطق با شرايط اقليمي سرد از اهميت خاص برخوردار است . پنجره آشيانه جوجه ها بايد چنان باشد كه وقتي باز مي شود به طرف پايين سر بخورد و يا چنان از پايين لولا شود كه هنگام باز شدن ، هواي تازه و احتمالا سرد مستقيما روي بدن جوجه ها نوزد بلكه پس از برخورد به سقف وارد آشيانه شود كه اين امر بهترين نوع تهويه را ممكن مي سازد . پنجره ها بايد در جلو و عقب آشيانه مستقر شوند . براي هر متر مربع آشيانه يك دهم متر مربع پنجره منظور مي شود . بعضي پرورش دهندگان محوطه پرورش را با پرچيني محصور مي كنند و از آشيانه بعنوان سر پناه استفاده مي كنند . همچنين مي توان از سايه بانها نيز استفاده نمود. هنوز هم تعدادي از پرورش دهندگان از سايه بان استفاده مي كنند كه اغلب به آشيانه يا سر پناه متصل اند. كف سايه بانها از نرده هاي تخته اي يا سيم ساخته مي شود و با فاصله كمي از زمين مستقر مي گردند تا مدفوع زير آن و بر روي زمين بريزد كه اين امر تميز كردن آنرا آسان مي كند . البته توجه داشته باشيد كه بوقلمونهاي نژاد درشت را در سايه بانهايي با كف نرده اي و سيمي نبايد نگهداري كرد زيرا دچار طاول و پينه و همچنين اختلالات كف و ساق پا مي شوند كه اين عوارض در بوقلمونهاي نژاد سبك بروز نمي كند .

در واحدهاي بزرگ از روش پنجره بسته (windowless ) استفاده مي كنند كه اين گونه آشيانه ها بايد كاملا عايق بندي شوند . بايد در هر دقيقه حدود  03/0 متر مكعب هوا با فشار حدود 5/0 سانتي متر بر هر كيلو وزن بوقلمونهاي بالغي كه در معرض تهويه هستند وارد شود .

مساحت كف آشيانه :

تا هشت هفتگي براي هر ده جوجه بوقلمون يك متر مربع كافي است . از 12-8 هفتگي براي هر ده جوجه بوقلمون دو متر مربع و براي بوقلمونهاي بين 16-12 هفتگي براي هر ده بوقلمون جوان 5/2 متر مربع بايد در نظر گرفته شود .

براي بوقلمونهاي جوان ( نر و ماده ) در حال رشد به ازا  هر بوقلمون 4/0 متر مربع فضا در نظر مي گيرند . البته اگر تمام گله بوقلمون نر باشد براي هر بوقلمون 5/0 متر مربع و چنانچه ماده باشد به ازا هر بوقلمون 3/0 متر مربع فضا لازم است . براي بوقلمونهاي سبك و آنها كه در سيستم بسته پرورش داده مي شوند مساحت آشيانه بايد كمتر از ارقام فوق باشد .

دستگاه مادر مصنوعي :

چند نوع دستگاه مادر مصنوعي وجود دارد . مادرهاي گازي و الكتريكي بهترين نوع جهت پرورش در گله هاي كوچك هستند .  دستگاههاي مادري كه براي 250 جوجه مرغ كافي است براي 125 جوجه بوقلمون كفايت مي كند .

بايد 24 ساعت قبل از ورود جوجه ها دستگاههاي مادر را به كار انداخت تا آشيانه گرماي لازم را كسب كند . اگر از دستگاه هاي مادر گرد استفاده شود درجه حرارت براي طيور سفيد 40 درجه سانتي گراد و براي طيور زرد و قهوه اي 35 درجه سانتي گراد در نظر گرفته مي شود . اين درجه حرارت از داخل در فاصله 18 سانتي متري لبه خارجي دستگاه مادر و در 5 سانتي متري بستر يا در حد ارتفاع پشت جوجه بوقلمون در نظر گرفته شود . بايد هر هفته حدود 3-2 درجه حرارت را پايين آورد تا به ميزان مناسب 20 درجه سانتي گراد برسد . اگر منطقه پرورش جوجه گرم باشد مي توان در طول روز دستگاه ها را خاموش كرد . پس از هفته ششم هيچ گونه منبع حرارتي نه براي شب و نه براي روز لازم نيست .

دستگاههاي گرما ساز بايد به فاصله 45 سانتي متري از سطح بستر آويزان گردند . حرارت دستگاه هاي مادر در ابتدا حدود 35 درجه سانتي گراد است كه در ادامه دوره پرورش و به تدريج هفته اي 5/3 – 3 درجه كاهش پيدا مي كند كه اين امر تا 6 هفتگي ادامه دارد . در حين پايين آوردن درجه حرارت بايد رفتار جوجه ها را مد نظر قرار داد . درجه حرارت خارج از منبع حرارتي يعني محيط اطراف و بيرون از دستگاه مادر بايد حدود 21 درجه سانتي گراد باشد تا جوجه ها احساس راحتي كنند . تهويه بايد به نحو احسن انجام گيرد . ميزان رطوبت براي جوجه هاي بوقلمون در داخل سالن 65% است . دستگاه هاي مادر بايد داراي حفاظ باشند تا جوجه ها از اطراف منبع حرارتي دور نشوند . حفاظي به ارتفاع 45 سانتي متر براي هر دستگاه توصيه مي شود .در شرايط آب و هوايي گرم ، حفاظي به اندازه 30 سانتي متر كافي خواهد بود . حفاظ مادر بايد در فاصله  65-60 سانتي متري لبه دستگاه مادر مستقر شود و به تدريج اين فاصله به 120-90 سانتي متر برسد و پس از گذشت 10-7 روز مي توان حفاظ را برداشت . اگر جوجه ها در فصل سرما ريخته شوند و آشيانه به قدر قابل ملاحظه اي وسيع باشد مي توان بوسيله پاراوان قسمتي از آشيانه را جدا كرد و به تدريج كه جوجه ها بزرگ مي شوند فاصله پاراوان را بيشتر كرد .

وسايل دانخوري :

در اولين روزها مي توان غذاي جوجه ها را در ظرف هاي ساده قرار داد ولي چون اشكالاتي در درك دارند و حيوانات كودني به حساب مي آيند ، بهتر است در كنار هر آبخوري و دانخوري ، وسيله و مواد بي ضرر و براق قرار داد تا توجه جوجه ها را به خود جلب كند . ريختن مقدار جزئي آرد يا ريزه هاي سنگ خارا روي دان روزي دوبار براي سه روز اول زندگي ، بوقلمونها را تشويق به خوردن مي نمايد . نبايد دانخوري ها را مملو از دان كرد زيرا دان روي بستر مي ريزد و جوجه ها به هواي دان روي بستر آنرا مي خورندمگر اينكه روي بستر را با كاغذ بپوشانند . براي جوجه هاي هفت روزه تا سه هفتگي دانخوري كوچك به اندازه حدود 7-5 سانتي متر براي هر جوجه مناسب است . از سن 3 هفتگي به بالا تا سن عرضه به بازار از دانخوري هاي با سايز بزرگ استفاده مي شود  به طوريكه عمق دانخوري 10 سانتي متر و طول دانخوري 8-7 سانتي متر براي هر قطعه بوقلمون مناسب است . اگر دانخوري عريض باشد و بتوان از دوطرف آن استفاده كرد بدين ترتيب يك متر از اين دانخوري را دو متر محسوب مي كنيم .

نور رساني :

در دو هفته اول زندگي نور بايد به قدر كافي در اختيار جوجه ها باشد تا بتوانند آب و غذا را ببينند . لامپهاي 200 واتي با فواصلي در حدود 3 متر مستقر شوند . يك چراغ 15-7/5 واتي بايد در داخل و زير هر دستگاه مادر قرار داده شود . پس از دو هفته اول مي توان نور را كاهش داده تا در اين سن از بروز استرس ، روي هم ريختن جوجه ها و اضطراب جلوگيري شود .

تغذيه :

براي پرورش بوقلمون دو برنامه غذايي اساسي بايد در نظر گرفته شود . يكي غذاي تمام نرم يا آردي و ديگري دانه اي يا پلت . نيازهاي تغذيه اي بوقلمون بر اساس سن متغير است . همچنانكه بر سن بوقلمون افزوده مي شود ، نيازهاي پروتئين ، ويتامين و مواد معدني اين پرنده كاهش مي يابد و بر نياز آن به انرژي افزوده مي شود . مواد غير قابل حل مانند سنگ ريزه ( گرانيت ) بايد در سنين 10-8 هفتگي به غذاي بوقلمون اضافه شود . دان بوقلمون بايد حتما حاوي يك ماده مقابله كننده با كوكسيدوز باشد و همچنين وجود يك ماده پيشگيري كننده بيماري سياه سر ( black head  ) نيز در غذاي بوقلمون ضروري است . بايد هميشه غذا و آب در اختيار پرنده باشد . غذاي غير نرم يعني با ذرات درشت ( pellet ) را مي توان ار هفته چهارم زندگي براي جوجه هاي بوقلمون در نظر گرفت . مي توان براي تغذيه بوقلمون از يونجه تازه و ترد ، شبدر خوب ، علوفه سبز تازه يا جوانه سبز غلات كه به خوبي خرد شده و فاقد رشته هاي بلند باشد استفاده كرد . همه اينگونه مواد را مي توان روزي يك يا دوبار به بوقلمون هاي جوان داد . هرگز نبايد علوفه پژمرده يا خشكيده و ساير مواد غذايي مشابه را در اختيار پرنده گذاشت . در فرمول غذايي بوقلمون مي توان از كنجاله سويا ، ذرت آسياب شده و مشابه آنها استفاده  و دان تهيه كرد . غذاي بوقلمونهاي در حال رشد را از سن هشت هفتگي تا عرضه به بازار بايد در اختيار بوقلمون هاي جوان قرار داد . پروتئين موجود در آرد سوياي پوست كنده براي بوقلمون هاي بالغ بسيار قابل هضم ولي مواد هيدروكربنه موجود در آن زياد قابل جذب نيست .

ميزان غذاي بوقلمون :

جوجه بوقلمون تا 24 ساعت و يا حتي بيشتر احتياج به خوردن و آشاميدن ندارند زيرا از زرده ذخيره بدن استفاده مي كنند ولي بعد از اين مدت بايد غذا و آب كافي در اختيار آنها قرار داد . مقدار غذايي كه توسط جوجه بوقلمونهاي در حال رشد خورده مي شود در اولين ماه زندگي 460-450 گرم است . اصولا بوقلمون حيواني است كه مخصوص گوشت پرورش داده مي شود از اينرو بيشتر انتخاب در بوقلمون از نظر تبديل غذايي صورت مي گيردبدين ترتيب كه هر چه بوقلمون در ازاء غذاي كمتر گوشت بيشتري توليد كند بهتر است . بوقلمون از نظر ضريب تبديل پرنده خوبي به شمار مي رود زيرا به طور متوسط ميزان ضريب تبديل غذايي در آنها در اوايل زندگي حدود 3 به 1 است . در برخي مزارع از غذاي تمام آردي و در برخي ديگر از غذاي آردي- دانه اي استفاده مي شود اما در گروهي از مزارع نيز تا 8 هفتگي غذاي تمام آردي و از 8 هفتگي به بعد غذاي دانه اي – آردي در اختيار پرنده قرار مي دهند . اگر بوقلمون به طريقه محدود نگهداري شود ، اضافه نمودن علف سبز به جيره غذايي جوجه ها سبب بهتر شدن رشد مي شود . 4 هفته پيش از رسيدن بوقلمونها به سن عرضه به بازار بايد مواد بودار مانند روغن ماهي يا پودر ماهي را حذف كرد تا گوشت بوي نامطبوع نگيرد . غذاي بوقلمونهاي تخمگذار شبيه مرغهاي تخمگذار است ولي بايد توجه داشت كه بوقلمونهاي تخمي را نبايد بيش از حد غذا داد زيرا سبب چربي گرفتن آنها مي شود و توليد تخم را پايين مي آورد . جوجه ها را پس از خارج شدن از تخم به مدت 24 ساعت بايد در استراحت غذايي قرار داد و سپس به تغذيه آنها در 20 – 15 روز اول توجه كرد .

براي فربه ساختن بوقلمون بايد همه روزه خوراك دانه به آنها داد و هر چه هنگام بردن به بازار و كشتن بوقلمون نزديك شود بايد بر خوراك دانه آنها افزود . تركيبات كلي جيره را ذرت ، گندم ، جو و يولاف تشكيل مي دهد . ذرت را نبايد تنها به بوقلمونهاي پرورشي داد زيرا بيش از حد پرنده را فربه مي سازد . مي توان در زمستان از برگ چغندر و يولاف نيز در تركيبات جيره استفاده كرد . در اختيار گذاشتن زغال چوب ، شن و آهك هم مناسب است . همچنين در موقع جفتگيري بايد خوراك قويتري هم مانند آرد ماهي ، پودر خون و ... در اختيار پرنده قرار داد . هميشه در هنگام تغذيه نكات زير را مد نظر قرار دهيد :

از دادن خوراك بسيار و خوراك نامرغوب و كپك زده دوري كنيد .

علوفه سبز خرد كرده و چراگاه بايد در دسترس جوجه بوقلمون قرار گيرد .

گاهگاهي در آب آشاميدني پرنده از يك قاشق چايخوري سولفات مس دو سود در يك ليتر آب استفاده كنيد .

آشيانه و خوراك و در صورت وجود چراگاه بايد كاملا پاكيزه باشد .

نوك چيني :

نوك بوقلمونهاي جوان بين 5 – 2 هفتگي چيده مي شود . چنانچه ديرتر از اين سنين اقدام به نوك چيني نماييم ، گرفتن و مهار حيوان بدليل سنگيني جثه دشوا خواهد بود . ممكن است بوقلمون دچار پر ريزي گردد . پيش از اينكه بوقلمونها دچار كانيباليسم شوند بهتر است عمل نوك چيني انجام شود . نوك چيني نبايد در يك روزگي و در جوجه كشي انجام شود زيرا ممكن است اين عمل باعث بروز استرس و بي ميلي جوجه ها به غذا و آب و در نتيجه نزاري و بي آب شدن بدن حيوان ( دهيدراسيون ) گردد .

بايد دقت شود سوراخهاي بيني چيده نشوند . همچنين دقت شود كه پس از اين عمل غذا در دانخوري در سطحي باشد كه جوجه هاي نوك چيده شده براحتي بتوانند آنرا بخورند .

قطع تاج و ريش :

تاج و ريش از اعضايي هستند كه اغلب در نزاعهاي بين پرندگان به خصوص بوقلمونها از هر عضو ديگري آسيب پذيرتر مي باشد . تاج و ريش را مي توان در جوجه بوقلمونهاي يكروزه به سادگي با قرار دادن بين انگشت سبابه و شست با ناخن شست قطع نمود . حتي تا سن سه هفتگي نيز مي توان آنها را با ناخن گير و قيچي براحتي قطع نمود .

قطع ناخن :

قطع ناخن معمولا براي جلوگيري از ايجاد خراش روي پوست بدن و پهلوي بوقلمون انجام مي شود . اين عما بيشتر در محيط هايي كه تعداد در سطح بوقلمون زياد و بيش از حد متراكم است انجام مي شود ولي حتي در پرورش در چراگاه نيز بسيار مفيد است . براي اين منظور بايستي ناخن ها به كلي قطع شوند . قطع ناخن بايد در روز اول زندگي در موسسه جوجه كشي انجام شود .

قطع پر :

چنانچه بوقلمون در چراگاه پرورش داده شود ، با قطع پرها به سهولت مي توان جلوي پرواز اين پرنده را گرفت . قطع پر از قسمت انتهايي يك بال با يك نوك چين از اقداماتي است كه جلوي پرواز را در چراگاه خواهد گرفت . قطع پر با نوك چين برقي در يك تا ده روزگي مي تواند انجام شود . عمل قطع پر در حال حاضر كم تر از سابق انجام مي گيرد زيرا در بوقلمونهاي گوشتي موجب بد شكلي لاشه مي گردد .  

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 11:10  توسط مصطفی مشکور  | 

راهنــمای ذخـیره سـازی علـوفه ­ مرطوب

علوفه‌هایی همچون شبدر، برگ چغندر، قصیل جو، تفاله‌تر چغندر‌قند، ذرت علوفه‌ای و سایر ضایعات مرطوب کشاورزی از این جمله‌اند.

در این مقاله سعی می‌شود اطلاعات مفید و کاربردی برای تهیه سیلو از مواد غذایی با رطوبت بالا که امکان نگهداری آن را برای طولانی مدت فراهم می‌سازد، در اختیار قرار داده شود.

روش­های نگهداری علوفه مرطوب

در بافت گیاهی انواع علوفه‌، مواد غذایی وجود دارد که محیط مناسبی برای رشد میکروب‌ها و قارچ‌هاست. این موجودات در حالت عادی در رطوبت بالا به سرعت باعث فساد و کپک‌زدگی می‌شوند. برای جلوگیری از فساد علوفه، محیط باید اسیدی یا قلیایی شود.

الف-ایجاد محیط اسیدی

برای ایجاد یک محیط اسیدی ما می‌توانیم از اسیدهای خوراکی استفاده کنیم اما این مواد گران‌قیمت هستند. بنابراین بهترین راه‌حل استفاده از میکروب‌های مفید است. این دسته از میکروب‌ها اطراف ما وجود دارند ولی فقط در محیط‌هایی که هوا نیست می‌توانند بر میکروب‌ها و قارچ‌های مضر غلبه کنند. برای این کار باید محیط مناسب را برای رشد آنها فراهم کنیم. حال سئوال این است که محیط مناسب برای رشد میکروب‌های مفید چگونه محیطی باید باشد؟ محیطی که از نظر رطوبت، مواد قندی مناسب بوده و فاقد هوا باشد.

1 -رطوبت علوفه

رطوبت مناسب برای علوفه 65 تا 70 درصد است. اگر میزان رطوبت بیشتر باشد(به علت اسیدی شدن بیش از حد مشکل ایجاد می‌شود). برای کاهش رطوبت، به علوفه کاه خشک اضافه می‌کنیم، اما رطوبت کمتر از 55 درصد باعث تولید اسید کمتر شده و سیلو فاسد می‌شود. برای تامین رطوبت با افزودن آب، رطوبت را به 65درصد می‌رسانیم (برای تخمین میزان رطوبت یک مشت از علوفه را در دست گرفته و محکم بفشارید. اگر آب از آن خارج شد رطوبت بیش از 70 درصد است و اگر دست شما خیس نشد رطوبت کمتر از 50 درصد است. رطوبت مناسب زمانی است که فقط دست شما خیس شود.

2 - مواد قندیدر علوفه ای همچون ذرت علوفه‌ای، قصیل جو، تفاله تر چغندر قند، کنگر سبز، برگ چغندر، بطور طبیعی مواد قندی(کربوهیدرات) به اندازه کافی وجود دارد. اما در علوفه‌هایی همچون شبدر، یونجه، تفاله مرکبات، تفاله گوجه‌فرنگی تر، مواد قندی کمتر است و باید با اضافه کردن ملاس و یا آرد جو مواد قندی کافی به آن اضافه شود. برای این‌کار به ازای هر ده کیلو ماده خشک علوفه، نیم کیلو ملاس و یا سیصد گرم آرد اضافه کرده و آن ‌را مخلوط می‌کنیم.

3 - خروج هوا از علوفه

برای خارج کردن هوا از علوفه آن را با فشار اجسام سنگین مثل یک غلطک سنگین یا فشار چرخ تراکتور یا وسایل نقلیه دیگر پرس کرده و می‌فشاریم و سپس با استفاده از نایلون آن را در مقابل ورود هوا نفوذ ناپذیر می‌کنیم. اگر سیلوی سنتی(کوچک) در اختیار دارید با کشیدن نایلون عریض(عرض 6 متر) و سپس ریختن خاک بر روی آن از ورود هوا جلوگیری می‌شود. در غیر این‌صورت باید بر روی زمین یک نایلون عریض پهن کرده و پس از ریختن مواد روی آن را دوباره با پلاستیک بپوشانید و با اجسام سنگین مثل خاک یا لاستیک فرسوده از باد و باران و نور آفتاب محافظت نمایید؛ البته می‌توان در هر محیطی که فاقد هوا باشد(مثل بشکه پلاستیکی) این کار را انجام داد.

 

نکته:

دقت کنید محل زمین سیلو طوری انتخاب شود تا در هنگام بارندگی، در آن‌جا آب جمع نشود و موش و سایر جوندگان نتوانند با حفر سوراخ باعث هواگرفتگی و فساد علوفه شوند.

ب-قلیایی­ کردن محیط:

راه دوم قلیایی کردن محیط برای جلوگیری از رشد میکروب‌های مضر است. البته باید توجه داشت که اسیدی‌کردن، روش به مراتب بهتری است و علوفه تولید شده خوش خوراک‌تر است اما در مواردی که مواد قندی در علوفه کم است به ناچار از این روش استفاده می‌کنیم. برای این‌کار ما باید از مواد شیمیایی قلیایی استفاده کنیم، مواد شیمیایی قلیایی مانند سود سوز آور یا آمونیاک بسیار خطرناک بوده و استفاده از آنها توصیه نمی‌شود. اما استفاده ا ز کود اوره به علت داشتن اوره و آزاد کردن آمونیاک در داخل سیلو بسیار مناسب است. برای این‌کار باید چند نکته رعایت شود

1 - رطوبت مناسب: رطوبت مناسب برای این کار بین 60 تا 70 درصد است که همان‌طور که قبلاً گفته شد با روش‌هایی قابل تنظیم و ایجاد است.

2 - خارج کردن هوا: در این روش لازم به فشردن علوفه با اجسام سنگین نیست و تنها فشار غلطک‌های کوچک دستی و فشار پای کارگر کافی است.

3 - افزودن اوره به علوفه سیلو شده: برای اضافه کردن اوره باید به ازای هر یک تن ماده خشک مواد علوفه‌ای 20 کیلو کود اوره اضافه شود.

نحوه اضافه­ کردن کود اوره

اگر علوفه دارای رطوبت کافی است(به نسبت یک سوم اوره و دوسوم آب) یعنی برای مثال یک کیلو کود اوره را با دو لیتر آب مخلوط نموده و برای 50 کیلو علوفه مصرف می‌شود. اما اگر رطوبت کافی نیست کود اوره مصرفی را با کل آب مورد نیاز اضافه کرده و بر روی علوفه می‌پاشیم (توسط آب‌پاش یا سم‌پاش). 

زمان نگهداری علوفه در سیلوی اسیدی و نحوه مصرف آن

سیلوی اسـیدی معمولاً بلافاصله بعد از تهیه قابل اســتفاده است و می توان با کنار زدن یک قسمت از نایلون به تدریج از آن استفاده نمود. اما باید توجه کرد که اگر هوا به علوفه برسد بعد از 36 ساعت علوفه فاسد می‌شود و باید قسمت‌های در معرض هوا را به سرعت و با عمق 15 سانتی متر روزانه مصرف کرد.

توجه:

در صورت باز نشدن، سیلو برای ماه‌های متمادی سالم و قابل استفاده است. اما در صورت ورود آب باران یا زه آب، سوراخ شدن نایلون توسط موش یا حیوانات و انسان و باز شدن روی سیلو به سرعت و ظرف چند روز قسمت‌های در معرض هوا، فاسد و غیر قابل استفاده شود. علوفه مصرفی دردام‌های مختلف متفاوت و (در حدود 2-1 درصد وزن بدن دام) به صورت ماده خشک است.

میزان مجاز مصرف و نحوه مصرف سیلوی قلیایی

در این سیلو علوفه بعد از بیست روز قابل استفاده است و به علت بوی تند آمونیاک باید قبل از مصرف حتماٌ هوادهی شود(حداقل 3 ساعت قبل از مصرف علوفه باید از سیلو خارج و در هوای آزاد قرار داده شود) و با مصرف تدریجی آن دام کم‌کم به خوردن آن عادت کند.

میزان مصرف این نوع سیلو برای انواع دام می‌تواند تا 1درصد وزن بدن دام به صورت ماده خشک انجام شود.

نکته:

طول دوران عادت دام به علوفه قلیایی 10‌روز است. طی این زمان دام به‌تدریج و در صورت لزوم با مخلوط کردن علوفه با سایر غذاها به آن عادت خواهد کرد. 

توصیه های لازم برای مصرف علوفه در دام های مختلف

1 - گاو شیری

علوفه‌ای که در سیلوی اسیدی(تخمیری) تهیه شده باشد به راحتی تا 50 درصد یا نصف ماده خشک خوراک روزانه گاو شیری را تامین می‌نماید و به علت هزینه کم تهیه این علوفه‌ها از این طریق در هزینه تولید شیر صرفه‌جویی خواهد شد. هم‌چنین برای تغذیه گوساله‌های 6 تا 12 ماهه و گاوهای خشک و گاو نر نیز به راحتی مصرف می‌شود.

سیلوی قلیایی یا آمونیاکی فقط برای گاوهای شیری کم تولید که زیر 18 کیلو گرم شیر تولید می‌کنند، توصیه می‌شود و مصرف آن برای گوساله‌های 3 تا 6 ماهه، توصیه نمی‌شود؛ اما مصرف آن برای گاوهای نر توصیه می شود. اما باید توجه داشت که در هنگام مصرف، علوفه‌ای که در اختیار دام قرار داده می‌شود باید همراه با دانه غلات مانند جو یا کنسانتره مصرف شود. در صورت بروز مسمومیت آمونیاکی می‌توان با مصرف سرکه(مخلوط نیم لیتر سرکه و نیم لیتر آب) به درمان دام پرداخت

2 - گوسفند و بز

مصرف علوفه تهیه شده در سیلوی اسیدی برای گوسفند و بز داشتی بلامانع است و با مصرف این علوفه در جیره بره‌های‌پرواری در هزینه تعلیف آنان صرفه‌جویی زیادی خواهد شد. میزان مصرف علوفه تا 40% ماده خشک مصرفی حیوان می‌تواند انجام شود.

علوفه‌های تهیه شده در سیلوهای قلیایی(آمونیاکی) نیز برای دام سبک (گوسفند و بز داشتی) قابل استفاده است ولی فقط در شرایطی توصیه می‌شود که در جیره مصرفی دام مواد قندی کافی(جو، گندم و کنسانتره) و همچنین آب کافی در اختیار باشد، مصرف این علوفه تا حداکثر یک کیلوگرم در روز انجام می‌شود.

3 - سایر دام ­هامصرف علوفه اسیدی(تخمیری) برای انواع دام ها(از جمله شتر، گاومیش، اسب و الاغ) انجام می‌شود. اما درخصوص علوفه قلیایی(آمونیاکی) مصرف آن برای تک سمیان مانند اسب و الاغ می‌تواند کشنده و خطرناک باشد؛ اما در نشخوارکنندگان مانند شتر و گاومیش مصرف آن ایرادی ندارد. 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 11:3  توسط مصطفی مشکور  | 
Barley    Hordeum vulgare


طریقه کشت :
   جو معمولاً به طریقه پاشکی کشت گردیده و نیز به شکل قطار به صورت خطی که فاصله بین هر قطار (15 ) الی (30 ) سانتی متر باشد معمولاً در تجارب بذر می گردد.

وقت کشت جو علوفه ای:
    وقت مناسب کشت تیرماهی به مقصد تولید علوفه از نیمه ماه سنبله الی ختم میزان میباشد.

مقدار تخمریز و عمق کشت:
    به مقصد تولید علوفه باید (25 ) کیلوگرام تخمریز در فی جریب استعمال گردد. عمق تخم در مناطق مرطوب (3 الی 4 ) سانتی متر و در مناطق نیمه خشکه یک اندازه عمیق تر باشد.

استعمال کود:
    استعمال کود به منظور تولید علوفه مقدار (25 ) کیلوگرام کود DAP و کود یوریا به مقدار (60 ) کیلوگرام در فی جریب زمین استعمال گردد. کود دای امونیم فاسفت در وقت بذر و کود یوریا در سه مرحله یکی در وقت بذر و متباقی بعد از دفعات درو استعمال گردد.

آبیاری :
    تعداد آبیاری یظر به شرایط خاک و ضرورت استفاده نبات تعین می گردد. برای بدست آوردن حاصل علوفه حد اقل (3 ) الی (4 ) آبیاری ضروری است. اولین آبیاری بعد از گذشت سه هفته ومتباقی در وقتیکه ضرورت باشد تطبیق گردد.

استفاده از جو:
    علوفه سبز این نبات از لحاظ طعم خوش مزه بوده برگهای آن شاداب و مغذی است. اگر این نبات به طور مخلوط به همراه علوفه جات دیگر مانند برسیم ، رشقه ، شبدر ، نخود و ماش به حیوانات خورانده شود ، خوراکه خیلی مناسب برای حیوانات خواهد بود.
    اولین درو نبات به مقصد بدست آوردن علوفه بعد از گذشت (60 ) الی (70 ) روز بعد از کشت در هنگام قلت علوفه گرفته می شود. لاکن به تولید بیشتر بعد از گذشت (90 ) الی (100 ) روز اولین درو گرفته می شود.
    علوفه جو اکثراً به قسم تازه مصرف رسیده مقدار اضافی آن به قسم سایلج و یا بیده ذخیره گردیده در وقت قلت علوفه تازه استفاده میگردد. جو خوراکه تمامی حیوانات بوده و کاه جو از لحاظ ترکیب مواد غذای قابل هضم و مواد پروتینی بعد از یولاف درجه بندی شده از دانه جو مخصوصاً برای تغذیه اسپ ها غذای خیلی مفید است. و برای تغذیه گاو های شیری در خوراکه مرغ ها و نسل های جوان حیوانات مختلفه واقع می شود.
    از لحاظ داشتن اهمیت انواع اصلاح شده آن تحقیق گردیده و با استفاده ارزشهای تخنیکی مقدار بیشتر تولید بدست میآید.

مقدار و تولید علوفه:
   مقدار تولید علوفه سبز (9 ) الی (13 ) تن در فی جریب.
   مقدار ماده خشک (2 ) الی (3 ) تن در فی جریب.

کیفیت علوفه:
    از لحاظ کیفیت علوفه ایکه مقدار پروتین نباتی بیشتر و رشته های فایبر آن کمتر باشد دارای کیفیت بهتر می باشد. از لحاظ کیفیت در (50 ) فیصد مرحله گل اندازی پروتین خام (7.7 ) فیصد و در مرحله تشکیل غلاف اندازه پروتین خام (9.85 ) فیصد می باشد.


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 11:1  توسط مصطفی مشکور  | 

      شبدر نبات یکساله مناطق آسیای مرکزی بوده که در اکثر مناطق به قسم علوفه زمستانی بذر گردیده ولیکن در مناطق مرتفع قسمت های غربی همالیا ( مناطق سردسیر) به قسم علوفه تابستانی بذر می گردد. از نوده های جوان این نبات به قسم پالک غرض سبزی در افغانستان و پاکستان استفاده بعمل میآید. برخی از انواع وحشی این نبات به شکل گیاه هرزه در چراگاه نیز معمول بوده شبدر جای خود را به برسیم گذاشته خاصتا از اوایل قرن بیستم که کشت برسیم بیشتر مروج گردیده است.

توافق :
     این نبات در شرایط چراگاه و آب های ایستاده به مقایسه برسیم بیشتر توافق داشته و در مقابل یخبندی نیز تا حدودی مقاومت دارد اما مقدار تولید آن در درجه حرارت پایین تنزیل می یابد.

خاک :
     شبدر در خاک هایکه pH آن (6 الی 7 ) باشد توافق داشته و نیز در تحت شرایط خاک های مرطوب نیز تا یک اندازه مقاومت دارد.

طروق کشت :
     کشت شبدر عینا به طریقه کشت برسیم است لاکن مقدار تخم ریز آن نسبتا کمتر بوده که مقدار (3 الی 4 ) کیلوگرام تخم در یک جریب زمین کافی به نظر میرسد. تخم شبدر نسبت به برسیم خیلی ها کوچکتر بوده ، از این رو اکثرا تخم های مروجه محلی با تخم گیاه هرزه مخلوط گردیده و جدا کردن آن خیلی مشکل بوده از این رو اکثرا تخم های شبدر محلی دارای کیفیت پایین می باشد.

استعمال کود :
     در صورت استعمال کود DAP مقدار (50 ) کیلوگرام کود در فی جریب زمین قبل از بذر با خاک علاوه گردیده و بعد از هموار کاری دقیق تخم آماده بذر گردد.

ساختن بیده :
     شبدر به مقایسه برسیم بیده خوب تولید کرده ساختن بیده آن مشکل نبوده لیکن در وقت ساختن بیده دقت بیشتر صورت گیرد تا از ضیاع برگ جلوگیری گردد. در اکثر مناطق بیده شبدر به شکل بسته ها ترتیب شده و در یک جای مناسب برای خشک شدن انتقال میابد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 11:0  توسط مصطفی مشکور  | 
 
 
كیفیت ذرت در تغذیه گاوهای شیری منحصر به فرد است . این گیاه دارای ارزش غذایی بالایی است و حاوی مقادیر زیادی انرژی و نشاسته می باشد . این گیاه قادر است در هر هكتار 40 تن علوفه تازه و در برخی شرایط حتی بیشتر از این مقدار تولید كند به عبارت دیگر تولید آن در هر هكتار 10 تا 15 تن ماده خشك است .
بر اساس هدف مصرف گیاه ذرت نحوه برداشت آن متفاوت است :
1-ذرت تازه : ذرت تازه رامی توان درهرمرحله ای از رشد گیاه حتی در مرحله اولیه رشد نیز برداشت كرد . در مراحل اولیه رشد علوفه ذرت ارزش غذایی مناسبی دارد ولی باید مواظب بود كه میزان زیادی از علوفه تازه به صورت یك جا به مصرف دام نرسد زیرا دارای تركیباتی است كه به سرعت هضم شده لذا توصیه می شود كه در هر وعده غذایی بیش از 10 كیلو گرم علوفه تازه در اختیار دام ها قرار نگیرد .
2-ذرت دانه ای (كنسانتره) : برداشت ذرت دانه ای باید در زمانی صورت گیرد كه بلال آن كاملاً رسیده باشد .سه روش برای ذرت دانه ای وجود دارد :
الف ) برداشت بلال كامل و خرد كردن و قرار دادن آن در سیلو
ب ) برداشت بلال كامل به روش خرمن كوبی كه محصول حاصل از این روش شامل دانه های بلال و قسمتی از چوب بلال است كه فرایند شده و سیلو می شوند .
ج ) استفاده از كمباین كه در این روش چوب بلال خرد شده و دانه های آن جدا می شود محصول این روش تنها شامل دانه ذرت است.
3- سیلوی ذرت :برداشت دانه های ذرت برای سیلو كردن باید در زمانی صورت گیرد كه به اندازه كافی رسیده باشند ( مرحله خمیری سفت ) . همچنین طول مطلوب قطعات ذرت خرد شده باید 8/0 سانتی متر باشد . این اندازه برای تهیه سیلو مناسب است و امكان فشردگی كافی علوفه را در ساختمان سیلوی زمینی فراهم می كند . این مسأله بسیار حیاتی است كه تمام دانه های ذرت در طی مرحله چاپر كردن به خوبی عمل آوری شوند. این عمل باعث شده كه در هنگام هضم به میزان بیشتری در دسترس دام قرار گیرند زیرا دانه های سالم وفرایند نشده هضم نمی شوند و در نهایت از طریق مدفوع دفع می شوند.
در تهیه سیلو مهمترین مسأله مدیریت صحیح آن است كه شامل : برداشت علوفه ، ذرت در مرحله مناسب رشد ، پر كردن و متراكم كردن سریع سیلو ، پوشاندن سریع و مناسب سیلو .
برداشت علوفه ذرت باید در مرحله ای از رشد گیاه صورت گیرد كه دارای 35 – 30 % ماده خشك باشد .این مرحله زمانی است كه برگ های علوفه ذرت از پایین بوته شروع به زرد شدن كرده و دانه های ذرت به صورت خمیری و در حال سفت شدن باشند در غیر این صورت اگر علوفه ذرت در مرحله ای برداشت شود كه ماده خشك آن كمتر از 30 % باشد ضایعات سیلو به صورت از دست رفتن مواد مغذی از طریق پساب زیاد می شود . از آنجایی كه غالباً میزان ماده خشك علوفه ذرت در مرحله برداشت مناسب نیست بهتر است برای كنترل آب مازاد اقداماتی انجام داد . در این راستا می توان در هر تن علوفه بر اساس رطوبت آن 40 تا 70 كیلوگرم تفاله خشك چغندر قند اضافه نمود . این تفاله باید به صورت پرك و یا كل علوفه مخلوط شود نه این كه به صورت یك لایه ریخته شود .
تفاله خشك چغندر قند علاوه بر جذب مقدار زیادی آب مازاد می تواند اقداماتی از قبیل در نظر گرفتن یك لایه ضخیم از كاه غلات در كف سیلو برای جذب آب مازاد و نیز عمل آوری كاه انجام شود .افزودن اوره به علوفه سیلو شده ( 1 تا 2 كیلو گرم در هر تن ) در زمان پر شدن سیلو می تواند مفید باشد زیرا باعث:
1-افزایش سطح پروتئین علوفه سیلو شده
2-تهیه ازت سهل الهضم برای رشد باكتریایی سیلو شده و در نتیجه از كاهش كیفیت پروتئین علوفه جلوگیری می كند
3-افزایش سهم تولید اسید استیك در توده سیلو شده و طول عمر سیلوی ذرت در آخورها افزایش می یابد .توصیه می شود 1 تا 5/1 كیلوگرم كربنات كلسیم به هر تن علوفه در حال سیلو شده اضافه گردد .


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 10:57  توسط مصطفی مشکور  | 

خوراك‏هاى علوفه‏اى و كنسانتره دام

 الف - علوفه ‏ها

    هرگونه خوراك گياهى و پرحجم كه ارزش غذايى داشته باشد و خوش‏خوراكهم باشد، علوفه نام دارد.

    يونجه يابيده: اين علوفه ارزش غذايى زيادى دارد. يونجه به عنوان يك غذاى عالى در تغذيه دام به خصوص براى گاو شيرى استفاده مى‏شود. پروتئين و كلسيم بالاى اين علوفه نشانه مرغوب‏بودن آن است. زمان برداشت يونجه وقتى است كه يك سوم بوته‏ها به گل بنشينند. در جيره غذايى گاو شيرى، بين دو تا چهار كيلوگرم يونجه در روز كافى و مناسب است.

    علف باغ: اين علف در تغذيه گاو شيرى و پروارى استفاده مى‏شود. به دليل داشتن رشته‏هاى بلند، نشخوار دام‏ها را زياد مى‏كند. به علاوه در گاوهاى شيرى باعث بيشترشدن چربى شير مى‏شود. براى جلوگيرى از خارج‏شدن سريع خوراك‏هاى آردى از بدن دام‏هاى پروارى از اين علوفه استفاده مى‏كنند.

    كاه به علت خشك و پُرحجم‏بودن، ارزش غذايى زيادى براى دام‏ها ندارد. از نظر ارزش غذايى، كاه جو از كاه گندم بهتر است. همچنين كاه گندم از كاه برنج بهتر است. براى دام‏هاى سنگين بهتر است كه كاه به صورت رشته‏هاى بلند باشد. مصرف كاه بايد كم و به مقدار لازم باشد. هر چه مقدار اين علوفه در جيره غذايى دام‏ها بيشتر باشد، جلوى هضم و مصرف بيشتر غذا را مى‏گيرد. بهت راست كاه را هميشه بعد از خوراك‏هاى ديگر به دام‏ها داد.

    اگر كاه و علوفه‏هاى مانند آن به صورت غنى شده به دام‏ها داده شوند. ارزش غذايى بيشتر مى‏دارند. براى گاوهاى خشك مى‏توان مقدار بيشترى از اين علوفه در جيره غذايى قرار داد.

    سيلوها: براى استفاده بيشتر و بهتر از علوفه‏هاى خشك و هضم بهتر اين علوفه‏ها، آنها را سيلو مى‏كنند.

    ب - خوراك‏هاى فشرده شده يا كنسانتره دامى

    علوفه‏هاى آردى و خوراك‏هايى كه از رشته‏هاى كمى تشكيل شده‏اند رإ؛

 

»ل خوراك‏هاى كنسانتره‏اى مى‏گويند. وقتى مقدار مشخصى از ماده‏هايى مانند جو، سبوس، تفاله چغندر قند، كنجاله تخم پنبه را با تكميل‏كننده‏هاى معدنى و ويتامينى مخلوط كنند، خوراك كنسانتره تهيه مى‏شود.

    براى برطرف‏كردن نياز غذايى دام‏هايى كه توليد بالايى دارند، علاوه بر علوفه بايد مقدار مشخصى از كنسانتره دامى هم استفاده كرد. به گاوهاى بومى و دورگ روستايى كه بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مى‏كنند، بايد مقدار مشخصى كنسانتره دامى داد.

    به دامداران عزيز سفارش مى‏شود اگر خوراك را از كارخانه خريدارى مى‏كنند، در هنگام تهيه و مخلوط كردن كنسانتره در كارخانه حضور داشته باشند. به اين ترتيب، مى‏توانند كنترل كنند كه از هر ماده‏اى به مقدار مشخص و لازم در كنسانتره مخلوط شده است و جلوى هرگونه تقلب گرفته شود.

    براى تهيه كنسانتره به وسيله خود دامدار، مى‏توانيد از دستور زير استفاده كنيد. اين دستور براى گاو شيرى كه بين ده تا پانزده كيلوگرم شير توليد مى‏كند، مناسب است.

    مقدار جو سى و پنج تا چهل درصد، سبوس گندم سى تا سى و پنج درصد، تفاله چغندر قند هشت تا ده درصد، كنجاله تخم پنهب پنج تا هفت درصد، نمك نيم درصد و سبوس برنج شش تا هشت درصد بايد باشد. به اين ماده‏ها مقدارى كربنات كلسيم يا دى‏كلسيم فسفات هم اضافه مى‏كنند.

 نكته‏هاى مهم در تغذيه مخلوط علوفه و كنسانتره

    براى گاوهاى شيرى روستايى كه توليد شير آنان به هفت تا هشت كيلوگرم مى‏رسد، لازم نيست كه از كنسانتره استفاده كنيد. با علوفه‏هاى مرغوب مى‏توان نياز غذايى اين دام‏ها را برطرف كرد. ولى براى گاوهايى كه در روز بيشتر از هشت كيلوگرم شير توليد مى‏كنند، بايد از كنسانتره استفاده كرد.

    براى اين گاوها در برابر هر يك كيلوگرم شير توليدى، نيم كيلوگرم كنسانتره دامى لازم است. براى مثال اگر گاوى چهارده كيلوگرم شير توليد مى‏كند، بايد روزانه هفت كيلوگرم كنسانتره به اضافه مقدار لازم علوفه تازه و مرغوب بخورد.

    تغيير جيره غذايى دام بايد با احتياط كم‏كم انجام شود. تا باعث كم‏شدن توليد نشود. اگر در غذاى دام از ضايعات استفاده مى‏شود بايد با توجه به نوع ماده افزودنى از مقدار كنسانتره كم كرد.

    علوفه‏هاى سبز، رطوبت زيادى دارند. به همين دليل دو تا سه برابر علوفه‏هاى خشك بايد مصرف شوند. اگر بتوان علوفه و كنسانتره را به طور كامل مخلوط كرد، خيلى مناسب است. اگر اين كار انجام نشد، سعى كنيد فاصله زمانى بين تغذيه با علوفه و كنسانتره خيلى كم باشد.  

 

    براى بيشترشدن مقدار توليدشيره مى‏توان تا حدودى از كنسانتره دامى استفاده كرد. مصرف زياد كنسانتره باعث كم‏شدن چربى شير مى‏شود. در اين حالت بايد از علوفه‏هاى مرغوب با رشته‏هاى بلند و كنجاله تخم پنبه استفاده كرد.

 دستور تهيه كسانتره براى گوساله‏هاى پروارى

    مقدار چهل تا چهل و پنج درصد جو، سى تا سى و پنج درصد سبوس، ده تا دوازده درصد تفاله چغندر، سه تا پنج درصد كنجاله تخم پنبه، هشت تا ده درصد سبوس برنج را با مقدارى كربنات كلسيم مخلوط كنيد. سپس در اختيار دام‏ها بگذاريد.

 فراهم‏كردن خوراك لازم براى دام‏هاى مختلف

    همه دامها براى توليد بايد انرژى و پروتئين كافى مصرف كنند. مقدار مصرف ماده‏هاى غذايى دام‏ها با هم فرق مى‏كند.

    الف - گاوهاى شيرده: اين گاوها به دليل توليد شير، خوراك‏هايى لازم دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. مخلوط علوفه‏هايى مانند يونجه خشك با كنسانتره دامى كه انرژى كافى داشته باشند، بسيار مناسب است.

    مقدار خوراك براى اين دام‏ها به نوع دام حك هبومى است يا دورگ و مقدار شير توليدى بستگى دارد. مقدار ماده غذايى خشك براى گاوى كه دوازه كيلوگرم در روز شير مى‏دهد و پانصد كيلوگرم وزن دارد، ده كيلوگرم است. دو كيلوگرم از اين مقدار بايد كنسانتره باشد.

    در ابتداى دوره شيروارى چون دام وزن زيادى را از دست داده و اشتهاى كمترى دارد، بايد از علوفه‏هاى مرغوب و كنسانتره خوب استفاده كرد. به علاوه از دادن علوفه‏هايى مانند كاه و سبوس برنج بايد خوددارى شود.

 ب - گاوهاى خشك آبستن

    در آخر دوره شيروارى يعنى سه ماه قبل از زايمان كم‏كم بايد از مقدار كنسانتره دامى و علوفه‏هاى مرغوب كم كرد. به جاى آن مى‏توان، خوراك‏هاى كم‏ارزش‏تر را در غذاى دام قرار داد. يعنى مى‏توان به طور كامل از علوفه استفاده كرد و ديگر به دام‏ها كنسانتره نداد. استفاده زياد از غذاى آردى در گاوهاى خشك باعث چاقى آنان مى‏شود. در نتيجه، سخت‏زايى و بيشترشدن هزينه‏ها را به دنبال دارد.

    دو هفته قبل از زايمان، كم كم مقدار كنسانتره در غذاى دام را اضافه كنيد. همچنين از علوفه‏هاى مرغوب مانند يونجه بايد در خوراك دام استفاده كرد.

    ج - گوساله ‏هاى پروارى

    سه ماهه اول دوره پروار: در اين دوره، استخوان‏ها و اندام گوساله‏ها رشد مى‏كند. بنابراين گوساله‏ها به خوراك‏هايى نياز دارند كه پروتئين زيادى داشته باشند. براى اين كار، علوفه‏هايى مانند يونجه و علف باغ مناسب هستند. به علاوه در مخلوط كنسانتره بايد از كنجاله تخم پنبه استفاده كرد. همچنين استفاده از كربنات كلسيم يا پودر آهك و خوراك‏هاى كلسيم‏دار ضرورى است.

    اضافه‏وزن روزانه در اين دوره، با هزينه كمتر و سرعت بيشتر انجام شود. بنابراين، پروار دام‏هاى جوان از نظر اقتصادى باصرفه‏تر است.

    سه ماهه دوم پروار: در اين دوره گوساله‏ها رشد ابتدايى خود را انجام داده‏اند. در نتيجه، استخوان‏ها و اندام‏ها رشد كمترى دارند. بنابراين، براى پروار و چاق‏شدن گوساله‏ها بايد از خوراك‏هاى پرانرژى و علوفه‏هايى كه تا حدودى مرغوب هستند، استفاده كرد.

    آرد جو، تفاله چغندر قند، ملاس، علف باغ و مقدارى يونجه و كاه براى اين دوره مناسب هستند. در اين دوره براى اضافه‏شدن وزن گوساله‏ها بايد هزينه بيشترى كرد. همچنين هفتاددرصد غذاى دام بايد از كنسانتره دامى كه مواد پرانرژى دارد، تشكيل شود.

 استفاده از ضايعات در تغذيه دام

 نان خشك

    خوراكى است كه از آرد گندم به دست مى‏آيد. اين خوراك براى دام‏هاى شيرى و پروارى مناسب است. براى استفاده از اين خوراك بايد بسيار دقت كرد. زيرا اگر نان خشك كپك زده باشد، باعث مسموم‏شدن دام‏ها مى‏شود. به علاوه در درازمدت در گاوهاى شيرى باعث ناراحتى‏هايى مى‏شود.

    چون نان‏هاى خشك به طور صحيح جمع‏آورى نمى‏شوند، ممكن است لابه‏لاى آنها چيزهايى مانند تيغ، سوزان و پلاستيك وجود داشته باشد. اگر اين چيزها خورده شوند، موجب ناراحتى‏هاى مختلف براى دام مى‏شوند.

    چيزهايى مانند ميخ يا سوزن به طور مسقيم وارد نگارى حيوان مى‏شوند، كم‏كم از  ديواره نگارى مى‏گذرند و به قلب مى‏رسند. در نتيجه باعث مرگ ناگهانى حيوان مى‏شوند. ماده‏هاى پلاستيكى نيز باعث بسته‏شدن روده‏هاى دام مى‏شوند.

 سبوس برنج

    نوع درجه يك آن دانه‏هاى برنج دارد و به شكل آردى است، اين نوع از سبوس براى دام‏ها مفيد است. اما نوع‏هاى ديگر كه زبره زيادى دارند، براى خوراك دام مفيد نيستند. از اين ماده در مخلوط كنسانتره براى گاو شيرى شش درصد و براى گاو پروارى نه درصد مى‏توان در نظر گرفت.

 ملاس

    اين خوراك، خاصيت انرژى زايى و مُلين بودن دارد. مى‏توان تا ده‏درصد از آن را در جيره غذايى روزانه در نظر گرفت. شروع تغذيه با اين خوراك بايد كم‏كم باشد. ملاس جايگزين خوبى براى غذاتى مانند جو و ذرت است.

    استفاده از ضايعات براى كم‏شدن قيمت جيره غذايى و استفاهد بهتر و بيشتر از محصولات فرعى كارخانه‏ها بسيار مناسب است. ولى مصرف بيشتر از اندازه و ناگهانى اين مواد باعث ناراحتى‏هاى شديد گوارشى براى دام مى‏شود. براى مثال، استفاده از چغندر خوراكى، خربزه، هندوانه و صيفى‏جات ديگر بايد كم‏كم شروع شود. يعنى از روزى دويست گرم شروع شود در پايان هم كم‏كم قطع شود.

 روش غنى‏سازى كاه

    به دليل استفاده زياد كاه در تغذيه دام، غنى‏سازى اين علوفه اهميت زيادى دارد. براى غنى‏سازى كاه، ابتدا آب و مقدار مشخصى اوره را با هم مخلوط مى‏كنند. اگر ملاس هم وجود داشته باشد، مقدار مشخى از ملاس هم با آن مخلوط مى‏كنند. وقتى اوره و ملاس در آب به خوبى حل شد، آن را بر روى توده كاه مى‏پاشند و كاه را به هم مى‏زنند. سپس آب را در داخل سيلوى سيمانى مى‏ريزند و فشرده مى‏كنند. با اين كار هواى داخل سيلو خارج مى‏شود. سپس اب استفاده از پلاستيك روى آن را مى‏پوشانند. اين كاه به مدت بيست و پنج روز به همين صورت باقى مى‏ماند و سپس مصرف مى‏شود.

 مقدار ماده‏هاى لازم براى غنى‏سازى كاه

 لاس 4 تا 10 كيلوگرم

 كاه 100 كيلوگرم

 آب 50 تا 80 ليتر

 اوره 4 كيلوگرم

  فايده‏هاى غنى‏سازى كاه

 1- پانزده درصد به ارزش غذايى كاه اضافه مى‏شود.

 2- پروتئين كاه بيشتر مى‏شود.

 3- كاه خوش خوراك مى‏شود.

 4- اگر در غنى‏سازى كاه از ملاس هم استفاده شود، انرژى آن بيشتر مى‏شود.

  نكته‏هاى مهم در تغذيه دام

    1- براى جلوگرى از نفخ دام بايد كاه غنى‏شده را همراه با علوفه‏هاى خشك ديگر استفاده كرد. مقدار كاه  غنى‏شده را براى گوسفند از دويست گرم و براى گاو از سيصد گرم در روز شروع مى‏كنند. كم‏كم اين مقدار را بيشترى مى‏كنند.

    2- سبوس به تنهايى، خوراك كنسانتره به حساب نمى‏آيد. از دادن مقدار زياد اين خوراك به دام خوددارى كنيد. زيرا باعث كم‏شدن چربى شير مى‏شود.

    3- آرد گندم براى تغذيه نشخواركنندگان مناسب نيست. چون پروتئين موجود در گندم باعث نفخ در گاو مى‏شود. همچنين حركت شكمبه را كم مى‏كند و باعث ناراحتى‏هاى گوارشى در دام مى‏شود 

 
+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 16:57  توسط مصطفی مشکور  | 

امروزه خوراك دهي به گوساله‌ها يكي از مهمترين موضوعات بحث مي‌باشد و تئوري‌هاي بسياري نيز ارائه گرديده است. هدف ما كمك به شما در فهم احتياجات غذايي گوساله و كاهش اثرات ناشي از كمي خواراك دريافت شده مي‌باشد. رشد گوساله به عوامل زيادي بستگي دارد اما مهمترين اين عوامل مصرف روزانه انرژي و پروتئين مي‌باشد. ميزان نياز به انرژي و پروتئين از دو بخش عمده بنام رشد و نگهداري ناشي مي‌شود. اعمال بدن مانند گرماي مطلوب بدن صرف مي‌شود كه اين مقدار با اندازه بدن متناسب است گوساله‌هاي بزرگتر انرژي و پروتئين بيشتري نياز دارند. احتياجات در سطح رشد جهت ساخت بافت‌هاي بدن صرف مي‌شود. نكته مهم در اينجا اين است كه خوراك ارائه شده ابتدا نگهداري مصرف مي‌شود و مازاد خوراك جهت رشد و توليد مصرف مي‌شود.

اغلب سطح مصرف انرژي عامل محدود كننده رشد مي‌باشد. اگر گوساله‌اي بيش از مقدار مورد نياز جهت نگهداري پروتئين دريافت كند, پروتئين اضافي سطح نگهداري را جهت توليد بافت‌هاي قابل مصرف جهت بافت‌هاي بدن را نخواهد داشت. بنابراين جيره‌هاي غذايي مي‌بايست جهت رشد انرژي و پروتئين كافي داشته باشند. جيره‌هاي حاوي نسبت ناصحيح از انرژي و پروتئين رشد را دچار اختلال مي‌كنند. مواد مغزي تأمين شده در خوراك مايع و در دانه موجود در خوراك استارتر مصرف اين دو و چگونگي اين دو بطور بالقوه مي‌توانند روي رشد مؤثر باشند.

تفاوت در احتياجات گوساله.

اگر ما بطور روزانه خوراكي حاوي مقدار معيني انرژي قابل متابوليسم (ME) به گوساله بدهيم كه هر پوند رشد يكساني را براي تمام گوساله نداريم چون اندازه بدن آنها متفاوت مي‌باشد. اگر ما ميانگيني از احتياجات تمام گوساله‌ها را در نظر بگيريم و بر آن اساس خوراك دهي نمائيم مسلماً بعضي از گوساله‌ها بيشتر از سطح نگهداري و بعضي پایین تر از آن خوراك دريافت مي‌كنند. اگر گوساله‌هاي ذكر شده بيش از 1 پوند شير خشك جهت تأمين احتياجات خود در روز نياز دارند. ولي با توجه به وجود 20 درصد پروتئين و 20 درصد چربي در شير جايگزين انرژي و پروتئين آنها تأمين شده است.

انرژي مازاد جهت رشد مصرف مي‌گردد. بسياري از كمپاني‌هاي توليد كننده شير جايگزين اكنون وجود پروتئين نگهداري فراهم مي‌كند كه جهت تسريع رشد مفيد مي‌باشد. اين پروتئين زياد براي ساخت بافت بدن مصرف مي‌شود نه براي بافت چربي. براي رسيدن به اين رشد گوساله‌ها مي‌بايست بيش از شير جايگزين پيشنهادي تغذيه شوند.

احتياج پروتئين جهت رشد.

گوساله‌هايي كه شير جايگزين حاوي ميزان بيشتري پروئين را دريافت مي‌كنند مي‌بايست جهت افزايش وزن روزانه بهتر در دوره بعدي ماده خشك بيشتري دريافت نمايند. اگر ماده خشك مصرفي روزانه زياد نشود پروتئين مازاد هدر مي‌رود زيرا انرژي اولين عامل محدود كننده مي‌باشد. بنابراين ميزان خوراك گوساله مي‌بايست سطح رشد مطلوب وي را تأمين نمايد تا نسبت صحيحي از پروتئين و انرژي در خوراك موجود باشد. پروتئين بيشتر و يا خوراك دهي با ماده خشك بهتر بپردازيم ولي ممكن است كه سن اولين زايش را در اثر اين نوع خوراك دهي كاهش دهيم.

همچنين در چنين حالتي كه گاوها پروتئين بيشتري براي رشد بهتر دريافت مي‌كنند مديريت بهتري بايد اعمال گردد تا سلامت گوساله تأمين شود. اگر چه دانه غلات باعث كاهش فعاليت شكمبه در ابتداي زندگي مي‌گردند كه مي‌بايست مورد توجه قرار گيرد.

پايه خوراك مورد نياز گوساله در شكل 2 نشان داده شده است. براي رسيدن گوساله‌ها به وزن 100 پوند شير جايگزين حاوي 20 درصد پروتئين بطور استاندارد به مقدار 1/23 پوند در روز براي هر گوساله در نظر گرفته شده است كه افزايش وزن روزانه‌اي معادل 75/0 پوند را اعمال مي‌كند اين جيره كافي و معمول است چنانچه گوساله بتواند بيش از 1 پوند در روز بخورد آمادگي دريافت خوراك خشك را خواهد داشت.

اين مثال دانستن وزن بدن واقعي هر گوساله را تأكيد مي‌نمايد. داشتن وزن تولد کم و ندادن خوراك به مقدار كافي به گوساله در چند هفته اول زندگي رشد او را در مراحل بعدي زندگي مختل مي‌نمايد. به عبارت ديگر خوراك دهي بيش از نياز باعث تجمع چربي در بدن تلیسه‌ها مي‌شود.توصيه‌ها بر اين است كه خوراك مايع به اندازه 12% وزن بدن گوساله ارائه شود. گوساله‌اي كه به وزن 100 پوند مي‌رسد مي‌بايست 12 پوند شير (خوراك مايع) در روز دريافت نمايد. بياد داشته باشيد كه اگر گوساله‌اي بدون توجه به وزن, خوراك دريافت مي‌كنند تعدادي زير سطح مورد نياز و تعدادي نيز فراتر از آن تغذيه مي‌شوند.

درمانهاي وجود تنش, مانند دورهاي سرماي پياپي, غلظت مواد مغذي بخصوص انرژي‌ها بايست افزايش پيدا كند. آسانترين راه رسيدن به اين هدف خوراك دادن به گوساله‌ها به همراه دانه غلات تازه است. روش ديگر دادن جايگزين شير با درصد چربي يا انرژي بيشتر و يا افزايش مقدار شير در روز به ميزان 30 تا 50 درصد كه گوساله را براي گذران دوره سرما حفظ مي‌كند. بيش از 70 درصد گوساله‌هاي شيري در ايالات متحده شير جايگزين را به مقدار بيشتر دريافت مي‌كنند. ميزان بار ميكروبي و قيمت شير جايگزين در انتخاب آن بسيار مؤثر است. جايگزين شير و يا ساير مواد مشابه مي‌بايست حاوي مواد مختلفي جهت تأمين نياز گوساله باشند. افزودني‌ها شامل, ويتامين‌ها, آنتي بيوتيك‌ها, ممانعت كننده از فعاليت كوكسي‌ها و پروبيوتيك, اليگو ساكاروئيد در شير جايگزين تأمين مي‌شوند.

بطور معمول درصد پروتئين موجود در شير جايگزين 28-20 درصد مي‌باشد. كه در حالت عادي بين 22-20 درصد مي‌باشد. چربي خام بين 22-10 درصد است كه ميزان معمول آن 20-15 درصد A , D وE و عناصر كم مصرف مي‌باشد. هر شير جايگزين با توجه به هدف سازنده افزايش وزن روزانه خاصي را ايجاد مي‌كند و همينطور مي‌بايست مقدار خاصي از آن را نيز ارائه داده. انتخاب جايگزين شير براي رسيدن به رشد و افزايش وزن مطلوب ما بسيار اهميت دارد. عمدتاً برنامه‌هاي خوراك دهي با مواد مايع جهت محدود سازي مصرف خوراك مايع و رسيدن به مصرف ماده خشك طرح ريزي شده‌اند. در انتخاب نوع برنامه تغذيه قيمت خوراك مايع و افزايش وزن سريع‌تر و قيمت آن براي هر كيلوگرم مي‌بايست بررسي شود. همچنين مي‌بايست اثرات بعدي خوراك دهي با سطح بالاتر انرژي و پروتئين را بررسي كنيم.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 16:54  توسط مصطفی مشکور  | 
 


جایگاه پنبه دانه در طبقه بندی خوراک :
خوراکهای مورد نیاز در تغذیه طیور از موادی مغذی تشکیل شده که پس از جذب و ورود به خون هر یک به طریقی در اعمال حیاتی بدن حیوان نقش ایفا می کنند .مواد مغذی به طور کلی شامل کربوهیدراتها و چربیها ، پروتئین ها ، مواد معدنی ، ویتامین ها ، آب و ترکیبات اضافی می باشند. پروتئین ها از واحدهایی بنام اسید آمینه تشکیل شده اند و حدود 20 درصد وزن یک مرغ و 5/12 درصد وزن تخم مرغ از آنها ترکیب یافته است. بعضی اسیدهای آمینه به واسطه انتقال گروه آمینی ازاسیدهای آمینه دیگر بوجود می آیند . ولی تعدادی تحت عنوان اسیدهای آمینه ضروری به اندازه کافی در بدن حیوان ساخته نمی شوند این دسته اسیدهای آمینه عبارتنداز : آرژنین ، متیونین ، لوسین ، ایزولوسین ، گلوتامین ، هستیدین ، فنیل آلانین ، لیزین ، تریپتوفان ، تره ئونین و والین . در تعادل جیره بیشتر به پنج اسید آمینه آرژنین ، تریپتوفان ، لیزین ، متیونین ، و سیستین را ملاک قرار می دهند . اصولا پروتئین ها شامل : دو منبع گیاهی و حیوانی است که بسته به خصوصیات ذکر شده می توان به نسبت از ترکیب آنها استفاده نمود . معمولا فرآورده های با منشا حیوانی توازن اسید آمینه بهتری دارند و قادرند مواد معدنی ضروری و ویتامین ها را تامین کنند. در حال حاضر در تهیه خوراک طیور استفاده از مکملهای پروتئینی حیوانی کمتر از سابق است . از جمله مهمترین منابع پروتئینی حیوانی می توان از پودر ماهی ، پودر گوشت ، پودر خون ، پودر شیر ، پودر گوشت استخوان دار پودر پر ، پودر کشک ، اب پنیر خشک شده ، باقی مانده کشتارگاههای طیور و مواد محلول ماهی را نام برد. امروزه با توجه به مشکلات تهیه مواد غذای سرشار از پروتئین از منابع حیوانی سعی شده ازمکملهای پروتئینی نباتی که بیشتر فرآورده های فرعی کنجاله دانه های روغنی هستند این مساله را حل نمایند پروتئین های نباتی از لحاظ توازن اسیدهای آمینه ، منابع فقیرتری هستند از جمله مهمترین منابع پروتئین های نباتی می توان به غلات تقطیر شده خشک ، کنجاله سویا ، کنجاله پنبه دانه ، کنجاله بذرک ، کنجاله کلزا ، کنجاله گلرنگ ، کنجاله کنجد ، دانه باقلا و .... اشاره نمود. از میان آن دسته پروتئین های نباتی که به طور معمول در مناطقی که کشت پنبه صورت می گیرد، استفاده می شوند کنجاله پنبه دانه اهمیت بیشتری از نظر اسید آمینه لیزین دارد. ولی در مجموع درکاربرد پروتئین های نباتی باید میزان و نوع اسیدهای آمینه و نیز مواد سمی موجود در آن برآورده شود. تازمانی که از هر مکمل جدید تاریخچه مصرف مناسبی در دسترس نیست قبل از استفاده در جیره می بایست به دقت مورد بررسی قرارگیرد.

فرآورده های پنیه دانه:

1- خوراک تخم پنبه cottonseed feed
نوعی خوراک دام و طیور مرکب از کنجاله پنبه دانه( پس از استخراج قسمت عمده روغن از دانه های روغنی ، تفاله باقیمانده کنجاله خوانده می شود ، برای تغذیه دام استفاده می شود) و پوست پنبه دانه . این خوراک کمتر از 36% پروتئین خام دارد ، ولی میزان پروتئین خام آن نباید از 22% کمتر باشد
.

-2 آرد پنبه دانه cottonseed flour
نوعی فرآورده غذایی که از تخم پنبه پاک شده از الیاف و پوست کنده ( بدون لینتر ) بدست می آید . تخم پنبه به طور نازک غلتک زده می شود و برای مدت 5/1 ساعت در 225 درجه فارنهایت پخته می شود . با این عمل حالت پلاستیکی پیدا می کند و خارج کردن روغن از آن آسانتر می شود . کنجاله پرس شده سرد می شود و آن را قبل از آرد کردن با آسیاب چکشی به مدت 30 روز ذخیره می کنند ، سپس آرد از یک الک شماره 200 عبور داده می شود
. این فرآورده رنگ روشن ، مزه آجیلی دارد و حاوی 5/57 % پروتئین خام می باشد

- 3 پوست پنبه دانه cottonseed hull
پوسته خارجی تخم پنبه مد نظر است .28% پنبه دانه پس از فرآوری ،پوست دانه تشکیل می دهد
. بخشی از پس مانده حاصل از روغن کشی از تخم پنبه است،که از آن در تغذیه دام استفاده می شود . قابلیت هضم پروتئین پوسته بسیار ناچیز و مجموع مواد غذایی آن 7/43 % است . این خوراک را باخوراک های غنی از پروتئین مثل کنجاله پنبه دانه به دام ها تغذیه می کنند .

 
-4 کنجاله تخم پنبهcottonseed meal
جهت تعیین میزان هر ماده غذایی در جیره دام و طیور می بایست به این نکات توجه داشت که
:1- ماده غذایی اقتصادی و بهداشتی باشد. 2- تمام نیازهای لازم را تامین کند.یکی از مواد غذایی مورد مصرف در پرورش دام و طیور ، کنجاله پنبه دانه است که پس از کنجاله سویا و ذرت ، می توان گفت بیشترین اهمیت را دارد و فاکتورهای فوق را در بر می گیرد بدین ترتیب لازم است شناختی بر آنالیز مواد مغذی و دیگر خصوصیات آن داشت. بیشترین اهمیت کنجاله پنبه دانه مربوط به پروتئین آن می گردد اما به همراه پروتئین مواد ترکیبات دیگری نیز در آن وجود دارد . خوراک تخم پنبه معمولا به عنوان محصولی با 41% پروتئین شناخته می شود اما به شکل کنجاله با 35% پروتئین قابل دسترسی است. خوراک (کنجاله) تخم پنبه از لحاظ درصد پروتئین بسیار بالا بوده که با کشیدن روغن از تخم پنبه بدست می آید. دو روش مختلف برای روغن کشی وجود دارد که میزان روغن باقیمانده در کنجاله فرق می کند. میزان روغن باقیمانده در کنجاله تعیین کننده میزان انرژی آن است. کنجاله تخم پنبه لذیذ بوده و استفاده ازآن جهت جیره غذایی روزانه احشام متداول است.با داشتن حدود 1% فسفر و 80-70 % مواد غذایی خوراک (کنجاله) تخم پنبه، منبع پروتئین عالی برای طیف وسیعی از احشام می باشد. خوراک را میتوان به شکل گلوله ای ( پلت) با اندازه های مختلف برای کاربرد های مختلف(1/4", 3/8",1/2", 3/4" , 7/8") نیز فرآوری کرد.کنجاله تخم پنبه دارای ماده گوسیپول می باشد که ماده ای سمی است. اما در شرایط معمولی حتی پر شیر ترین گاوها هم باندازه ای کنجاله تخم پنبه مصرف نمی کنند تا این موضوع باعث مسمومیت آنها شود.کنجاله تخم پنبه هم می تواند بعنوان 1- جیره مستقل غذایی و 2- مکمل غذایی پروتئینه با ترکیب سایر غلات مصرف شود. و3- می تواند جایگزین کنجاله سویا در تمامی جیره غذایی گردد.نوعی خوراک دام پروتئینی مشهور است که از آسیاب کردن تخم پنبه که قسمت اعظم روغن آن استخراج شده باشد ، بدست می آید. روش جدید استخراج روغن از دانه گیاهان، به طریق شیمیایی و با استفاده از حلال های خاصی می باشد. این روش، محصول بیشتری تولید می کند، با صرفه تر است و سریع تر هم انجام می پذیرد. روشی دیگر برای استخراج روغن از دانه گیاهان، بدون استفاده از حلال صورت می گیرد و به استخراج فیزیکی معروف است. در این روش روغن را با روش های مکانیکی فشردن، استخراج می نمایند. از این روش معمولاً برای تهیه روغن های خوراکی استفاده می شود.اگر روغن کشی تخم پنبه به روش حلال انجام شود کنجاله تخم پنبه حاصل حدود 41 % پروتئین خام خواهد داشت و اگر روغن کشی به طریق مکانیکی صورت گیرد کنجاله حاصل حدود 36% پروتئین خام خواهد داشت . طبق استاندارد سازمان تغذیه دام آمریکا میزان پروتئین باقیمانده با روش فرآوری فشاری نباید کمتر از 36% باشد.مواد خوراکی باید به طور مداوم مورد بررسی قرار گیرند تا از ثبات ترکیبات آنها و همچنین عدم آلودگی آنها اطمینان حاصل شود. مقایسه کنجاله پنبه دانه با کنجاله سویا:1- میزان کمتری پروتئین و مقدار بیشتری فیبر دارد. که بالا بودن میزان فیبر آن موجب پایین آمدن سطح انرژی قابل متابولیسم می گردد. 2- مقدار بسیاری از اسیدهای آمینه ضروری در کنجاله تخم پنبه کمتر از کنجاله سویا است و قابلیت استفاده آنها برای طیور پایین تر است .3- در دانه پنبه رنگدانه ای به نام گوسیپول وجود دارد که تاثیرات سوئی بر رشد ، تولید مثل و رنگ زرده تخم مرغ دارد.

گوسیپول Gossypol:
بعضی از غلات و منابع پروتئین گیاهی دارای سموم طبیعی هستند که می توانند در عملکرد حیوان مصرف کننده موثر باشد . گوسیپول یکی از عناصر بازدارنده و در حقیقت به عنوان ماده سمی برای حیوانات تک معده ای محسوب میگرددکه در رنگدانه های بعضی از منابع گیاهی از جمله مغز تخم پنبه پراکنده و ذخیره شده است . حداقل 15 نوع از این رنگدانه در روغن استخراج شده و یا در کنجاله پنبه دانه شناسای شدهاند ، لیکن مهمترین آنها دارای فرمول شیمیایی است که برای اولین بار توسط دانشمند انگلیسی لانگمور به سال 1886 از بقایای حاصل از روغن پنبه دانه در تصفیه با قلیا جدا گردید. و در سال 1898 مارچلیوسکی آن را به حالت جامد خالص و زرد رنگ تهیه نمود و بدین نام خوانده شد. کنجاله تخم پنبه حاوی یک ماده سمی به نام گوسیپول Gossypol است که همین ماده میزان مصرف آن را در جیره طیور و خوک محدود می کند.گوسیپول یک ترکیب آلدئید پلی فنولیک ، آنتی اکسیدان و پلیمریزه کنده است.این ترکیبات به شدت فعالند ، خواص اسیدی داشته ، مثل ترکیبات فنلی و آلدئیدی عمل میکنند ، در قلیای رقیق حل شده و تشکیل نمک می نمایند.گوسیپول به دلیل دلشتن خاصیت پلی مورفیسم دارای نقطه ذوب متفاوت بوده ، همچنین دارای ایزومز نوری می باشد در میان هشت رنگدانه موجود در غدد رنگدانه ای تخم پنبه ، مهمترین رنگدانه است . گوسیپول می تواند به شکل آزاد و فعال در رنگدانه ها و یا به شکل پیوندی در ترکیب با پروتئین و یا مواد دیگر باشد. گوسیپول آزاد با گروه اپسیلون آمین آزاد لیزین و احتمالاَ آرژنین و سیستئین واکنش داده و سبب دناتوراسیون پروتئین می گردد و ارزش تغذیه ای پروتئین و همچنین راندمان استحصال پروتئین را کاهش می دهد.علاوه بر آن کنجاله تخم پنبه حاوی ترکیبات سیکلوپروپیونید است که این ترکیبات در صورت زیاد بودن در جیره مرغ های تخم گذار موجب کمرنگ شدن زرده تخم مرغ می شود .گوسیپول در ریشه گیاه پنبه تولید و سپس به دانه منتقل می شود . واریته های از این گیاه وجود د ارد با وجود اینکه گوسیپول در ریشه گیاه ساخته می شود،ولی به دانه منتقل نمی شود، در نتیجه تخم پنبه در چنین سویه های عاری از گوسیپول است. گوسیپول ممکن است یا به شکل ترکیبی و یا به صورت آزاد باشد که در حالت اول برای حیوانات تک معده ای غیرسمی و در حالات دوم در مقادیر بالا سمی است . در صورتی که گوسیپول کنجاله پنبه دانه گرفته شود ، از آن می توان بدن مشکل در جیره طیور نیز استفاده کرد ، ولی از کنجاله تخم پنبه معمولی نمی توان بیش از 15% کل جیره استفاده نمود . کنجاله تخم پنبه عموماَ به عنوان یک ماده خوراکی با کیفیت در جیره های طیور مطرح نیست . هر چند که به دلایل اقتصادی ، اغلب آن را در نقاط تولید شده مصرف می کنند . مهمترین محدودیت های کاربرد این کنجاله وجود فیبر بالا و گوسیپول در آن می باشد . گوسیپول رنگدانه پلی فنولیک ( polyphenolic ) زردی می باشد که در غده های پنبه دانه یافت می شود . در بیشتر کنجاله ها ، مقدار گوسیپول کل حدود 1% است که تنها1/0 % آن به صورت آزاد می باشد . گرچه باقیمانده گوسیپول متصل تقریباَ بی اثر است ، اما متاسفانه می تواند با لیزین کنجاله به هنگام فرآوری آن متصل شود و هر دوقسمت گوسیپول و لیزین متصل را از دسترس پرنده خارج سازد . Molecular Weight: 518.6
Melting Point: 177-182°C (decomp.)
CAS Number: 303-45-7کمترین مقدار گوسیپول به صورت آزاد ، در کنجاله تخم پنبه تولید شده ، با فشار حلزونی و روش کاربرد توام فشار و حلال بین 02/0 تا 05/0 درصد و بیشترین مقدار آن در روش استخراج با حلال بین 04/0 تا 4/0 درصد حاصل می شود. در اسب ونشخوارکنندگان در مقابل مصرف گوسیپول تا حدودی مقاوم هستند . دلیل اصلی مقاومت نشخوارکنندگان به خاطر تشکیل ترکیبات پروتئینی محلول و پیچیده در معده است که در مقابل آنزیم ها مقاوم هستند. گرچه گوسیپول تاثیر چندانی بر عملکرد نشخوارکنندگان ندارد لیکن تاثیر منفی آن می تواند در گوساله های کوچک که هنوز شکمبه آنها توسعه نیافته بروز نماید. در حیوانات تک معدهای چون مرغ ، گوسیپول به شکل آزاد سبب مسمومیت گردیده و موجب کم اشتهایی و کاهش وزن بدن می گردد.

استفاده از کنجاله پنبه دانه در تغذ یه دام و طیور
:
واریته های بدون غده ( GLANDIESS) پنبه دانه فاقد گوسیپول نیز وجود دارند . پرندگان می توانند معمولاَ مقدار نسبتاَ بالای گوسیپول را بدون هیچ گونه تاثیری بر عملکردشان تحمل نمایند و هر چند که حتی مقدار بسیار پایین آن موجبات تغییر رنگ زرده و سفیده را در پرندگان تخم گذار فراهم می کند. تغییر رنگ زرده به صورت های سبز – قهوه ای – سیاه به میزان گوسیپپول جیره و مدت انبار کردن تخم بستگی دارد. افزایش مدت انبار کردن بویژه در هوای خنک 5 درجه سانتیگراد که سبب تغییر سریع در PHزرده می شود ، بر تیرگی زرده می افزاید . با توجه به اینکه گوسیپول با آهن تشکیل کمپلکس می دهد ، از این واکنش می توان به طور موثری در حذف سم یا غیر سمی کردن کنجاله استفاده کرد . فراهم نمودن نسبت 1 به 1 گوسیپول آزاد و آهن می تواند سبب افزایش مقدار مصرف کنجاله درجیره های گوشتی و همچنین مرغ های تخم گذار شود. از آنجا که بیشتر نمونه های کنجاله پنبه دانه دارای 1/0 % گوسیپول آزاد هستند با افزودن 5/0 کیلوگرم سولفات آهن در هر تن خوراک می توان مسمومیت حاصل از آن را برطرف نمود . با افزودن آهن ، جوجه های گوشتی و مرغ های تخم گذار بدون هیچ گونه تاثیرمنفی می توانند به ترتیب تا 300 و 30 قسمت در میلیون ( PPM ) گوسیپول آزاد در جیره را تحمل نمایند. اگر کنجاله پنبه دانه حاوی مقداری روغن باشد ، اسید های چرب سیکلوپروپیونید ممکن است سبب تغییر رنگ تخم مرغ شوند. این اسید های چرب در غشای ویتلین Vitellin Membrane زرده تغییر شده و قابلیت نفوذ پذیری آن را به آهن که تنها در زرده وجود دارد تغییر می دهد. آهن تراوشده با کُن آلبومین Conalbumin در بخش سفیده تشکیل کمپلکس می دهد و رنگ صورتی زرده را باعث می شود ، که تنها راه جلوگیری از آن استفاده از کنجاله های پنبه دانه با مقدار بسیار ناچیز روغن می باشد . محدودیت های که باعث می شود نتوان به مقدار زیاد در جیره از آن استفاده کرد عبارتند از : تغییر رنگ زرده تغییر رنگ آلبومنمیزان روغن میزان گوسیپول قابلیت استفاده لیزینمحدودیت کنجاله پنبه دانه برای پرندگان تخمگذار در سنین 0 تا 4 هفتگی: حداکثر 5% جیرهمحدودیت کنجاله پنبه دانه برای پرندگان گوشتی در سنین 4 تا 8 هفتگی : حداگثر 10% جیرهمسمومیت دام ها بویژه خوک در اثر مصرف کنجاله پنبه دانه معمولی زیاد حادث می شود . ماده سمی گوسیپول در کنجاله تخم پنبه معمولی موجب سفت شدن و بزرگ شدن شکم در اثر تجمع مایعات و ضعف عمومی می شود . ظاهراَ مرگ در اثز خیز قلب و شش یا جگر رخ خواهد داد. استفاده از کنجاله تخم پنبه در جیره مرغ های تخم گذار برای متخصصین تغذیه و تولیدکنندگان از دیر باز یک مشکل بوده است . گزارش های اولیه در مورد لکه دار شدن تخم مرغ مرغ های تخمگذار که از کنجاله تخم پنبه تغذیه نموده اند به سالهای 1819 برمی گردد. در دهه 1930 گوسیپول به عنوان ماده موثر در تغییر رنگ زرده در مرغ های تغذیه شده با کنجاله تخم پنبه شناخته شد . بزودی روشن شد که در تغذیه مرغ های تخم گذار با کنجاله پنبه دانه دو مشکل بوجود می آید :1- سفیده تخم های ذخیره شده به رنگ صورتی تغییر رنگ می دهد و این حالت غیر طبیعی به عنوان سفیده صورتی رنگ شناخته شده است . 2- مشکل دیگر که ممکن است به طوز همزمان رخ دهد ، رنگ قهوه ای یا زیتونی زرده می باشد . 3- مشکل دوم از تداخل گوسیپول حاصل از غدد رنگدانه ای تخم پنبه باآهن موجوددر زرده تخم مرغ حاصل می شود.


تغییر جنسیت در مرغها

 همواره در مورد تغییر یافتن مرغ به خروس مطالبی را شنیده‌ایم.
اكثراً نسبت به این موضوع با دیده شك و تردید نگاه می‌كنیم اما به راستی تغییر جنسیت گر چه رویداد نادری است ولی اتفاق می‌افتد. تا بحال تغییر جنسیت از خروس به مرغ گزارش نشده است.
درتغییر جنسیت خودبخودی فقط فنوتیپ مرغ تغییر میكندو ظاهر مرغ شبیه خروس می‌شود و از نظر ژنتیكی تغییر‌ی در آن ایجاد نمی‌شود.


تفاوتهای ما بین مرغ و خروس
مرغ و خروسهای كم‌سن را جوجه(Chick) می‌نامند و با بالارفتن سن آنها به جوجه‌های نر (كمتر از یكسالگی) جوجه خروس (Cockeral) و خروس(COCK) و به جوجه‌های ماده (كمتر از یكسالگی) جوجه مرغ( pullet) و مرغ (hen
)گفته میشود.
بسته به نژاد مرغ و خروسی كه پرورش داده میشود سن مناسب جهت اطلاق مرغ به جوجه‌ مرغ و خروس به جوجه‌خروس متفاوت است، این سن در طیوری كه دارای نژاد خالصی می‌باشند سن مشخصی دارد.
معمولاً به جوجه‌ها تا قبل از یكسالگی یا جوجه‌ خروس اطلاق میگردد یا جوجه‌‌مرغ و بعد از یكسالگی مبدل به خروس و مرغ می‌شوند اما درتجارت صنایع طیور یك جوجه مرغ را بعد از تولید اولین تخم مرغش در حدود سن 5 ماهگی مرغ می‌نامند و جوجه نر را بعد از بلوغ جنسیش كه در حدود سن 5 ماهگی می‌باشد خروس میگویند.
تفاوتهای قابل ملاحظه‌ در صفات ثانویه‌ جنسی بین جوجه‌های نر و ماده سبب ایجاد دو شكل مختلف در جنس نر و ماده میشود.


تفاوتهای مشخص بین خروس و مرغ عبارتند از:
بدن، تاج و ریش خروس بزرگتر از مرغ است.
در پرنده‌‌های تك‌ تاجی، تاج حیوان نر متورمتر و قائمتر است نسبت به جنس ماده كه ممكنه به سمتی خم شده باشد.
سیخك خروس بلندتر از مرغ می‌باشد.
بانگ خروس با مرغ فرق دارد.
پرهای خروس نسبت به مرغ دارای رنگهای متعددی بوده و رنگ پرهای زینتی خروس تنوع بیشتری دارد.
پرهای ناحیة پشت‌ و ران خروس نسبت به مرغ بلندتر و نوك‌تیزتر می‌‌باشد.

در دم مرغ پراصلی وجود دارد اما در خروس علاوه براین پرها، در ناحیه عقب بدن (پشت و ران) نیز پر اصلی وجود دارد.
در تفاوتهای فوق‌الذكر استثنائی هم وجود دارد مثلاً در دو نژاد Campine وSebright خروسها دارای پر مرغ گونه هستندعلت این امر موتاسیونی است كه در یكی از ژنهای این دو نژاد ایجاد شد و سبب تولید بیش از اندازه آروماتاز1 (Aromatase
) در چندین بافت از جمله فولیكول پرها می‌شود.
زیرا آروماتازآنزیمی است جهت تبدیل آندروژن به استروژن و لذا در فولیكول پر خروسهای دو نژاد
Sebright وCampine هورمون استروژن تولید شده بیشتری وجود دارد با توجه به اینكه وجود استروژن در فولیكول‌های مرغ سبب تغییر شكل و تولید پردر گردن و دم مرغ میشود و مقدار زیاد استروژن در فولیكول پرهای خروس سبب رشد آنها آنچنانكه در مرغ وجود دارد می‌شود.
همچنین اخته كردن خروسهای این دو نژاد بعلت از بین رفتن منشاء آندروژنی در فولیكول پرها كه به استروژن تبدیل میشود مجدداً در خروسها شاهد تولید پرهای مرغ گونه میباشیم.
ژنوتیپ یا فنوتیپ
ایجاد جنس نرو ماده در پرندگان توسط وجود یا عدم وجود كروموزومWW كه شبیه كروموزومY
در انسان می‌باشد كنترل میشود.
پرندگان نر از نظر ژنتیكی هموزیگوت
ZZ و پرندگان ماده هتروزیگوت می‌باشدZW ، درست برعكس پستانداران كه در آنها نرهتروزیگوتXY و ماده‌ها هموزیگوت XXمیباشند.
بعد از چند روز كه از لقاح تخمك بگذرد چنانچه جنین ماده باشد در تخمدان چپ(غدة تناسلی ابتدائی) و مقدار زیادی از سلولهای تمایز یافتة ابتدائی(primordiad germ cells
) دیده میشود.
در روز دهم جوجه‌كشی غدد جنسی به مقدار كافی تمایز یافته‌اند ولذا میشود جنسیت را بوسیله كالبد شكافی تشخیص داد. در تمام طول مدت رشد جنین به هیچ طریق نمی‌شود از روی مشخصات خارجی تخم‌مرغ جنسیت جوجه را مشخص كرد حتی در هنگام از تخم بیرون آمدن جوجه‌ها (تفریخ) وزن جوجه مرغ با وزن جوجه خروس یكسان است و در آن هنگام فقط در واریته‌هایی باژنتیك خاص میتوان از روی رنگ پرهایشان جنسیت جوجه‌ها را تعیین كرد در غیر اینصورت در زمان تفریخ جوجه نر و ماده هیچگونه مشخصات ثانویه جنسی از خود نشان نمی‌دهند.
بروز صفات ثانویه جنسی پرندگان بالغ در اثر ترشحات هورمون از بیضه و تخمدان می‌باشد و افزایش صفات ثانویه جنسی در اثر ژنهای جنسی است كه فتوتیپ آن جنسی را تجلی میدهد و به تولید آندروژن و استروژن مربوط میشود.
در خروسها آندروژن مسئول تحریك رشد تاج و ریش و صوت خاص خروس می‌شود همچنین رشد سیخك مرغ و خروس به ترشحات بیضه‌ای و تخمدانی بستگی دارد و در پرندگان رشد سیخك توسط ژن جنسی كنترل میشود.
استروژن موجود در فولیكول پرمرغ، مرغ‌گونه بودن پر از لحاظ رنگ پروبال و فرم لبه گرد پر در گردن و دم كنترل می‌كند.
در نژادهائی كه در آنها مرغ و خروس از نظر رنگ پروبال دارای دو شكل متفاوت از هم می‌باشند هورمون استروژن باعث كاهش رنگدانه در پرهای بعضی از اندام میشود.

دگرگونی جنسی چگونه اتفاق می‌افتد؟
در بیشتر موارد دگرگونی جنسی ناخواسته ناشی از وجود بیماری‌است كه طی آن به تخمدان مرغ معمولاً تخمدان سمت چپ آسیب میرسد زیرا در جوجه مرغ معمولاً‌ تخمدان سمت چپ فعال می‌باشد و در تمام پرندگان تخمدان و اویدوكت سمت راستی عموماً در دوران جنینی تكامل نمی‌یابند.
عموماً وجود علل پاتولوژیكی مثل كیست تخمدان ، غده تخمدان وبیماری غده آدرنال سبب بروز دگرگونی جنسی می‌شود زیرا این علل سبب تحلیل رفتن تخمدان سمت چپ شده و در نتیجه باقیماندة بافت تخمدان سمت راست جهت انجام وظایف تخمدان آسیب دیده(چپ) شروع به رشد و تكامل می‌نماید.
در احیای دوبارة تخمدان سمت راست ممكن است این تخمدان خصوصیات بافت تخمدان یا بیضه یا هر دو آنها را بروز دهد و تخمدان سمت راست چنان عمل نماید كه هم تخمك تولید كند و هم وظایف نرینگی را به انجام رساند(ovotestis
) .
گزارش شده كه اینچنین تخمدانی(
ovotestis) قابلیت تولید منی را آنچانكه یك خروس برای تولید نطفه دارد را از خود نشان میدهد هرچند كه این دسته مرغهای تخمگذار هرگز قادر به تخمگذاری و یا انزال اسپرم جهت تشكیل نطفه نیستند اما Ovotedtis با تأثیر بر تركیبات استروئیدی و ترشح آندروژن سبب بروز صفات ثانوی جنس نر میشود آنچنانكه پرنده‌ای كه دارای ژنوتیپ ماده است فنوتیپ جنس نر را از خود نشان خواهد داد.

 

 

کنجاله سویا و نقش آن در تغذیه طیور

 

مقدمه

با توجه به روند فزاینده افزایش جمعیت منابع محدود و فقر و گرسنگی پنهان لازم است برنامه اقتصادی همه جانبی ای تدوین گردد در بخش کشاورزی و زیر مجموعه آن دامپروری و پرورش طیور یکی از مواردی است که در کوتاه مدت و با هزینه کمتر مارا به اهداف اقتصادی می رساند بدین لحاظ نیاز به مدیریت چنین واحدهایی است تا با تاکید بر اصلاح نژاد طیور جهت بالارفتن راندمان تولیدبهترین شرایط محیطی را فراهم نمایند. از این لحاظ که غذا در پرورش طیور بیشترین هزینه را دارد مساله عمده و اساسی است کنجاله سویا امروزه به دلیل کیفیت مناسب و اقتصادی سهم بسزایی در جیره طیور دارد بر این اساس در این مقاله سعی شده است که اهمیت این ماده غذایی را از لحاظ ترکیبات آن و مقایسه آن با دیگر منابع پروتئینی بیان نماید . به طور کلی می توان گفت که کنجاله سویا یک ماده غذایی بهداشتی و اقتصادی است و به لحاظ ترکیبات شیمیایی مناسب در جیره طیور نقش مهمی ایفا می کند.

ترکیب مواد غذایی مورد نیاز طیور

خوراکهای مورد نیاز در تغذیه طیور از موادی مغذی تشکیل شده که پس از جذب و ورود به خون هر یک بطریقی در اعمال حیاتی بدن حیوان نقش ایفا می کنند مواد مغذی به طور کلی شامل کربوهیدراتها و چربیها ، پروتئین ها ، مواد معدنی ، ویتامین ها ، آب و ترکیبات اضافی می باشند. براساس نوع و شیوه پرورش طیور ازنظر گوشتی و تخمگذار بودن ونیز زمان پرورش درصدترکیبات فوق تغییر پذیرند و به انواع مواد غذایی نیازمند هستند جهت تعیین میزان هر ماده غذایی در جیره طیور می بایست به این نکات توجه داشت که : ماده غذایی اقتصادی و بهداشتی باشد تمام نیازهای لازم را تامین کند. یکی از مواد غذایی مورد مصرف در پرورش طیور ، کنجاله سویاست که پس از ذرت ، بیشترین اهمیت را دارد و تمامی فاکتورهای فوق را در بر میگیرد بدین ترتیب لازم است شناختی بر آنالیز مواد مغذی و دیگر خصوصیات آن داشت البته جهت روشن نمودن بیشتر مطلب سعی شده نیازهای غذایی طیور مشخص گردد و سپس اهمیت آن مطرح خواهد شد .

پروتئین ها

پروتئین ها از واحدهایی بنام اسید آمینه تشکیل شده اند و حدود 20 درصد وزن یک مرغ و 5/12 درصد وزن تخم مرغ از آنها ترکیب یافته است بعضی اسیدهای آمینه به واسطه انتقال گروه آمینی ازاسیدهای آمینه دیگر بوجود می آیند . ولی تعدادی تحت عنوان اسیدهای آمینه ضروری به اندازه کافی در بدن حیوان ساخته نمی شوند این دسته اسیدهای آمینه عبارتنداز : آرژنین ، متیونین ، لوسین ، ایزولوسین ، گلوتامین ، هستیدین ، فنیل آلانین ، لیزین ، تریپتوفان ، تره ئونین  و والین . در تعادل جیره بیشتر به پنج اسید آمینه آرژنین ، تریپتوفان ، لیزین ، متیونین ، و سیستین را ملاک قرار می دهند . اصولا پروتئین ها شامل : دو منبع گیاهی و حیوانی است که بسته به خصوصیات ذکر شده می توان به نسبت از ترکیب انها استفاده نمود معمولا فرآورده های با منشا حیوانی توازن اسید آمینه بهتری دارند و قادرند مواد معدنی ضروری و ویتامین ها را تامین کنند در حال حاضر در تهیه خوراک طیور استفاده از مکملهای پروتئینی حیوانی کمتر از سابق است . از جمله مهمترین منابع پروتئینی حیوانی می توان از پودر ماهی ، پودر گوشت ، پودر خون ، پودر شیر ، پودر گوشت استخوان دار پودر پر ، پودر کشک ، اب پنیر خشک شده ، باقی مانده کشتارگاههای طیور و مواد محلول ماهی را نام برد. امروزه با توجه به مشکلات تهیه مواد غذای سرشار از پروتئین از منابع حیوانی سعی شده ازمکملهای پروتئینی نباتی که بیشتر فرآورده های فرعی کنجاله دانه های روغنی هستند این مساله را حل نمایند پروتئین های نباتی از لحاظ توازن اسیدهای آمینه ، منابع فقیرتری هستند از جمله مهمترین منابع پروتئین های نباتی می توان به غلات تقطیر شده خشک ، کنجاله سویا ، کنجاله پنبه دانه ، کنجاله بذرک ، کنجاله کلزا ، کنجاله گلرنگ ، کنجاله کنجد ، دانه باقلا و .... اشاره نمود. از میان آندسته پروتئین های نباتی که به طور معمول استفاده می شوند کنجاله سویا اهمیت بیشتری از نظر اسید آمینه و لیزین دارد ولی در مجموع درکاربرد پروتئین های نباتی باید میزان و نوع اسیدهای آمینه و نیز مواد سمی موجود در آن برآورده شود تازمانی که از هر مکمل جدید تاریخچه مصرف مناسبی در دسترس نیست قبل از استفاده در جیره می بایست به دقت مورد بررسی قرارگیرد.

اهمیت کنجاله سویا در تامین پروتئین لازم در جیره طیور

سویا حاوی حدود 35 تا 40 درصد پروتئین و 18 تا 21 درصد چربی است وبه منظور تولید روغن و کنجاله تولید و فرایند می شود با حرارت دادن به سویا کیفیت آن بهتر شده بازدارنده تریپسین غیرفعال شده و متیونین بهتر در دسترس قرار می گیرد با وجود این می بایست دقت شود که ممکن است حرارت زیاد به لیزین و احتمالا اسیدهای آمینه ضروری دیگر صدمه رساند یا آنها را از دسترس خارج سازد ولی به طور کلی بیشتر تحقیقات بر این نظر تاکید داشته که کنجاله سویا برای حداکثر کیفیت پروتئین می بایست حرارت مناسبی دیده باشند سویا که چربی آن گرفته شده باشد به دو صورت آسیاب کامل یا پرک شده مصرف می گردد با وجود این لازمه حرارت دادن ایجاب می کند که دانه ها به طور مناسبی فرایند شوند در آزمایشهای تغذیه جیره های تمام چربی دار سویا به جوجه ها نتایجی به دست آمده که دانه های کامل یا دانه های آسیاب شده مطلوب ترند اما باید متذکر شد که در مناطقی که با مشکل کمبود روغنهای نباتی مواجه اند اقتصادی تر آن است که فقط ازکنجاله استفاده شده و روغن ان جدا گردد. در تهیه کنجاله با جدا شدن روغن میزان پروتین کنجاله حاصل به حدود 45 درصد رسیده و مقدار الیاف فام آن حدوداً 6 درصد می گردد کنجاله بدون پوسته معمولا با حداقل 50 درصد پروتئین استاندارد می شود ومقدار الیاف آن در حدود 3 درصد است کنجاله بدون پوسته مخصوصا در خوراکهای پرانرژی جوجه های گوشتی مطلوب است . پروتئین سویا یک پروتئین با کیفیت است و حاوی مقادیر سرشار از اسیدهای آمینه ضروری است و درمیان پروتئین های نباتی منبع عالی لیزین می باشد و به عنوان یک منبع مناسب آرژنین ، گلیسین وتریپتوفان به حساب می آیدلیکن مقادیر اسیدهای آمینه سیتین و متیونین موجود کمتر از حد دلخواه است متیونین  اولین اسید امینه محدود کننده درجیره های پرانرژی بوده و حایز اهمیت زیادی است بنابراین در جیره هایی که از سویا به میزان زیادی استفاده می گردد می بایست از متیونین و مواد غذایی حاوی متیونین بالا به عنوان مکمل استفاده نمود.

عوامل محدود کننده استفاده از سویا در جیره طیور

علاوه بر اینکه میزان اسیدهای آمینه متیونین و سیستین در سویا پایین است کنجاله سویا حاوی تعدادی از مواد سمی محرک و ممانعت کننده شامل مواد آلرژی زا ، گواترزا و عوامل ضد انعقاد است از نظر تغذیه دام ممانعت کننده های پروتئاز که شش نوع از آن شناخته شده است حایز اهمیت اند از این ممانعت کننده ها عامل آنتی تریپسین و کونیتز و ممانعت کننده کایموتریپسین بومن برک اهمیت خاصی دارندتغذیه دانه خام سویا و کنجاله حرارت ندیده آن رشد حیوان را به تاخیر می اندازد یکی از دلایل آن وجود همین ممانعت کننده های پروتئاز است که باعث جلوگیری ازهضم پروتئین می شوند همچنین شواهدی در دست است که فعالیت بیش از حد پانکراس در این حالت اتفاق می افتد همانطور که قبلا توضیح داده شد حرارات باعث غیر فعال شدن این ممانعت کننده ها می گردد و از این راه می توان تا حدودی این اثرات را خنثی کرد اگر از کنجاله سویا به عنوان منبع اصلی پروتئین جیره طیور استفاده شود مسایلی بروز خواهد نمودو کنجاله سویا از لحاظ ویتامین B فقیر است وجهت رفع این نقیصه باید همراه با آن از مکملهای ویتامیت و یا از پروتئین های حیوانی نظیر پودر ماهی استفاده کرد چنانچه کنجاله سویا با مواد فوق الذکر تکمیل نگردد مرغهای تخمگذار ، تخمهایی با قابلیت جوجه کشی کم تولید نموده جوجه های حاصل نیز ضعیف و به علت کمبود ویتامین K در مقابل خونریزی حساس خواهند بود کنجاله سویا نسبت به دانه غلات ، کلسیم و فسفر غنی تری دارد امادر صورتی که در جیره طیور در حال رشد یا مرغهای تخمگذار ،جانشین پروتئین حیوانی شود لازم است جیره غذایی مجددا ازلحاظ کلسیم و فسفر تنظیم گردد. کنجاله سویا حاوی 1/0 درصد جنیستین است که خواص گواترزایی دارد وتوانی معادل 10 * 44/4 توان دی انیل استیلسترون از خود نشان می دهد این ماده تاثیر روشنی تاکنون از خود بروزنداده است .

مواد غذایی موجود در کنجاله سویا در مقایسه با نیاز غذایی جوجه های گوشتی

بیشترین اهمیت کنجاله سویا مربوط به پروتئین آن می گردد اما به همراه پروتئین مواد ترکیبات دیگری نیز در آن وجود دارد . همچنین به منظور مقایسه نیاز طیور و مقدار مواد غذایی که این کنجاله می تواند فراهم نماید نیازهای غذایی جوجه های گوشتی در سنین مختلف درج گردیده است .

مقایسه میزان پروتئین کنجاله سویا و دیگر منابع پروتئینی

کیفیت اسیدهای امینه پروتئین های حیوانی نسبت به گیاهی ارجحیت دارد اما هزینه بالای این پروتئین ها و برخی از آنهارا نمی دهد بنابراین لازم است از پروتئین های نباتی استفاده شود کنجاله سویا نسبت  به دیگر مواد گیاهی باردارنده کمتری داشته و اسیدهای آمینه لازم را فراهم مینماید بنابراین از این منبع پروتئین می توان تا حد بالایی استفاده کرد .

نتیجه گیری

درمجموع میتوان گفت کنجاله سویا ، ماده غذایی مناسبی جهت تامین پروتئین جیره طیور می باشد که از لحاظ اقتصادی بهداشتی و ترکیبات موجود حائز اهمیت است با توجه به عوامل محدود کننده استفاده زیاد در جیره طیور توصیه می شود ازمکملهای پروتئینی مناسب همچون کنجاله کنجد ، پودر ماهی و غلات ویتامین ها و منابع تامین کننده فسفر و کلسیم حتی الامکان استفاده گردد بدین ترتیب می توان جیره غذایی مناسبی مشتمل بر انواع مختلف مواد غذایی تهیه نمود .

 

مجله تغذیه دام وطیور – مهندس اسماعیل کرمی دهکردی

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 16:51  توسط مصطفی مشکور  |